شکوه تدبیر-1/ واکاوی دلایل لزوم عدم حضور دکتر احمدی نژاد یا حمایت وی از هر کاندیدای دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری

20 اسفند 1395

دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری به دلایل مختلف و شرایط خاص داخلی و خارجی از حساسیت و ویژگی های قابل توجهی برخوردار است؛ ویژگی هایی که با نزدیک شدن به آن ایام، وجه مشترک قابل توجهی را دو طیف مدعی دلسوزی نظام با رویکرد قدرت طلبی در داخل به نمایش می گذارد؛ نقطه تلاقی ای به نام "دکتر احمدی نژاد"؛ گروهی با انتساب خود به حمایت و اعتبار دکتر احمدی نژاد و آبروی دولت های نهم و دهم و گروهی با احمدی نژاد هراسی به منظور تضمین آراء از دست رفته. ارائه تحلیلی درست از حوادث پیرامون این موضوع ، مستلزم بازخوانی خط سیر «جریان حامیان گفتمان امام و انقلاب» و «جریان تکنوکرات و لیبرال پیرامون انقلاب» در چهارساله اخیر حول دو نگاه آرمان‌گرا و قدرت‌گرا می باشد که این یادداشت بدان پرداخته است.

 بسمه الحق

"مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا ﴿۲۳﴾

از ميان مؤمنان مردانى‏ اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در [همين] انتظارند و [هرگز عقيده خود را] تبديل نكردند

لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ إِنْ شَاءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا ﴿۲۴﴾

تا خدا راستگويان را به [پاداش] راستي‏شان پاداش دهد و منافقان را اگر بخواهد عذاب كند يا بر ايشان ببخشايد كه خدا همواره آمرزنده مهربان است."

سوره أحزاب- آیات 23 و 24

جهت دریافت فایل PDF این یادداشت با حجم 553 کیلوبایت اینجا کلیک نمایید

دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری به دلایل مختلف و شرایط خاص داخلی و خارجی از حساسیت و ویژگی های قابل توجهی برخوردار است؛ ویژگی هایی که با نزدیک شدن به آن ایام، وجه مشترک قابل توجهی را دو طیف مدعی دلسوزی نظام با رویکرد قدرت طلبی در داخل به نمایش می گذارد؛ نقطه تلاقی ای به نام "دکتر احمدی نژاد"؛ گروهی با انتساب خود به حمایت و اعتبار دکتر احمدی نژاد و آبروی دولت های نهم و دهم و گروهی با احمدی نژاد هراسی به منظور تضمین آراء از دست رفته.

ارائه تحلیلی درست از حوادث پیرامون این موضوع ، مستلزم بازخوانی خط سیر «جریان حامیان گفتمان امام و انقلاب» و «جریان تکنوکرات و لیبرال پیرامون انقلاب» در چهارساله اخیر حول دو نگاه آرمان‌گرا و قدرت‌گرا می باشد که اهم آنرا می توان در قالب مراحل ذیل مرور نمود:

1- با شکست فتنه 88 و افشای دست های داخلی و خارجی پشت صحنه آن، تکیه گاه فتنه که ادامه راه را برای "جریان لیبرال و تکنوکرات پیرامون انقلاب" بسیار دشوار می بیند، به منظور تطهیر جریان فتنه و بسترسازی برای بازگشت رسمی به عرصه قدرت اجرایی، اقدام به تولید واژگان جدیدی در ادبیات سیاسی انقلاب ، موسوم به جریان انحرافی در دولت دهم نموده و ضمن بکارگیری تمامی اعوان و انصار آشکار و پنهان خود در لایه های مختلف حاکمیت، گروه ها و رسانه های  جریان ساز و حتی نفوذی های داخل دولت دهم، خطر خودساخته ای را در ذهن عموم نهادینه‌سازی می نماید؛ به گونه ای که در ماه های پایانی دولت دهم، احزاب به ظاهر متقابل، خواص به ظاهر متعارض و رسانه های به ظاهر غیرهمگرا همگی حول یک محور متفق القول می شوند : "خطر جریان انحرافی".

2- طراحی و هدایت‌گری خارق العاده مغز متفکرجریان فتنه پیرامون آبروبخشی به فتنه گران و بازگشت بازندگان قطعی فتنه 88 و مغضوبین مردم انقلابی به عرصه قدرت، با تبدیل یک عرصة باخت به مقدمه یک برد بزرگ در 24 خرداد 1392 به ثمر نشست و حسن روحانی با کابینه ای متشکل از مهره های اصلی و نقش آفرین در فتنه 88 به عنوان مسئولین دولت یازدهمشروع به کار نمودند.

3- در اوج شادی فاتحین میدان انتخابات و فحّاشی و فرافکنی بازندگان این عرصه به دکتر احمدی نژاد(به عنوان مسبّب اصلی!! این فاجعه)، علیرغم هجمه وسیع احزاب، گروه ها و رسانه های دوطرف میدان در انحرافی خواندن دولت دهم و به ویژه شخص دکتر احمدی نژاد، رهبر معظم انقلاب در اقدامی بی سابقه، جلسة موعظة رمضانی خود با مسئولین نظام را در مورخ 23/4/1392(که آخرین جلسه هیئت دولت دهم با ایشان نیز محسوب می شد) تبدیل به مراسم گزارش دهی، گوشزد به مسئولین و ثبت تاریخی و رسمی خدمات دولت های نهم و دهم نموده و پس از استماع گزارش مقامات مختلف آن دولت، در ادامه تأییدات گذشته خود پیرامون سه محور "عملکرد و رفتار فردی آن دولت‌ها و به ویژه شخص دکتر احمدی نژاد"، "عملکرد و رفتار گروهی و اجرایی دولت های نهم ودهم" و "گفتمان حاکم و مورد پیگیری دولت های نهم و دهم" دو بار تأکید می نمایند:

« نکته‌ی دیگر هم که در مورد این دولت در طول این هشت سال مورد نظرم بود و بارها هم به آن اشاره کردم، این است که این دولت بحمدالله توانست شعارهای انقلاب را سر دست بگیرد و به آنها افتخار کند و آنها را در جامعه مطرح کند/  این دولت این شعارهای انقلاب را مطرح کرد، برجسته کرد، سر دست گرفت، به آنها افتخار کرد؛ در مجامع جهانی، احساس شرم از انگیزه‌های انقلابی و از اهداف انقلابی و از شیوه‌های انقلابی نکرد؛ این خیلی کار بزرگی بود.»(*)

 4- با روی کار آمدن دولت یازدهم و تقویت و تقابل آشکار میدانی و گفتمانی "جریان تکنوکرات و لیبرال پیرامون انقلاب" با گفتمان انقلاب و خط امام و رهبری که مکرر مورد تذکر و ایراد رهبر معظم انقلاب قرار گرفت، دکتر احمدی نژاد و گروهی چند از مقامات دولت های نهم و دهم نسبت به ضرورت بازخوانی و تبیین گفتمان اصیل انقلاب اسلامی، احساس تکلیف نموده و پس از بررسی ابعاد مختلف چگونگی امکان پیگیری و تحقق این مهم، تصمیم به راه اندازی گروهی مردمی با دایره فراخوان عمومی متشکّل از تمامی افراد، خواص، گروه ها و احزاب و دلسوزان انقلاب می نمایند.

5- هیئت مؤسّسی با ریاست دکتر احمدی نژاد نسبت به تهیه پیش نویس اساسنامه درخصوص مذکور ، اقدام و در آذر 93 مجمع عمومی اولیه متشکل از نیروهای انقلابی فراخوان شده از تمامی استان های کشور، اساسنامه یادشده را به تصویب می رسانند.

6- با تصویب اساسنامه مذکور و تعریف مأموریت، چشم انداز و اهداف مورد پیگیری این تشکیلات، دکتر احمدی نژاد در اسفند 1393 طی دیداری با مقام معظم رهبری به ارائه برنامه و کسب تکلیف در خصوص فعالیت در راستای یادشده می پردازد که معظّم‌له ضمن ابراز خرسندی از این مهم ، بر انجام کار "به صورت عمیق" در طریق مذکور تأکید می نمایند.

7- دومین مجمع عمومی «شورای بازخوانی و نشر گفتمان انقلاب و خط نورانی امام و رهبری» به منظور تبیین مأموریت واهداف شورا، تعیین اعضای شورای مرکزی و کارگروه های ذیل آن شورا و ابلاغ شرح وظایف نمایندگان مجامع عمومی در استان ها و شیوه کار شوراهای استانی و شهرستانی و زیرمجموعه آنها در اردیبهشت 1394 تشکیل می گردد و ضمن آن بر رویکرد گفتمانی تبیینی تشکیلات ایجادشده و عدم وجود هرگونه انگیزه انتخاباتی پیرامون آن(از سوی اعضای شورای مرکزی و شخص دکتر احمدی نژاد) تأکید می گردد.

8- 14 خرداد 1394 رهبر معظم انقلاب، «خطر تحریف امام» را فریاد زده و ضمن هشدار این موضوع که«تحریف شخصیّت امام، تحریف راه امام و منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملّت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد.» گوشزد می نمایند:

«خطر تحریف امام به‌عنوان یک هشدار باید در گوش و چشم مسئولان کشور، صاحب‌نظران فکری انقلاب، شاگردان قدیمی امام، کسانی که علاقه‌ی به این راه دارند و عموم جوانان، فرزانگان، دانشگاهیان، حوزویان تلقّی بشود. خب، این مقدمه‌ی عرایض من بود.»(*)

9- با هشدار، فراخوان و تکلیف عمومی اعلامی از سوی رهبر معظم انقلاب، احزاب، گروه‌‍‌ها، تشکّلات، نهادها و مدّعیان امر مطابق با روند معمول ایشان در پیگیری فرمایشات معظّم‌له، چند صباحی را به این مهم پرداخته و با فاصله کمی پس از آن، فرمایش امام جامعه اسلامی از تیتر رسانه ای و گفتمانی افراد و گروه‌های مذکور حذف می گردد؛ لیکن اعضای شورای بازخوانی که مأموریت خود را پس از آن فرمایشات، رسمی تر قلمداد نموده، لزوم پیگیری و تحقّق آن مهم را جدّی‌تر و باانگیزه بیشتر دنبال  می نمایند. شوراهای استانی بتدریج و ظرف چندماه پس از آن شکل گرفته و لایه های شهرستانی وارد فعالیت میدانی می شوند.

10- دکتر احمدی نژاد به عنوان رئیس هیئت مؤسّس و رئیس شورای مرکزی «شورای بازخوانی و نشر گفتمان انقلاب و خط نورانی امام و رهبری» سفرهای گفتمانی خود را به منظور فراگیرشدن و پرداخت بیشتر رسانه ای به این مهم، به مراکز استان ها آغاز می نماید.

اولین سفر وی به بیرجند(مرکز استان خراسان جنوبی) در 9 مهر 1394 ، علیرغم کارشکنی، سنگ‌اندازی، و تلاش های همه جانبه و هدایت شده برای لغو یا کمرنگ شدن آن مراسم، با استقبال دور از تصوّر و 15000 نفری مردم ولایتمدار آن خطّه روبرو می شود؛ به گونه‌ای که بی‌بی‌سی فارسی و رسانه های همسوی داخلی آن، با تحلیل این رویداد، از آن به عنوان «خطر بازگشت احمدی نژاد» یاد می کنند( ؛ تحلیلی که با سیل خروشان استقبال ها در سفرهای بعدی دکتر احمدی نژاد پررنگ تر شد.)

11- عدم پرداخت سایر گروه ها و تشکلات دولتی و غیر دولتی به هشدار امام جامعه اسلامی تا حدّی جدی است که رهبر معظم انقلاب که در 14 خرداد 1394 ، از نتیجه این غفلت به «سیلی خوردن ملت ایران» تعبیر می کنند، در 14 خرداد 1395 ، به جهت برجسته تر نمودن این مهم، نتیجه غفلت از راه امام را سیلی خوردن ملت ایران و به انضمام آن «اصل اسلام» عنوان می نمایند.

« امام راه را به ما نشان داد، معیارها و شاخصها را به ما نشان داد، هدفها را برای ما مشخّص کرد و خود او حرکت را آغاز کرد. ما تا امروز به برکت حرکت در جهت انقلاب، دستاوردهای زیادی پیدا کرده‌ایم امّا هنوز تا آن هدفها فاصله بسیار زیاد است. میتوانیم به آن هدفها برسیم، مشروط بر اینکه این قطار بر روی همین ریل حرکت کند؛ بر روی ریلی که امام، قطار جامعه‌ی اسلامی را به حرکت درآورد. بعد از رحلت امام، ما هرجا انقلابی عمل کردیم پیش رفتیم و هرجا از انقلابیگری و حرکت جهادی غفلت کردیم، عقب ماندیم و ناکام شدیم؛ این یک واقعیّتی است.

مخاطب این سخن، نسل امروز و نسل فردا و نسل فرداهای بعد است؛ مخاطب این سخن، همه‌ی ما هستیم؛ مسئولان مخاطبند؛ فعّالان سیاسی، فعّالان فرهنگی، فعّالان اجتماعی، همه مخاطب این سخنند؛ جوانان، دانشگاهیان، حوزویان، پیشه‌وران، روستاییان، شهریان، همه مخاطب این سخنند؛ همه باید بدانند میتوان این راه را با شیوه‌ی انقلابی حرکت کرد و آن‌وقت، پیشرفت قطعی است؛ و میتوان به شیوه‌ی دیگری حرکت کرد و آن‌وقت سرنوشت سرنوشت رقّت‌آوری خواهد بود. امام تعبیر رایجی داشتند، مکرّر در مواردی میگفتند: «اسلام سیلی خواهد خورد». اگر راه را عوض کردیم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد، اسلام هم سیلی خواهد خورد(*)

12- هوشمندی و تدابیر دشمن شکن امام جامعه در مواجهه با نوع سیاست ها و عملکرد داخلی و خارجی دولت یازدهم، سیر مأیوس کننده و رفتار غیرقابل دفاع طرفین مذاکره در ماجرای برجام، عملکرد غیرقابل دفاع دولت یازدهم در سایر حوزه های اجرایی و هزینه کرد تمام فرصت‌ها و منابع دولت بر روی برجام،  و روند رو به رشد استقبال عمومی از پیگیری بازخوانی و تبیین گفتمان انقلاب و خط نورانی امام و رهبری در سفرهای استانی دکتر احمدی نژاد، احساس ترس و خطر حذف همیشگی از حاکمیت را در دل «جریان تکنوکرات و لیبرال پیرامون انقلاب»، قویتر از قبل می نماید.

13- پروژه ایجاد فضای رقابت و تبلیغات زودهنگام انتخاباتی به منظور فرار رو به جلو و عدم پاسخگویی نسبت به عملکرد اجرایی غیرقابل دفاع دولت یازدهم کلید می خورد؛ همان موضوعی که دکتر احمدی نژاد با هوشیاری نسبت به این ترفند، ضمن اظهار مکرر بر عدم احساس تکلیف شخصی نسبت به حضور در دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری و تأکید بر رویکرد گفتمانی تشکیلات در مجمع عمومی اردیبهشت 1395 و جلسه دبیران استان ها در مرداد 1395 ،دوستان ، حامیان  وهواداران را از انتخاباتی شدن زودهنگام فضای سیاسی و رسانه ای کشور تأکید پرهیز می دهد.

14- بدنبال دیدار هیئت دولت یازدهم در 3 شهریور 1395 با امام خامنه ای و مباحث مربوطه از سوی ایشان که منجر به دستور رهبر معظم انقلاب به مسئولین دولت یازدهم درخصوص «عدم مشغولیت و توجه به تبلیغات انتخاباتی وحرفهای انتخاباتی در ماه های پیش رو»(*)می گردد، به فاصله چند روز پس از آن و در دیدار دکتر احمدی نژاد با امام خامنه ای-9/6/1395-، معظّم‌له در قالب نصیحتلأئمه‌المؤمنین و  برادر مؤمنشان، ورود ایشان به به فعالیت های انتخاباتی ریاست جمهوری آینده را به منظور جلوگیری از دوقطبی شدن کشور به مصلحتنمی دانند (*)که این مهم منجر به تبعیت فی‌المجلس و بلاتأخیر رئیس دولت های نهم و دهم در این خصوص می گردد.

15- متعاقب جنجال رسانه ای احزاب و گروه های مختلف پیرامون دستور! مقام معظم رهبری(بر خلاف نصّ صریح شخص ایشان در 5/7/1395) درخصوص نهی! دکتر احمدی نژاد(به فرموده ایشان : توصیه به برادر مؤمن-شیخ عبدالعالی) از کاندیداتوری در دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، معظّم‌له در 4/7/1395 به تخطئه افشاکنندگان مفاد جلسه خصوصی مذکور پرداخته(*)و در 5/7/1395 ابعاد و دلایل نصیحت خود به دکتر احمدی نژاد را به صورت علنی و عمومی اعلام می نمایند.(*)

بدنبال آن، رسانه ها و اشخاص وابسته به احزاب مختلف، متّفق القول و با سرعت هرچه تمامتر، و به خیال خام خویش به منظور تبیین عدم تبعیّت دکتر احمدی نژاد از امام جامعه اسلامی، به جولان برجسته سازی یک واخواهی مغرضانه پرداختند: «آزمون ولایت پذیری برای دکتر احمدی نژاد!!!»

16- 6/7/1395 ، دکتر احمدی نژاد با صدور بیانیه ای، ضمن تأکید بر اینکه جلسه ایشان با مقام معظم رهبری به منظور «تشریح برنامه های تبیین انقلاب در سراسر کشور» صورت گرفته ، از تبعیت فی‌المجلس و بلاتأخیر خود درخصوص نصیحت امام خامنه ای در آن جلسه پیرامون «عدم مصلحت بر شرکت ایشان در انتخابات ریاست جمهوری آینده»(علیرغم داشتن شرایط مطلوب رأی‌آوری در دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری به اذعان مخالفین ایشان و تئوریسین های احزاب و گروه‌های مخالف) رونمایی نموده و اظهار می دارد: «در عمل به منویات رهبر بزرگوار انقلاب، برنامه ای برای حضور در عرصه رقابت های انتخاباتی سال آینده ندارم.»(*)

17- با اعلام مقام معظم رهبری و بیانیه دشمن شکن دکتر احمدی نژاد، نه تنها تمامی مدعیان «آزمون ولایت پذیری» در کما فرو      می روند و هیچکدام کلامی در اثبات ولایت پذیری دکتر احمدی نژاد به زبان نمی آورند، بلکه تعداد قابل توجهی از چهره های شاخص و وابستگان به شورای بازخوانی(در سطح شورای مرکزی و کارگروه های ذیل آن و به نسبت کمتری در شوراهای استانی و زیرمجموعه های آنان) که با توجه به دعوت فراگیر دکتر احمدی نژاد در ابتدای کار و با لحاظ پتانسیل بالقوه موجود درخصوص بازگشت به قدرت دکتر احمدی نژاد در دوره بعدی ریاست جمهوری، ذیل پرچم شورای بازخوانی گرد آمده بودند، به ناگهان با شورای مذکور قطع رابطه نمودند.

ـ در واقع پیرامون حوادث آن ایام و تبعات آن چنین می توان گفت که :

غربال خداوندی با تدبیر داهیانه امام خامنه‌ای و هوشمندی و ولایتمداری دکتر احمدی نژاد در دولایه شکل می گیرد:

الف- تفکیک مدعیان و دغدغه‌مندان واقعی دفاع از حریم ولایت و امامت جامعه اسلامی از مدعیان دروغین این عرصه؛

ب- تفکیک حامیان و اطرافیان آرمان‌گرا و قدرت‌گرا پیرامون دکتر احمدی نژاد و شورای بازخوانی.

18- دکتر احمدی نژاد در جلسه 13/8/1395 با دبیران شوراهای بازخوانی استان ها، ابعاد نصیحت امام خامنه ای و نوع تکلیف خود و شورای بازخوانی را پیرامون آن چنین تبیین می نماید:

«دو سالی، تبیین را با هم دنبال می کردیم. تقریبا در هر جلسه من تذکر دادم. آقا به بحث های انتخابات اصلا ورود نکنید. آنها اصلا در مقابلِ این ارزشی ندارد. اگر این نباشد، با هزار بگیر و ببند و با هزار طراحی های سیاسی و با کارهایی که معمولا در دنیا؟انجام می شود مشکل حل نمی شود. والله ارزش های الهی زمانی محقق می شود که به باورِ مردم تبدیل بشود و همه در راهش حرکت کنند.

ما از اول هم بحث های انتخاباتی نداشتیم. حالا رهبری فرمودند، خیال همه راحت شد. چه آنهایی که می خواستند کار کنند و در دلشان دغدغه بود، چه آنهایی که پدر ما را در آوردند و وقتی می خواستیم در یک استان جلسه بگیریم، این می کشید، او تهدید می کرد، احضاریه می آورد و …آقا ول کنید بگذارید کارمان را بکنیم. راحت شدید دیگر! نگران بودید؟

ایشان یک مصلحتی دیدند. من حتی سوال نکردم چرا و به چه مصلحتی این را می گویید. آقا فرمودند مصلحت نیست، گفتم باشد. به یک ثانیه هم طول نکشید.

آن هایی هم که برای انتخابات می خواهند بروند، دوستانی که می خواهند در انتخابات کار کنند و در انتخابات نظری دارند، بروند و در این مجموعه نباشند. چون آسیب می بیند؛ بروند و بعداً خواستند برای همکاری بیایند. دوباره با هم صحبت می کنیم.

ما که دعوا نداریم. محدودیت و سیطره ای وجود ندارد. ما با هم آمدیم. یک کار داوطلبی و مردمیست. اگر دوستانی تحلیل دیگری دارند، دوست دارند بروند برای انتخابات و…اینها فعلا در مجموعه نباشند. بروید! راحت کارشان را بکنند. چون با این مجموعه نمی شود کارها را انجام داد. اصلا دو دله نمی شود. من به شما این را بگویم. بخدا اگر یک در ده هزار میلیارد موضوع انتخابات در ذهن من بود، الان آن هم نیست. انسان که تمام نمی شود. انسان که بند به عنوان نیست.

من می دانم در این انتخابات حساسیت و فشار زیاد است. می آیند فشار می آورند، وادار می کنند که آقا حمایت کن و اطلاعیه بده!من گفتمهیچ برنامه ای در رقابت ها ندارم؛ معنایش این است که در انتخابات شورا یا ریاست جمهوری چیزی به معنای حمایت از شخص یا لیست وجود ندارد. اگر نزدیک ترین فرد به من هم آمد و گفت؛ محترم و آزاد است. گرچه من به او می گویم این کار را نکن؛ ولی ارتباطی به من ندارد. روشن است که اگر از کسی حمایت کنم می شود همان بحث دیگر! شوخی و بازی نیست. بگویند آقا خودت نباش، اعتبارت بیاید پشت این آقا، خب خنده دار است دیگر! اگر با من مشورت کنند که می گویم حتما نروید چون ضرورتی ندارد و در این صحنه          نمی توانید کاری کنید و موفق نمی شوید. حضورتان نمی تواند مفید باشد. دلایلش هم موجود است.

آن هایی هم که برای انتخابات می خواهند بروند، بروند و بعدا خواستند برای همکاری بیایند. دوباره با هم صحبت می کنیم. صحبت می کنیم. نباید کارهای کوچک کنیم. اگر تشخیص می دهی کار مهم این است. ولی دیدید همین کار مختصری که شما انجام دادید چه موجی در جهان ایجاد کرد. دلیلش چیست؟ اصلا در دستگاه الهی که کمیت ها را نمی سنجند.

من معتقد بودم و هستم که مهم ترین و ماندگارترین و اثر بخش ترین کار و خدمتی که در این شرایط کسی می تواند برای انقلاب انجام بدهد، بازخوانی انقلاب است. بحث تبیینی با قوت ادامه دارد؛ بدانید من اگر تک و تنها هم بمانم این کار را ادامه    می دهم.

بحث ما مسیر انقلاب است نه اینکه چه کسی روی چه صندلی بنشیند. موضوعِ کار ما این نیست. چه کسی گفته هرکس در همه چیز باید باشد؟ من تکلیفی ندارم. موضوع کار من انتخابات نیست.دوستانی که تکلیف دیگری می بینند دستشان را می بوسم اما بروند. نمی توانیم الان باهم کار کنیم. من به صراحت گفتم و پاسخ دادم. اطلاعیه روشن هم خواهیم داد. 

من اصلا نگران تحولات آینده نیستم. تحولات عالی است و انقلاب جهانی جلو می رود. »(*)

19- با سیر مذکور از یک سو، ابزار فرافکنی دولت یازدهم در ورود زودهنگام به تبلیغات و فعالیت های انتخاباتی به بهانه فعالیت زودهنگام اصلی ترین رقیب(یعنی دکتر احمدی نژاد) گرفته می شود و جریان آرمانگرای شورای بازخوانی به عنوان تنها جریان واخواهی‌کننده پیگیر دستور مقام معظم‌له پیرامون لزوم بازخوانی گفتمان انقلاب و امام(یا لااقل، اصلی ترین جریان) وارد یک فضای کارکردی و حریم امن فعالیت حول محور مأموریت تعریف شده اولیه گشته و به تبع آن از تفکرات صرفاً قدرت‌گرا به تدریج تطهیر می گردد.

در این میان، خنّاسانی که تا دیروز مدعی «آزمون ولایت پذیری» برای احمدی نژاد بودند و اکنون مورد بازخواست افکار انقلابی درخصوص تبعیت محض دکتر احمدی نژاد از امام جامعه اسلامی قرار گرفته بودند، ترفند جدیدی را در قالب «القاء تبعیت صوری دکتر احمدی در دست گرفتند. ایشان مدعی بودند تبعیت دکتر احمدی نژاد از رهبر معظم انقلاب در موضوع یادشده قطعاً به صورت صوری و به اقتضاء زمان و به منظور ایجاد پایگاه از دست رفته وی در بین جامعه ولایتمدار و طیف حزب‌اللهی صورت گرفته و وی در آینده نزدیک با ترفندی جدید و یا لااقل با حمایت از فردی خاص به عرصه دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری بازخواهد گشت. جالب اینجاست که بخشی از طیف قدرت‌گرای موجود در اطراف دکتر احمدی نژاد و شورای بازخوانی نیز، با ارائه تحلیلی مشابه ، جدا شدن برخی افراد با دیدگاه مشابه خود را از دکتر احمدی نژاد و شورای بازخوانی، در آن مقطع عجولانه قلمداد نموده و در جلسات خصوصی، از نصیحت مقام معظم رهبری و اظهارات صریح دکتر احمدی نژاد به عنوان یک ترفند برای مهار اوضاع یادنموده و گذر زمان را منتهی به بازگشت جریان دکتر احمدی نژاد به قدرت تصویر می نمودند.

20- 24 آذر ماه 1395 دبیرخانه شورای بازخوانی طی ابلاغی به تمامی شوراهای استانی مفاد درخواستی از سوی دکتر احمدی نژاد در جلسه 13 آبان گذشته را واخواهی نموده و صراحتاً بر پیگیری خروج اعضایی که قصد فعالیت انتخاباتی و حمایت از کاندیدای خاصی را دارند، تأکید می نماید.

21- علیرغم تصریح مواضع دکتر احمدی نژاد در خصوص مذکور و روند فعالیت شورای بازخوانی، توجه به پایگاه اجتماعی وسیع و قابل توجه دکتر احمدی نژاد و با نزیک شدن به ایام انتخابات ریاست جمهوری ، شایعاتی جدّی و اظهارتی خصوصی و عمومی پیرامون حمایت دکتر احمدی نژاد از برخی کاندیداهای ریاست جمهوری به ویژه برخی نزدیکان یا منتسبین به وی قوت می گیرد؛کتر احمدی نژاد در مورخ 23/11/1395به منظور اتمام حجت و جلوگیری از لزوم اعلام موضوع و انتشار اطلاعیه برای ردّ ادعا شایعات در این خصوص اقدام به انتشار بیانیه ای رسمی با دست خط خود می نماید. وی در این بیانیه ضمن تأکید بر مواضع اعلامی قبلی، از احتمال اقدام برخی افراد و نزدیکان وی در آینده نزدیک برای منتسب کردن و حمایت ایشان از کاندیدایی خاص پرده برداشته و حجّت را بر همگان تمام می کند. در این بیانیه آمده است :

«در رد برخی شایعات مبنی بر حمایت اینجانب از کاندیدای خاص در انتخابات سال آینده، و پیرو نامه مورخ ۹۵/۰۷/۰۶ اینجانب به حضور مقام معظم رهبری ، متواضعانه به استحضار می رساند؛

۱- اینجانب عضو هیچ جناح و حزب و گروهی نیستم و خود را تنها قطره ای از اقیانوس زلال ملت ایران و خادم آنان می شمارم و این امر را یک افتخار ابدی می دانم.

۲- از هیچ فرد یا جناح و حزب و گروهی حمایت نکرده و نخواهم کرد. این موضع قطعی و غیرقابل تغییراینجانب است.

۳- ممکن است برخی افراد یا جریانات و جناح ها به خاطر منافع گروهی ، اخبار و شایعاتی تحت عنوان حمایت از شخص خاصی به نقل از اینجانب منتشر نماید. صریحا اعلام می نمایم که این نوع شایعات و اخبار حتی اگر از زبان نزدیکان اینجانب باشد ، خلاف واقع است و قویا تکذیب می شود.»(*)

22- جمع شرایط فوق(فارغ از اشخاص) به خوبی مبیّن و تفکیک کننده دو اندیشه آرمان‌گرا و قدرت‌گرا در نظام جمهوری اسلامی است؛  اندیشه اول، ادامه حیات سیاسی انقلاب اسلامی را در بازخوانی و نشر گفتمان انقلاب و خط نورانی امام ورهبری دانسته و در این طریق تبعیت از امام جامعه اسلامی را در هر شرایطی بر خود فرض می داند؛ اندیشه دوم، ادامه حیات سیاسی انقلاب اسلامی را با ادامه حیات سیاسی خود گره زده و عدم بازگشت به قدرت را به منزلة اضمحلال نظام می داند. این گروه، تبعیت و حتی حمایت خود از امام جامعه اسلامی را بر مبنای میزان تبعیت امام جامعه از ایشان و به تبع میزان انتفاع ایشان از چارچوب حاکمیت وی و حضورشان در چارچوب قدرت اجرایی نظام تعریف می شود. اینان تنها در شرایطی علی را یاری می نمایند که علی(ع) خلیفه باشد؛ کاری ندارند که او امام است یا نیست؛ مورد ظلم واقع شده یا خیر؛ اگر دست های علی بسته باشد، حفظ جان خود را بر حفظ جان امام علی و اولیائش اولی می دانند؛ اگر علی خانه نشین باشد، با مستی حاکمان جور مستی می کنند، حتی اگر خلیفه باشد و رفتار و افکارش مطابق با میل ایشان نباشد و اهداف ایشان را حاصل ننماید، تمام تلاش خود را برای تحمیلگری بر وی مصروف می کنند؛ و اگر نتیجه نداد، به اجتهاد خود شمشیر برگردنش می نهند و سپهسالارانش را در آستانه هزیمت شیطان ، متوقف نموده و او را وادار به دستور عقب نشینی می نمایند؛ اگر بر روی منافقین شمشیر کشد، به برادر کشی متهمش می کنند؛ اعتلای نظام را تنها در شرایطی باور دارند که خود بر مسند قدرت باشند و شرایطی غیر از این را مصداق بارز بی کفایتی امام جامعه می دانند؛ این گروه به محض اینکه توصیه ها یا دستورات امام جامعه اسلامی مطابق با مبنای فکری یا منافع ایشان نباشد،با انقلابی جلوه دادن خود، وی را متهم به مصلحت اندیشی و سازشکاری معرفی می نمایند؛ اینان خیلی که مرد باشند بر خانه نشینی علی(ع) می گریند و بر تنهایی اش ناله می کنند؛ برای صلح حسن(ع) افسوس می خورند بر قتل حسین(ع) شیون و مویه می کنند...

با اندک تأمل می توان دریافت چندماهه آینده سیاسی انقلاب اسلامی آبستن حوادث فتنه‌گون و پوست اندازی جدی برخی افراد و گروه های سیاسی به منظور نقش آفرینی مستقیم در عرصه قدرت خواهد بود؛ ماجرایی که به عرصه نزاع دو طیف همگرا از نظر گفتمان(قدرت گرا نه آرمان گرا)، لیکن غیرهمگرا در تاکتیک سیاسی(مخالف و موافق دکتر احمدی نژاد) در رقابت های دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری تبدیل خواهد شد.

نزاع میان =>  طیف مخالفین، که با عملکرد ضعیفشان در چهارسال گذشته و عدم حضور دکتر احمدی نژاد در عرصه انتخابات، نه تنها امیدی به جذب آراء بیشتر از یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ندارند، بلکه نگران از دست دادن آراء موافق خود در آن انتخابات نیز هستند، و تنهاراه بقای خود را در  ایجاد دوقطبی کاذب و القاء خطر بازگشت احمدی نژاد(از طریق اطرافیان وی) به منظور تحریک حامیان گذشته به رأی مجدد به خودشان تصور می نمایند؛

با =>  آن دسته از حامیان دکتر احمدی نژاد که وی را تنها در چارچوب قدرت و در قامت ریاست جمهوری و خود را ذیل ساختار قدرت حاصل از دولت بعدی دکتر احمدی نژاد تعریف می نمودند، اکنون که از حضور مستقیم و عادی وی در انتخابات پیش رو ناامید گشته اند، با وصله کردن حمایت و اعتبار گفتمانی و عملکردی وی نسبت به خود، سعی در تصدی قدرت اجرایی مملکت با تابلوی دستاوردهای دولت های نهم و دهم و شورای بازخوانی داشته و یا بدنبال تحمیلگری بر امام جامعه اسلامی به منظور بازگشت دکتر احمدی نژاد به عرصه قدرت می باشند؛کسانی که یا  بقای خود را جز با حضور در رأس هرم اجرایی نمی بینند و یا بقای نظام را جز با حضور خویش در عرصه قدرتِ اجرایی متصور نیستند.

اینان با وصله نمودن نام و اعتبار دکتر احمدی نژاد به خود، خواسته یا ناخواسته چند خدمت به متقابلین با "گفتمان انقلاب و خط نورانی امام و رهبری"می نمایند:

1- تأیید فرضیه صوری بودن تبعیت دکتر احمدی نژاد از رهبر معظم انقلاب در ماجرای توصیه ایشان به عدم ورود در انتخابات ریاست جمهوری(به تعبیر و تحلیل دکتر احمدی نژاد در 13/8/1395)

2- تأیید فرضیه انتخاباتی بودن انگیزه راه اندازی شورای بازخوانی از ابتدا و به تبع آن متوقف شدن تنها حرکت(یا لااقل جدی ترین حرکت) موجود در راستای لبیک به هشدار امام جامعه اسلامی که این موضوع در هر دو شرایط  پیروزی و شکست دامن گیر خواهدبود.

3- ایجاد فضای دوقطبی کاذب موردنظر برای مخالفین جهت تکمیل و تضمین آراء موافق سال 1392 به بهانه خطر بازگشت احمدی نژاد؛

4- ایجاد دوقطبی کاذب بین حامیان کاندیداهایی که خود را منتسب به دکتر احمدی نژاد می کنند با نظام، در صورت عدم تأیید صلاحیت آن کاندیداها؛ به بهانه عدم تمایل نظام به ادامه راه احمدی نژاد و تمایل نظام به سازشکاری با جریان حاکم؛

5- چون به عنوان کاندیدای مورد حمایت دکتر احمدی نژاد معرفی می شوند، عدم رأی‌آوری ایشان در انتخابات پیش رو یا هرگونه وصله یا ایراد منتسب به ایشان به پای دکتر احمدی نژاد و جریان حامی وی گذاشته خواهد شد.

6- احساس تکلیف و فعالیت حامیان دکتر احمدی نژاد و برخی دولتمردان دولت های نهم و دهم پس از تقابل آشکار دولت یازدهم در برخی سیاست های کلیدی نظام به امام جامعه اسلامی در قالب تنها گروه لبیک گو به فرمان رهبر معظم انقلاب مبنی بر بازخوانی و نشر خط امام، و متعاقب آن تبعیت بی چون و چرای دکتر احمدی نژاد از توصیه مقام معظم رهبری  در عدم فعالیت در انتخابات آینده، منجر به زبان بند شدن مغرضین و رفع شک بددلان شده بود که اینک با ورود برخی افراد منتسب یا مرتبط یا ملقب به جریان انحرافی، مجددا همان فضا و وصله ها که با فاصله سه سال ونیم از آن ماجراها، کمرنگ یا فراموش شده بود، قوت گرفته و رخ نمایی خواهد نمود.

6- به اذعان تحلیلگران، دولت فعلی در شرایط عادی فاقد شرایط رأی‌آوری بوده و تنها راه نجات ایشان در تولید شرایط احساسی، دوقطبی و شاید چیزی شبیه فرآیند سال 88 می باشد؛ حتی با فرض رأی آوری کاندیداهای منتسب به دکتر احمدی نژاد بسیار بعید به نظر می رسد که با پروسه طبیعی، فرآیند انتقال قدرت صورت پذیرد؛ چرا که دقیقا عکس شرایط انتخابات 88 (در رقابت انتخاباتی) به وقوع پیوسته و احتمال می رود طرف فتنه اینبار به بهانه تقابل نظام با دولت یازدهم و عدم رغبت نظام به به ادامه فعالیت آن، به مثابه ادعای فتنه گران در سال 88 ، آراء بازنده را به عنوان برنده اعلام نماید؛ با این تفاوت که در این مرحله مجری انتخابات ، شخص بازنده بوده و تا کار به تأیید شورای نگهبان و اعتراض بخواهد برسد، مملکت به آشوب کشیده شده است.

 

=> نکته قابل تأمل در این ماجرا اینست که اگر واقعاً احتمال تأیید صلاحیت افراد موردنظر و متعاقب آن شرایط پیروزی و رأی‌آوری مدعیان اینقدر مسجّل است و فرض بر عدم وجود هرگونه ضرر و خسران متعاقب با کاندیداتوری ایشان است، پس دیگری دلیلی بر عدم کاندیداتوری دکتر احمدی نژاد باقی نمی ماند و خود ایشان با رأی حتمی و بسیاربالا پا به عرصه رقابت می گذاشت) (به تعبیر و تحلیل دکتر احمدی نژاد در 13/8/1395

ـ باری به هر طریق شرایط پیش رو، آستانه یک آزمایش بزرگ برای مدعیان ولایت مداری، شیعیان تنوری و مقدمه سازان دولت اسلامی به معنای واقعی کلمه است؛ می توان ابن عباس بود و تا شب عملیات با حسن بن علی(ع) همراهی نمود و با خدعه و اغوای شیطان، صبح عملیات امام جامعه را تنها گذاشت تا به سر حد شهادت هم برسد ونهایتاً وادار به صلح شود، یا به مثال 2000 شیعه مدعی بود که تا شب عملیات و حتی پس از یک هفته محاصره،کنار حسین(ع) باقی ماندند و با چراغ سبزی از سوی امام خویش، جان خود را بر وی اولی دانسته و از میدان فرار نمود؛ یا چون سلیمان صرد خزاعی، اجتهاد امام جامعه را در حاکمیت مورد تردید قرار داده و حتی در میدان نبرد حاضر نشد. و می توان چون عباس بن علی(ع) تا آخرین نفس،تکیه گاه امام باقی ماند، حتی اگر دشمن ملعون برایت امان نامه بفرستد و یا امام مظلوم با تمام رشادت هایت، صلاح بر به میدان رفتنت نداند و در آخرین مجاهدت قبل از شهادتت نیز اجازه حمل سلاحت ندهد...

... آری هنر شیطان در وقایع بزرگ تاریخی و به ویژه وقایع تلخ مربوط به تاریخ شیعه، این نبود که ایادی کفر و امویان و یزیدیان را جهنمی نمود، بلکه هنر وی در اغوا، زمین زدن و جهنمی نمودن صدهاهزار شیعه مدعی ولایتمداری بود.

تکلیف چیست؟(بر اساس فرمایشات امام جامعه اسلامی):

«همه‌ی زندگی امیرالمؤمنین جهاد است و صبر للَّه است و معرفت است و بصیرتاست و حرکت در راه رضای الهی است...آن چیزی که در میان رفتارهای امیرالمؤمنین - که شامل همه‌ی خصلتهای نیک یک انسان و یک زمامدار است - انسان مشاهده میکند و برترینِ این خصوصیات برای امروز ماست، مسئله‌ی بصیرت‌بخشی و بصیرت‌دهیبه کسانی است که نیاز به بصیرت دارند؛ یعنی روشن کردن فضا. در همه‌ی ادوار، این شجاعت بیپایان، این فداکاری عظیم، در خدمت آگاه کردن مردم، عمق دادن به اندیشه‌ی مردم و ایمان مردم به کار رفته است. امیرالمؤمنین اهل بصیرت دادن است. امروز ما به این بصیرت احتیاج داریم.»(*)

{«ـ باید بیدار باشید، باید هوشیار باشید، باید در صحنه باشید، باید بصیرت را محور کار خودتان قرار دهید. مواظب باشید دچار بی‌بصیرتی نشوید.

ـ نه فقط خودتان باید حقیقت را تشخیص دهید، بلکه باید فضا و محیط پیرامونی خودتان را هم بابصیرت کنید و برای آنها هم قضایا را روشن کنید.

ـ بصیرت، قطب‌نما و نورافکن است. در یک فضای تاریک، بصیرت روشنگر است. بصیرت راه را به ما نشان میدهد. بصیرت در حقیقت زمینه‌ی همه‌ی تلاشها و مبارزات انسانی در جامعه است.

ـ در حوادث گوناگون ممکن است بصیرت و بی‌بصیرتی عارض انسان شود. انسان باید بصیرت پیدا کند. این بصیرت به چه معناست؟ یعنی چه بصیرت پیدا کند؟ چه جوری میشود این بصیرت را پیدا کرد؟ این بصیرتی که در حوادث لازم است و در روایات و در کلمات امیرالمؤمنین هم روی آن تکیه و تأکید شده، به معنای این است که انسان در حوادثی که پیرامون او میگذرد و در حوادثی که پیش روی اوست و به او ارتباط پیدا میکند، تدبر کند؛ سعی کند از حوادث به شکل عامیانه و سطحی عبور نکند؛ به تعبیر امیرالمؤمنین، اعتبار کند: «رحم اللَّه امرء تفکّر فاعتبر»؛ (نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۱۰۳) فکر کند و بر اساس این فکر، اعتبار کند. یعنی با تدبر مسائل را بسنجد - «و اعتبر فأبصر» - با این سنجش، بصیرت پیدا کند. حوادث را درست نگاه کردن، درست سنجیدن، در آنها تدبر کردن، در انسان بصیرت ایجاد میکند؛ یعنی بینائی ایجاد میکند و انسان چشمش به حقیقت باز میشود.

ـ بصیرت پیدا کردن همین اندازه لازم دارد که انسان اسیر دامهای گوناگون، از دوستیها، دشمنیها، هوای نفس‌ها و پیشداوریهای گوناگون نشود. انسان همین قدر نگاه کند و تدبر کند، میتواند واقعیت را پیدا کند. مطالبه‌ی بصیرت، مطالبه‌ی همین تدبر است؛ مطالبه‌ی همین نگاه کردن است؛ مطالبه‌ی چیز بیشتری نیست. و به این ترتیب میشود فهمید که بصیرت پیدا کردن، کار همه است؛ همه میتوانند بصیرت پیدا کنند. البته بعضی نه به خاطر عناد، نه به خاطر بدخواهی، که گاهی غفلت میکنند. انسان با اینکه جان خودش را خیلی دوست دارد، اما گاهی ممکن است در حال رانندگی هم یک لحظه حواسش پرت شود، یک لحظه چرت بزند، یک ضایعه‌ای پیش بیاید. لغزشهائی که در این زمینه پیش می‌آید، اینها را نمیشود گناه دانست؛ اما اگر چنانچه تداوم پیدا کند، این دیگر بیبصیرتی است، این دیگر غیر قابل قبول است.

ـ یک نکته‌ی اساسی این است که باطل در مقابل انسان همیشه عریان ظاهر نمیشود تا انسان بشناسد که این باطل است؛ غالباً باطل با لباس حق یا با بخشی از حق وارد میدان میشود. امیرالمؤمنین فرمود: «انّما بدء وقوع الفتن اهواء تتّبع و احکام تبتدع یخالف فیها کتاب اللَّه»، بعد تا میرسد به اینجا: «فلو انّ الباطل خلص من مزاج الحقّ لم یخف علی المرتادین و لو انّ الحقّ خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندین»؛ (نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۵۰) اگر باطل و حق صریح و بیشائبه وسط میدان بیایند، اختلافی باقی نمی‌ماند؛ همه حق را دوست دارند، همه از باطل بدشان می‌آید؛ «و لیکن یؤخذ من هذا ضغث و من ذاک ضغث فیمزجان فحینئذ یشتبه الحقّ علی اولیائه». بخشی از حق را با بخشی از باطل مخلوط میکنند، نمیگذارند صِرف باطل و صریح باطل باشد؛ لذا مخاطبان دچار اشتباه میشوند؛ این را باید خیلی مراقبت کرد.»} (*)

«بصیرت این است که شما بدانید با چه کسی طرفید، بدانید که او درباره‌ی شما چه فکری دارد، بدانید که اگر چشم خودتان را بستید و فکر نکردید، ضربه خواهید خورد؛ این بصیرت است. توقّع ما از نخبگان سیاسی و غیرسیاسی کشور این است که این بصیرت را داشته باشند.مردم خوشبختانه این بصیرت را دارند؛ تعجّب است! مردم معمولی و توده‌های مردم این بصیرت سیاسی را دارند [امّا] بعضی از نخبگان ما با تکیه بر توهّماتی که دارند، این بصیرت را ندارند... وقتی بصیرت نباشد، انسان مجذوب چیزی می‌شود که جاذبه‌ای ندارد.»(*)

خوب، یک نکته‌ای در اینجا وجود دارد: گاهی بصیرت هم وجود دارد، اما در عین حال خطا و اشتباه ادامه پیدا میکند؛ که گفتیم بصیرت شرط کافی برای موفقیت نیست، شرط لازم است. در اینجا عواملی وجود دارد؛ یکی‌اش مسئله‌ی نبود عزم و اراده است. بعضی‌ها حقایقی را میدانند، اما برای اقدام تصمیم نمیگیرند؛ برای اظهار تصمیم نمیگیرند؛ برای ایستادن در موضع حق و دفاع از حق، تصمیم نمی‌گیرند. البته این تصمیم نگرفتن هم عللی دارد: گاهی عافیت‌طلبی است، گاهی تنزّه‌طلبی است، گاهی هوای نفس است، گاهی شهوات است، گاهی ملاحظه‌ی منافع شخصی خودشان است که ملاحظه می کنند، اینها مانع می شود، با اینکه حقیقت را می دانند؛ گاهی لجاجت است. یک حرفی را زده است، میخواهد پای این حرف بایستد، که فرمود: «لَعَنَ اللَّهُ اللِّجاج»؛ لعنت خدا بر لجاجت. سر موضع ایستاده است، به خاطر اینکه ننگش میکند  از حرف خودش برگردد؛ لذا افرادی هستند اطلاع هم دارند، واقعیت را هم میدانند؛ در عین حال کمک میکنند به جهتگیری‌های مخالف، جهت‌گیری‌های دشمن. خیلی از این کسانی که پشیمان شدند و راه را برگشتند، یک روزی به شکل افراطی انقلابی بودند؛ اما یک روز شما می‌بینید درست در نقطه‌ی مقابل آن روز ایستاده‌اند و در خدمت ضد انقلاب قرار گرفته‌اند! این به خاطر همین عوامل است؛ هوا‌های نفسانی، شهوات نفسانی، غرق شدن در مطالبات مادی. عامل اصلی اینها هم غفلت از ذکر پروردگار، غفلت از وظیفه، غفلت از مرگ، غفلت از قیامت است؛ اینها موجب می‌شود که بکلّی صد و هشتاد درجه جهتگیری‌شان عوض شود.(*)فلذا «هر جائی که مردمان عافیت‌طلب و راحت‌طلب، در وسط میدان مبارزه، جائی برای خود باز نمیکنند و خطرپذیری نمیکنند، انسانهای مؤمن و مبارز را به تندی و افراطی‌گری متهم میکنند»(*)

ـ چنین می توان نتیجه گرفت که در میدان فتنه و در شرایط فتنه گون اگر بصیرت، قدرت تحلیل و تطبیق شرایط وجود دارد می بایست عمّارگونه در صحنه های اختلاف و شبهه به سرعت حاضر شد و تبیین شرایط نمود(نه جانب داری و جنگ) و اگر فاقد استدلال هستیم بهتر آن که عامل به فرمایش امیرالمؤمنین(ع) باشیم که فرمود: «در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتي دارد كه سواري دهد و نه پستاني تا او را بدوشند»(نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، حكمت 1، ص 624)؛ در فتنه هاي در هم پيچيده، به هنگام پيدايش نوزاد فتنه ها و آشكار شدن باطن آنها، و برقرار شدن قطب و مدار آسياي آن، با آگاهي قدم بر داريد..».(همان، خطبه 151، ص 277).

البته با لحاظ این تفسیر امام جامعه اسلامی که «بعضى‌‌ها در فضاى فتنه، اين جمله‌‌ى «كن فى الفتنة كابن اللّبون لا ظهر فيركب و لا ضرع فيحلب» را بد ميفهمند و خيال ميكنند معنايش اين است كه وقتى فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در اين جمله اين نيست كه: «بكش كنار». اين معنايش اين است كه به هيچ وجه فتنه‌‌گر نتواند از تو استفاده كند؛ از هيچ راه. «لا ظهر فيركب و لا ضرع فيحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب بايد بود.»(*)

بی شک به دعای حضرت ولی عصر(عج) به واسطه تبعیت مجاهدین این راه از نائب برحقّش، زمینه نصرت الهی و عنایت حضرت باریتعالی در شناخت راه نجات از فتنه های آخرالزمان فراهم خواهد گشت.

 

                                                                                                  « وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا» سوره عنکبوت؛ آیه 69

                                                                                                                                                                                                حمید دیانی

 

  • دیدگاه‌های امام خمینی
  • آخرین دیدگاه‌های امام خامنه ای
  • آخرین دیدگاه‌های دکتر روحانی
  • آخرین دیدگاه‌اهای دکتر احمدی نژاد
Top