"ويكتور تورن " نويسنده و روزنامهنگار صاحبنام آمريكايي با طرح اين سوال كه "چگونه حقيقت ميتواند به يك جنبش حقيقتجويي آسيب بزند؟ " تازهترين مقاله خود در رابطه با نقش رژيم صهيونيستي در حوادث 11 سپتامبر را آغاز كرده و مينويسد: اين سوال بنيادي، سوالي است كه يك پايگاه اينترنتي نوظهور در رابطه تحقيقات 11 سپتامبر، مطرح كرده است.
تورن در اين گزارش كه هفتهنامه "امريكنفريپرس " آن را منتشر كرده ميافزايد: اين محققان ناراضي همچنين بر اين سوال تاكيد ميكنند كه چرا پس از گذشت هشت سال از حوادث 11 سپتامبر، و در حالي كه شواهد بسيار مهمي از نقش اسرائيل در طرحريزي، هماهنگي و اجراي حملات 11 سپتامبر بدست آمده، اين مسئله در اولويت اول تحقيقات جديد قرار نگرفته است؟
بنابراين گزارش، دكتر "اد كندريك "، موسس پايگاه اينترنتي بررسي حوادث 11 سپتامبر، در اين پايگاه نوشته است: " [حملات] 11 سپتامبر يك عمليات جنايتكارانه پرچم دروغين از سوي اسرائيل بود كه با همكاري يهوديان آمريكايي و كمك برخي غيريهوديان انجام گرفته و هدف آن نيز فريب دادن مردم آمريكا و برانگيختن خشم آنها عليه مسلمانان و در نتيجه جنگيدن آمريكا با دشمنان اسرائيل بوده است. "
تورن در ادامه به مصاحبه خود با دكتر كندريك در 29 دسامبر سال گذشته ميلادي اشاره كرده و مينويسد: كندريك به من گفت كه چرا چنين جار و جنجالي بر سر حفاظت از آمريكا از سوي صهيونيستها و شبكههاي مخالف كنترل شده آنها صورت گرفت. اين فعال حقيقتيابي 11 سپتامبر همچنين افزود: يك حضور شيطاني در دنيا وجود دارد و 11 سپتامبر هم يكي از دروغهاي چنين موجوديتي است. از سوي ديگر اسرائيل به عنوان يك قدرت هستهاي بيمار در صورتي كه نقشش در 11 سپتامبر افشا شود، ميتواند آسيب زيادي را موجب شود. به همين خاطر حتي نميتوان تصور آزادي نوع بشر را داشت، مگر آنكه اين گروه جنايتكاران را شناسايي كرد و به جايي فرستاد كه ديگر نتوانند آسيبي به جهانيان وارد كنند.
كدريك با زير سوال بردن گروههاي موسوم به حقيقتياب 11 سپتامبر ميافزايد: از همان ابتداي تشكيل جنبش موسوم به حقيقتيابي 11 سپتامبر، اين جنبش فقط ميگويد كه جورج بوش و نزديكانش عامل 11 سپتامبر هستند. اين در حالي است كه سرانجام مشخص شد اين گروه از سوي افرادي هدايت و كنترل ميشود كه عامل اصلي 11 سپتامبر بودهاند.
تورن در ادامه گزارش در پاسخ به اين سوال كه " اين افراد، دقيقا چه كساني هستند؟ " مينويسد: افرادي كه از پذيرفتن نقش اسرائيل در حوادث 11 سپتامبر خودداري ميكنند، همان كساني هستند كه به گفته كندريك شخصيتهاي برجستهاي را تشكيل ميدهند كه وظيفه آنها انتشار دروغ براي گمراه كردن مردم و قرباني كردن آنها است.
نويسنده كتاب "نقش اسرائيل در 11 سپتامبر " ميافزايد: بايد بار ديگر پرسيد كه چرا اين افراد (جنبش حقيقتياب 11 سپتامبر) همانند يك دروازهبان نمايشي عمل ميكنند و اجازه ميدهند كه قاتلين واقعي از چنگال عدالت فرار كنند؟ و بدتر از آن، چرا اين افراد خيلي علاقه دارند تا انگشت ملامت را به سمت كشور خودشان گرفته و مثلا بگويند كه "11 سپتامبر يك ماموريت داخلي بود كه توسط بوش و نيروهايش انجام شد. "؟ در عين حال چرا اين افراد حتي از نام بردن از شركاي خارجي يعني موساد و اسرائيل خودداري ميكنند؟
تورن با بيان اين مطلب كه ما هماكنون ميدانيم كه حوادث 11 سپتامبر، كي، كجا و چرا رخ داد، ميگويد: آيا نبايد هر كسي كه واقعا به دنبال حقايق 11 سپتامبر است در نهايت تصميم بگيرد كه به جاي ادامه دادن به انكار نقش اسرائيل، نام عامل اين حملات را بيان كند؟
اين روزنامهنگار آمريكايي با بيان بخشهايي از مصاحبهاش با فعال حقيقتياب 11 سپتامبر مينويسد: جنبش موسوم به حقيقتيابي 11 سپتامبر از دخالت اسرائيل در حملات 11 سپتامبر آگاه است. اما اينكه هيچ چيزي در مورد افرادي كه مسلما در اين وقايع نقش داشتهاند، نميگويد، موضوع مهمي است. در حقيقت اين مسئله يك تابوي بزرگ است. زيرا لابي طرفدار اسرائيل بسيار بسيار قدرتمند است و كسي نميتواند به آنها آزاري برساند.
اين گزارش ميافزايد: اگر افكار عمومي آمريكا از نقش اسرائيل به عنوان مغز متفكر 11 سپتامبر آگاه شوند، به شدت عصباني شده و فوران ميكنند. در نتيجه، چنين عكسالعملي به مثابه مصيبت و بحران جدي براي رژيمي كه گمان ميكرديم "متحد " ما است، خواهد بود و اين رژيم ميلياردها دلار كمك خارجي خود را از دست ميدهد.
در ثاني، پس از آنكه عمق فريبكاري اسرائيل فاش شود و معلوم شود كه چطور آمريكا فريب خورده و به مدت هشت سال است كه درگير جنگ عراق و افغانستان شده، افسانه اسامه بنلادن هم كاملا واضح و روشن خواهد شد.
تورن ميافزايد: در اين مرحله، موجوديت و بقاي اسرائيل بطور جدي به خطر ميافتد و هنگامي كه اطلاعات مربوط به اقدام جنايتكارانه آنها عليه ناو آمريكايي "يواساس ليبرتي " هم در كنار ديگر اقدامات اين رژيم عليه آمريكا قرار بگيرد، بسياري از آمريكاييهاي وطنپرست به حق، از ايالات متحده خواهند خواست تا به اسرائيل حمله كند. و يا حتي اگر آمريكا به طور كلي حمايت خود از اسرائيل را در خاورميانه قطع كند، اين رژيم در مقابل كل دنياي عرب، بيدفاع خواهد شد.
اين نويسنده آمريكايي تصريح ميكند: واضح است كه بر اثر ترس از افشا شدن، اسرائيل دست به هر كاري ميزند تا اقدامات خود را مخفي نگه دارد. بنابراين تدابير حفاظتي بسيار وسيع آنها نه تنها در رسانههاي غالب كار گذاشته شده، بلكه در ديگر رسانهها مثل راديو، كتاب، سايتهاي اينترني و حتي فعالان سياسي هم ديده ميشود.
نويسنده اين گزارش در ادامه گزارش خود به ارايه معيارهايي براي تشخيص راستي منابع خبري پرداخته و مينويسد: در اين موقعيت بحراني، دو معيار اصلي براي تشخيص اينكه يك منبع خبري مشروع و درست است، وجود دارد؛ اول اينكه بايد ديد آيا آنها قبول دارند كه روايتهاي دولت از ماجراي 11 سپتامبر كه توسط نومحافظهكاران و حاميان اسرائيل بيان شده، يك دروغ گستاخانه است؟ و مرحله دوم و البته مهمتر آن است كه بايد ببينيم آيا منابع خبري قصد دارند تا نقش محوري اسرائيل در حملات 11 سپتامبر در صدر اخبار خود قرار دهند؟
به هر حال اگر منابع خبري از انجام دادن اين گامهاي كاملا ضروري خودداري كردند، كساني كه به دنبال حقيقت هستند بايد سوال بسيار بديهي را مطرح كنند: "چرا آنها (منابع خبري) ميخواهند از يك گروه جنايتكار كه بيش از سه هزار شهروند آمريكايي را كشته است، حمايت كنند؟ "