دکتر احمدی نژاد: حفظ انقلاب در گروی پافشاری بر حق و عدالت و مقابله با ظلم است

12 ارديبهشت 1394

دکتر احمدی نژاد: "امام با تمام وجود تلاش می کند مشکلات را از طریق منطق و آگاه کردن مردم و از طریق نصیحت و عدالت، برطرف کند. در نگاه امام جنگ ، اخرین راه است و با اکراه به آن نگریسته می شود. نگویند در دنیا که اینها می خواهند با جنگ کار خود را به جلو ببرند. همه اش عدالت و محبت است. از دید امام (ع) جنگ آخرین راه است"

دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق؛ جمعه شب گذشته و در شب ولادت مولود کعبه حضرت علی بن ابی طالب(ع)، در اجتماع عظیم و باشکوه مردم شهرستان بابل سخنرانی کرد و طی آن پافشاری بر حق و عدالت را عین پیروزی دانست و گفت: ذات انقلاب اسلامی مبتنی بر حق است و با پافشاری برا حق است که می توان انقلاب را حفظ کرد.

به گزارش «پايگاه خبري تحليلي رئيس جمهور ما»؛ متن کامل سخنان دکتر احمدی نژاد به شرح ذیل می باشد:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و انصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه
خدای بزرگ را صمیمانه سپاسگزارم که توفیق حضور در این جمع و جشن با شکوه را عنایت فرمود. بهترین شب سال، شب ولادت تجلی همه خوبیها و زیبایی های عالم است. شبی که همه عدالت به دنیا آمد. همه یگانه پرستی، همه بت شکنی، همه دفاع از مظلومین و همه مقابله با ظالمین عالم ، پا به جهان گذاشت. تنها مولود کعبه، امیرالمومنین حضرت علی (ع) است. خدا را سپاسگزارم که توفیق داد در چنین شبی در جمع شما مردم، مردم عزیز، مومن، انقلابی، باوفا، باصفا و مهمان نواز بابل، مردم عزیز مازندران، مردمانی که در طول تاریخ، محکم و پابرجا، پای ارزشهای الهی، پای خاندان نبوت و امامت و پای فرزندان امیرمومنین (ع) ایستادند و سختی ها را تحمل کردند. ذره ای اعوجاج در حرکت تاریخی مردم مازندران و بابل مشاهده نمی شود. البته روز کارگر و روز معلم و شهید مطهری همه از یک جنس اند.
من می‌خواهم این میلاد عظیم را ابتدا فرزند برومندشان، امام عصر(عج)، رهبری عزیز و گرانقدرمان، شما عزیزان، ملت بزرگ ایران و به کل جامعه شری و بلکه به عالم عالم هستی تبریک عرض کنم. امیر المومنین هدیه خداوند به همه عالم هستی است. امشب همه خوشحالند. اهل آسمانها خوشحال تر از اهل زمین اند. ملائکه خوشحال تر از زمینیان اند. همه موجودات عالم خوشحال اند.
امشب می خواهیم از امیرمومنان (ع) سخن بگوییم. شما میدانید که سخن گفتن از امام که انسان کامل و جلوه اتم خداست و همه اسماء الهی را متجلی می کند و خودش اسم اعظم خداست، کار بسیار سختی است. معرفی درست و کامل امام (ع) توسط سایر انسانها ناممکن است. یا باید خدا او را معرفی کند و یا انسان کاملی همچون امیرالمومنین(ع). دیگران نمی توانند این کار را بکنند چرا که معرفی کردن نیازمند اشراف به مسئله است. کسی نمی تواند به وجود امیر مومنان (ع) اشراف پیدا کند. از غیر انسان کامل و غیر از خدا ،این امر بر نمی آید، محال و نشدنی است. اما چه باید کرد؟

ما به اندازه سعه ی وجودی و فهم خودمان نگاه می کنیم به امام (ع) و او را توصیف می کنیم. آن مقدار را که می فهمیم می گوییم، نه حقیقت امام (ع) را. حقیقت امام را باید خدا ، امام و انسان کاملی در شان امام بیان کنند. شناخت و معرفی خدا نیز همین گونه است. نمی توانیم به ذات و حقیقت خدا اشراف پیدا کنیم. هر کس به اندازه فهم خودش نسبت به خدا معرفت پیدا می کند و در ذهن تک تک انسانها خدا به اندازه معرفت و بزرگی آن انسان، بزرگ است. هر قدر معرفت انسان بیشتر، شناخت او هم از خدا بالاتر و خدایش هم بزرگتر است. و البته خدا بزرگتر از همه دریافتها و توصیف هاست. هر کس هر معرفتی از خدا پیدا کند خدا از آن بزرگتر است. خدا لایتناهی است. خدا اصل بزرگی است. هر قدر عقل ها و فهم ها کاملتر می شود بزرگی انسانها وسعت پیدا می کند و فهم آنها هم از خدا بالاتر می رود. اما همواره باید بدانیم خدا بزرگتر است. الله اکبر، خدا بزرگتر است. به فهم و درک نمی آید.
عزیزان من، سیر کمالی انسان، سیر معرفت الهی است. هر قدر کمال و شناخت پیدا کردیم، همان قدر معرفت پیدا می کنیم. هر قدر معرفتها بالاتر برود، دریافتها و کمال هم بالاتر است. اما باز هم یادآوری میکنم که خدا همواره بالاتر و والاتر است.
سیر کمالی انسان یک سیر بی نهایت است. اینگونه نیست که انسان چنانچه تا پله پنجاه یا پانصد یا پانصد هزار، رفت دیگر تمام است. این سیر یک سیر بی انتهاست. خدا راهی مقابل بشر قرار داده که تا ابد و تا بی نهایت، مسیر کمال را طی بکند. مشخص است انسانهایی که به قله های بالاتری از کمال دست پیدا میکنند خدا را بزرگتر و عظیم تر و جور دیگری می شناسند. فرق است بین خدایی که آنها می شناسند با خدایی که یک انسان محدود و مبتدی شناخته است. خدای انسانهای بزرگ، بزرگتر و خدای انسانهای کوچک، کوچکتر است ولی یکی بیشتر نیست. خداوند بزرگتر از همه فهم هاست. خداوند آنگونه که هست در فهم کسی نمی آید. فهم خدا آنگونه که هست، محال است. هیچ موجودی به دریافت و شناخت ذات الهی راه ندارد. ما همه محاطیم و خدا محیط است. او خالق است و ما مخلوقیم. امکان ندارد که یک مخلوق بتواند به ذات خالق راه پیدا کند.

حال خدا را بخواهیم بشناسیم چه باید بکنیم؟ مسیر شناخت خدا، شناخت انسان و شناخت خود ، است. چنانچه فرمود: من عرف نفسه فقد عرف ربه. هر قدر که خودت را شناختی، خدا راهم شناخته ای. راهش شناخت نفس است. اما میخواهیم نفس انسانی را بشناسیم، کجا را باید بشناسیم؟ حقیقت انسانی کجاست؟ من و شما و همه هفت میلیارد انسان جهان، انسانهایی ناقصیم. همه را روی هم بگذاریم نمیتوانیم حقیقت انسان را بشناسیم چون همه ناقصیم. ناقصها را روی هم بگذاریم کامل نمی شود. پس چه چیزی را باید شناخت؟ آن نفس و انسان کامل را باید بشناسیم، بایستی امام (ع) را بشناسیم. شناخت امام (ع) نیز همچون شناخت خداست. هر کس به اندازه معرفت و ظرفیت خودش و به اندازه ای که مسیر کمال را طی کرده است می تواند خدا و امام (ع) را بشناسد. حال با همین ظرفیت محدود خودمان می خواهیم نگاهی به امیرمومنان (ع) بیندازیم.
امام (ع) ، تجلی خداست. اما این تجلی را چگونه ما میتوانیم دریافت کنیم؟ به اندازه ظرفیت مردمان زمان امام (ع). چقدر مردم زمان امام (ع) توانستند او را درک کنند؟ چقدر ظرفیت در خود ایجاد کردند؟ چقدر ظرفیت همراهی با امام (ع) را در خود ایجاد کردند به همان میزان می توانیم امام (ع) را بشناسیم.
اما عزیزان من، خورشید وجود امام علی(ع) آنقدر درخشان است که علی رغم عقب ماندگی بی نظیر مردمان دوران خودش، از پس حجابها و غبارهای ضخیم تعصب و خودخواهی و جهالت و خودپرستی و کج فهمی ها و تخریبهای کم نظیری که علیه امام (ع) انجام شد، همچنان می درخشد و همه دلهای خداخواهان و عدالت طلبان و آزادگان و مومنان را گرما می بخشد. ظرفیتی محدود و روزنه های اندک و فهم های محدود به چند نفر وجود داشته است اما امیر مومنان(ع) از همین روزنه های محدود آنچنان درخشیده است که همه تاریخ را روشن کرده است. یک مقداری امشب میخواهم در حضور شما به چند نمونه از تجلی اسماء الهی در وجود امام (ع) اشاره کنم. اینها را همه شما میدانید اما ذکر علی (ع) عباده. ذکر امیر مومنان (ع) عبادت است.
یکی از مهمترین تجلیات خدا در وجود امام علی(ع)، تجلی علم و حکمت خداست. پیامبر (ص) عزیز ما فرمودند: انا مدینه العلم و علی (ع) بابها. پیامبر (ص) خزانه علم خداست و راه ورودش امیرمومنان (ع) است. علم پیامبر (ص) متصل به خزانه علم الهی است و راه ورودش حضرت علی(ع) است. امام (ع) به همه عالم هستی اشراف دارد. همه حقایق عالم در اختیار امام (ع) است. همه آنچه در آسمانها و زمین است، در تسخیر امام (ع) قرار دارد. و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض. نقطه اعلای آن ، امام (ع) است. همه آسمانها و زمین و هر آنچه در آن است در تسخر و تحت اشراف و علم امام است. البته در زمان امیرمومنان (ع) به دلیل رشد نایافتگی و عقب ماندگی برخی از مردم و حماقتها و مکر شیاطین، فرصت بهره مندی از مخزن علم الهی بر باد رفت. امام (ع) فریاد میزند که سلونی قبل ان تفقدونی. قبل از اینکه مرا از دست بدهید از من بپرسید. داستان غم بار جهالت ها و حماقت های بازیچه دست شیاطین در طول تاریخ، چطور باعث شد که بشریت از علم و هدایت امام محروم شود. یک جاهل متعصب که چه بسا تحریک شده دست شیاطین بود از جا بلند شده و می گوید موی سر و صورت من چه تعداد است. امام (ع) می فرماید من راه آسمانها را بهتر از راه زمین بلدم. علوم اولین و آخرین را می دانم. می توانم راههایی را به شما نشان دهم که هیچگاه دچار مشکل نشوید و به اوج سعادت برسید. در پاسخ به امام (ع) که می خواست همگان را هدایت کند چگونه سوال می کنند؟ آنقدر کوچک و عقب افتاده است که فقط به پست ترین ظواهر مادی زندگی اشاره می کند. گویا همه وجودش خلاصه در موی بدنش شده است. معلوم است که این فرد نمی تواند سوال کند و اصلا دریافتی از امام (ع) ندارد. امام (ع) فلسفه عالم خلقت را می داند. همه حوادث گذشته و آینده را می داند. کما اینکه خبر داده و گفته است که چه خواهد شد. هدایت بالاتر از این؟ امام (ع) راه الی الابد را به انسان نشان می دهد و تمام علم و سخن و عمل امام، مبتنی بر حکمت است. شما کوچکترین حرکتی از امام پیدا نمی کنید که مبتنی بر حکمت نباشد.
حال حکمت یعنی چه؟ حکمت یعنی اصل حقیقت عالم و آن جریانی که خداوند در عالم هستی قرار داده است تا بشریت را به نقطه کمال و سعادت برساند. شما می دانید در این خلقت ، از روز ازل یک جریان پیوسته ای توسط خدا طراحی شده است. همه اتفاقات عالم بر اساس آن جریان است و آن جریان می رود به سمتی که روزی عدالت و توحید در همه جهان مستقر شود و حقیقت انسانها بطور کامل نمایان شود و خود را نشان دهد. این فرآیند حاکم بر هستی است. تمام سخنان و حرکات و نگاه و زندگی امام (ع) مبتنی بر همین حقیقت و حکمت است. فریاد ، سکوت ، جنگ و صلح او و همه وجود او عین حکمت است. حکمت را باید در امیرمومنان (ع) دید. امام (ع) وقتی از توحید و معارف والا سخن می گوید، در عبارات بسیار ساده ، بزرگترین عارفان و ابتدائی ترین انسانها از سخنان او بهره می برند. پیچیده ترین مفاهیم را امام (ع) به زبان ساده برای انسانها بیان می کند. چرا که او متصل به علم الهی است. همه کارش عالمانه و همه سخنانش عین علم خداست. هر کس در هر سطحی از معرفت به امام (ع) و کلام امام (ع) مراجعه می کند. امام (ع) وقتی خدا را حمد می کند زیباترین و عمیق ترین عبارات را بکار می برد که در آن همه چیز هست.
الحمدلله اول قبل کل اول. همه ستایش و همه حمد مخصوص خداوند اولی است که قبل از هر اولی است. قبل از خدا هیچ چیز نیست. والاخر بعد کل آخر. آخری است که بعد از او ، دیگر آخری نیست. و به اولیته وجب عن لا اول له. چون او اول است هیچ اولی قبل او نیست. او ازلی ست. و بآخریته وجب عن لا آخر له. و بخاطر اینکه آخر است، هیچ آخری بعد او نیست. اول و آخر خداست. یعنی خدا بی انتها و نامحدود و ازلی و ابدی است.
امره قضا. خدا هر امری بخواهد جاری می شود، می گذرد و حتمی است. امره و قضاء و حکمه. هر کاری خدا کند بر اساس حکمت است. تمام عالم بر اساس حکمت است و حکمت هم همان هدفمندی حقیقت عالم است. عزیزان من، تمام عالم دست اندرکار است که روزی عدالت و توحید در جهان حاکم شود. این می شود حکمت.
و رضاء امان و رحمه. آنجایی که خدا راضی می شود و رضایت می دهد، امان و امنیت و رحمت است. َیقضی بِعِلمٍ، و یَعفو بِحِلمٍ. خداوند هر کاری می کند از روی علم است و آنجایی که می بخشد از روی حلم است. چقدر امیر المومنین (ع) بر کسب علم و دانش تاکید می کند و می فرماید راه تعالی و کمال علم است. راه رسیدن به هر خوبی در عالم ، علم است.

امام (ع) تجلی رافت و رحمت الهی ست. خداوند رحمان و رحیم است. عین مهربانی و همه مهربانی است. ذات خدا رحمت اس و جز رحمت نیست . امام تجلی رحمت خدا در زمین امیرمومنان (ع) است. مظهر اتم رافت است. بالاترین مظهر بخشندگی خداست. کسی در عالم مهربانتر از امیرمومنان (ع) می شناسد؟ مهر و رافت امام (ع) حدی ندارد. داستان امام (ع)در مقابل کودک یتیم که همه دریای رحمت را جاری می کند در دل و جان آن کودک شما شنیده اید. یا در برابر آن زن بی سرپرستی که در مقابل فشارهای اقتصادی جوش آورده است و فریاد می زند و حتی به امام (ع) توهین می کند اما در مقابل امام (ع) رافت و محبت به خرج می دهد. موجودی در عالم نیست که دور از دایره رافت امام (ع)باشد. امام (ع) بدی را برای هیچکس حتی دشمنانش نیز نخواسته است. برای همگان، هدایت، کمال، آسایش، رشد، معنویت و هدایت خواسته است. تمام سخنان امام (ع) مملو از نصیحت و خیر خواهی است. حتی در جنگ خیرخواهی و نصیحت می کند.
امام (ع) تجلی بخشندگی خداست. امام (ع) همه وجودش در خدمت آرمانهای الهی و خدمت به مردم و جامعه است. هم برای آخرت و معنویت و هم برای دنیای مردم . هرچی داشته ، داده است . وقتی امام را ضربت زدند و برایش شیر می آورند می گوید معادلش را برای ضربت زننده هم ببرید. همسر و فرزندان امام (ع) نیز همین گونه بودند آنها جان خود و همه وجود خود را فدای هدایت جامعه بشری کردند.
امام (ع) پناه محرومان و درماندگان است. محال است کسی از در خانه او دست خالی برگردد. او تجلی جود خداست. او بخشندگی را بر خود واجب کرده است. اسم و صفت الهی است.
امام (ع) تجلی عزت و کرامت خداست. عزت امام (ع) یک عزت درونی ست. متکی بر حقیقت الهی امام است. اینطور نیست که چون آن آقا رییس کاخ سفید است، اسلحه دارد، بمب اتم دارد، یک عده باید تعظیم کنند. این آقا قدرت دارد، مقام و ثروت و نفوذ دارد، مردم باید احترام بکنند. این نیست، عزت امام از درون امام (ع) است. متکی به درون امام (ع) است. آنقدر عزیز است که هیچکس در طول تاریخ کوچکترین اقدام و سخن و حرکتی از او و خاندانش ندیده است که نشان دهنده ضعف و ذلت او باشد. زره امام پشت نداشته و کسی پشت او را در جنگ ندیده است. بزرگترین دشمنان و گسترده ترین امکانات نظامی در نظر او هیچ است. عزت دارد و عزیز است. مگر قدرتهای طاقوتی پیش خدا چیزی هستند؟ می گویند پنج هزار بمب اتم ذخیره کرده اند، برای خداوند اصلا یعنی چه؟ پانصد هزار تا ذخیره کنند. می گویند تمام بانک های جهان را تصرف کرده و تمام معادن دنیا را غارت می کند. اینها برای خدا هیچ است.
امام (ع) تجلی خداست. در جنگهایی که همه می ترسیدند و عقب نشینی می کردند، امام می ایستادند و اصلا ترس برای امام (ع) معنا ندارد. ترس مایه و پایه و زائیده ذلت است که در امام (ع) راه ندارد. در جنگ خندق بعد از محاصره مسلمین، یک عده منافق از داخل ، پشت جبهه را تضعیف می کردند که سپاهیان دشمن عده زیادی هستند. از اینکه دشمن شهر را بگیرد یا چه بر سر زنها و فرزندانشان خواهد آورد، می ترساندند. پیامبر (ص) افراد را یکی یکی صدا زد که بیایید فردی آمده و از خندق رد شده و عربده میزند، بروید جلوی او را بگیرید. همه ترسیدند و پنهان شدند. همانهایی که روزی ادعاهای فراوان میکردند، خود را از ترس مخفی کرده بودند. وقتی نوبت حضرت امیر (ع) رسید بدون ترس ترتیب کارها را داد. ترس درون امام معنی ندارد او تجلی عزت خداست. در حادثه کربلا همه بسیج شده اند و هلهله می کنند و حتی اجازه سخن به امام (ع) را نمی دهند و فقط می گفتند آمده ایم تو را بکشیم. امام (ع) در جواب گفت ما را در مقابل دو چیز مخیر کرده اند: ذلت یا کشته شدن. امام (ع) گفت هیهات من الذله. اصلا ذلت در امام (ع) راهی ندارد.
امام (ع) مظهر عدل الهی است. چگونه بفهمیم عدالت خدا را؟ دروجود امام . همه وجود امام (ع) عدالت است. امام (ع) عدالت را برای همه می خواهد. امام (ع) حاضر نیست حتی به اندازه گرفتن دانه ای از دهان مورچه به کسی ظلم شود. امام (ع) حتی اصل حکومت را هم برای اجرای عدالت می خواهد. در مقابل دشمنانش هم به عدالت رفتار می کند. زشتی و ظلم دشمنان باعث نشد امام (ع) از مسیر عدالت خارج شود. حتی عواطف خانوادگی و خونی امیرالمومنین هم مانع از اجرای عدالت دور نشده است. حتی برای طرفداران محدود پرو پاقرص خود نیز عدالت را اجرا می کرد. حتی برای برادر و فرزندش. امام (ع) عینیت عدالت الهی در جامعه بشری است.
امام (ع) تجلی مقابله با ظالم و دفاع از مظلومین است. اول کسی که جلوی ظالم می ایستد و اول مدافع مظلومین عالم ، خداست. خدا دفاع از مظلوم را بر خود واجب کرده است. امام اصل ظلم را بد می داند . نه اینکه ظلم به دوستان ما بد است و به دشمنان ما خوب است! امام (ع) از ظلم به هر کس در هر جای زمین ناراحت می شود. از مظلوم دفاع می کند، امام می فرماید اگر کسی بشنود که به دختری غیر مسلمان ظلم شده و از غصه بمیرد، نباید ملامت شود. تحمل ظلم برای امام (ع) سخت است. از مظلوم دفاع می کند بدون آنکه توجه کند کیش و آئین و موضع او چیست. طرفدار ما هست، از او دفاع کنیم و اگر طرفدار ما نیست، نابودش کنیم.در نگاه امام معصوم (ع) دفاع از مظلوم و ایستادن در برابر ظالم،مرز نمی شناسد.
امام (ع) مظهر ربوبیت الهی است. خدا رب العالمین است. یعنی همه موجودات را رشد و پرورش می دهد. استعدادهایی که در درون همه موجودات قرار داده است. رشد می دهد و آنها را شکوفا می کند. همه وجود و زندگی امیرمومنان (ع) مربیگری و معلمی است. همه زندگی و نگاه و رفتار و سخنان امیرالمومنین (ع) آگاهی دهنده و رشد دهنده است. حتی زمانی که در کوچه و خیابان راه می رود یا دعای کمیل را تعلیم می دهد یا وقتی خطبه می خواند و آنگاه که می جنگد. او حتی در جنگ هم دنبال تربیت انسانها بود. امام (ع) جنگ را هم در جهت آگاهی بخشی و رشد مردم می دانست.
دو نفر از یاران پیامبر ابتدا آمدند و دور امام را گرفتند ولی بعد سهم خواهی کردند و زمانی که آنچه می خواستند بدست نیاوردند، علیه امام (ع) جنگ براه انداختند و با امام (ع) مقابله کردند و یکی از آنها کشته شد. امام (ع) ۲۵ سال سکوت کرده بود و قرار بود تازه یک حکومت عدالت برپا شود و رسالت پیامبر تکمیل شود. اما عده ای همان ابتدای کار، جنگ به راه انداختند و ظلم بزرگی بود. با این حال وقتی یکی از آنها کشته شد، امام (ع) بالای جنازه اش گریست و برایش دل سوزاند. امام (ع) از سقوط او ناراحت بود. امام (ع) تنها کسی است که حتی بر جنازه دشمنش نیز می گرید و غصه می خورد. امام (ع) با تمام وجود تلاش می کند مشکلات را از طریق منطق و آگاه کردن مردم و از طریق نصیحت و عدالت، برطرف کند. در نگاه امام جنگ ، اخرین راه است و با اکراه به آن نگریسته می شود. نگویند در دنیا که اینها می خواهند با جنگ کار خود را به جلو ببرند. همه اش عدالت و محبت است. از دید امام (ع) جنگ آخرین راه است. نگاه امام (ع) به جنگ همواره تربیتی است. آنجایی که دیگر مجبور می شود دست به تیغ ببرد نیز تربیتی است و می گوید دیگر این همه سقوط بس است، بگذار لااقل نسل ات سالم بماند.
من از شما می پرسم که آیا کسی در عالم هست که خانواده ای باکمال تر و رشد یافته تر از خانواده ی علی (ع) تربیت کرده باشد؟
امام (ع) مظهر صبر و تجلی صبر خدا هم هست، خداوند صبار و صبور است، اگر این گونه نبود از همان ابتدای بشریت، خداوند کار انسان را تمام می کرد. امام (ع) مظهر صبر خداست و به همین دلیل صبر هر دو بی انتهاست. شیطان، مرگ خود را در حاکمیت امام (ع) می بیند و به همین خاطر است که همه تبلیغات و توطئه ها را علیه امام (ع) سازمان دهی می کند. همه همت خود را بسیج می نماید تا یاد و نام امام (ع) را از دل انسان ها خارج و آن را تخریب کند. اما بزرگ ترین نامردی ها و ظلم ها در طول تاریخ بر امام (ع) اعمال می شود و سه جنگ بر امام (ع) تحمیل شد، ولی او صبر کرد. چون شناخت و درک امام (ع) از ظلم عمیق تر است تحمل ظلم برای امام (ع) بسیار سنگین تر از تحمل ظلم برای ماست چون فهم و درک امام از ما عمیق تر است. بیش از صد سال مزار امام (ع) پنهان مانده است و چند صد سال بر منبرها امام (ع) را سب می کنند و امام (ع) همه این ها را می داند و تحمل و صبر می کند. امام (ع) می داند که قرار است خود و فرزندانش را بکشند اما تحمل می کند زیرا امام (ع) مظهر صبر خداست.
امروز که بشر پیشرفت کرده، رسانه ها و افکار عمومی ایجاد شده و عده ای به نام حقوق بشر ممانعت می کنند ، جبهه توحید نیز قدرتمند است و مقابله می کند، اما ببینید چه می کنند و به نام پیامبر(ص) و دین سر زن و بچه را می برند و شکم زن باردار را پاره می کنند، می شود فهمید که آن موقع چه خبر بوده است!. اما امام (ع) همه این ها را تحمل می کند. امام (ع) را منزوی کردند. فکر می کنید مگر منزوی کردن امیرالمومنین (ع) کار کوچکی است؟ در آن زمان برخی می گویند حالا پیکر مبارک پیامبر (ص) روی زمین مانده بود و عده ای در این شرایط تصمیم گرفتند و کار تمام شد. مگر این ماجرا به همین سادگی است؟ مگر شدنی است؟ می خواهند یک بخشدار را برکنار کنند کلی بحث پیش می آید. امیرالمومنین را می خواهند کنار بگذارند.
من تحقیقی را دیدم که پیامبر (ص) بیش از ۴۰۰ بار به زبان ها و بهانه های گوناگون بر خلافت، امامت و وصایت امام (ع) تأکید کرده اند. اولین بار در سال سوم بعثت که خواستند علنی کنند، سران قریش را دعوت کرد و در مهمانی ای که ترتیب داده بود، این تأکید از سوی پیامبر (ص) اعلام شد و فرمود علی (ع) وصی و برادر من است. چطور می شود در جامعه ای که مردمش برای ربودن قطره های آب وضوی پیامبر (ص) که بر زمین می ریزد سر و دست می شکنند اما دستور پیامبر (ص) روی زمین می ماند. پیامبر (ص) بیش از ۴۰۰ بار بر این موضوع تاکید کرده اند. البته این گونه نیست که در طی چند دقیقه این فراموشی رخ داده باشد؛ بلکه از همان روز اول که پیامبر (ص) امام (ع) را وصی و جانشین خود معرفی کرد این توطئه ها شکل گرفته است و همچنین می توان گفت از همان روزی که خداوند فرمود انی جاعل فی الارض الخلیفه؛ شیطان علیه امام (ع) طراحی و جوسازی کرد.
چطور می شود کسی که مظهر نماز و عین نماز است برخی بگویند مگر علی (ع) نماز می خواند؟ معلوم است روی این موضوع خیلی کار شده است و الان هم همین گونه است و شیطان علیه امام (ع) و خط توحید دارد طراحی و اقدام می کند. به نظرم می رسد که شیطان تاریخ را تحریف و خیلی از حوادث تاریخی را تغییر داده یا پاک کرده است. آن روز میوه اش را چیدند و نتیجه اش را گرفتند، نه اینکه همه توطئه همان روز بوده است. امروز هم شیطان دارد همان کار با فرزند امیرالمومنین (ص) می کند. امروز تمرکز شیطان بر جوسازی علیه امام عصر (عج) است. کسی تصور نکند که دشمنی مستکبران با ما بر سر زمین، پول و آهن است. موضوع زمین و پول که این همه هیاهو و هزینه ندارد. دشمنی مستکبران و شیطان برای این است که می دانند قرار است اتفاق بزرگی در منطقه رخ دهد و کار بزرگی بشود. یک ملتی پیدا شده است که به امام (ع) و اهل بیت علیهم السلام، خدا و ارزش های الهی عشق می ورزد و خود را آماده پیوستن به این حرکت کرده است. دعوا سر همین موضوع است.
بعضی ها خیال نکنند که می توانند دعوا را متوجه مسائل فرعی کنند. دعوای شیطان با حقیقت انسان و خدا، پیامبر (ص) و امام است. توطئه ی شیطان هم طبیعی است؛ چون می داند با آمدن امام ، مرگ شیطان فرا می رسد و همه ی آزروهایش به باد می رود. می بینید که در منطقه چه می کنند و به خیال خود می خواهند جلوی این حقیقت را بگیرند. آمدند و منطقه را به هم ریخنتد و جنایاتی کردند تا اصل دین را در ذهن بشریت منفور کنند. امام (ع) در ان زمان همه توطئه ها و جوسازی ها را مشاهده می کند اما صبوری می کند و تحمل به خرج می دهد، چون امام (ع) دنبال هدف والایی است و هرگز احساساتی برخورد نمی کند. اگر احساساتی برخورد می کرد دیگر اثری از حقیقت، توحید، عدالت و حق باقی نمی ماند. امام در فرایند و راستای حرکت آفرینش حرکت می کند. آفرینش به سمت حاکمیت عدالت و توحید است امام (ع) در راستای حرکت آفرینش رو به جلو در حرکت است و این همان اساس حکمت الهی خواهد بود. امام (ع) در سخنان و اقدامات خود توحید، عدالت، همه تاریخ، گذشته و آینده را می بیند و همه اینها را در نظر لحاظ می کند.
امام (ع) وارث همه ی انبیا و وارث همه ی تجلیات خداوند است. گاهی تجلی حضرت ابراهیم بت شکن (ع) و گاهی تجلی موسی (ع) و عیسی (ع) و حضرت نوح و گاهی هم تجلی تام و تمام پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی (ص) است.
امام (ع)، رحمت الله واسعه و متعلق به همه بشریت است. تعلق امام مرز سیاسی، مرز جغرافیایی، مرز طایفه ای و مرز مذهبی ندارد.
امام (ع) مظهر غیرت الهی و پافشاری بر حق است و محال است که خدا ذره ای از حق عقب نشینی کند. امام هم ذره ای از حق عقب نشینی نمی کند. امام مظهر حق است. الحق مع علی و علیٌ مع الحق؛ امام (ع) مظهر حق است.. بدین معنا که علی (ع) و حق یکی هستند و معیار و میزانی برای حق و فاصله بین حق و باطل تلقی می شود.
امام (ع) حاضر نیست تحت هیچ شرایطی؛ حتی در برابر دادن بالاترین امتیازات و یا با وجود سنگین ترین فشارها ، حاضر نیست حق را زیر پا بگذارد یا پافشاری بر حق نکند. او اهل سیاسی کاری نیست و حق کوچک را به خاطر حق بزرگ ضایع نمی کند و پرداختن به حقوق بزرگ او را از حقوق کوچک منصرف نمی کند. به اون می گویند در چند جبهه یعنی با مارقین و ناکثین و قاسطین داری می جنگی و در مقابل آن ها ایستاده ای؟ ابتدا ترتیب یکی را بده و پس از آن به سراغ دیگری برو. امام (ع) در پاسخ می گوید: معاذالله! مگر می شود من ناحقی را ولو برای یک ثانیه به رسمیت بشناسم؟ چنین چیزی نمی شود. امام (ع) در بیان حق و پافشاری بر حق هیچ رودربایستی ندارد. امروزه در دنیا به نام دموکراسی و به خاطر رأی، علنا حق را زیر پا می گذارند و چنانچه ما حق را بگوییم ناراحت می شوند و از آن طرف از ناحق ها هم حمایت می کنند. امام (ع) از گفتن حق ابایی ندارد و در هر مکانی و جلسه ای آن را بیان می کند و در این راه به دنبال همجنس بازها هم افتادند تا رای جمع کنند. در نگاه امام (ع) کوتاه آمدن از حق به معنای شکست و پافشاری بر حق همان پیروزی است. مهم نیست در ظاهر چه اتفاقی می افتد. آنچه که دین و ارزشها را حفظ می کند، پافشاری برحق است. خیلی ها هستند که شما می شناسید و من هم می بینم که می گویند فلان جا را بپوشان و حق را نادیده بگیر تا انقلاب حفظ شود. انقلاب ذاتش حق است و فقط با پافشاری بر حق حفظ می شود و لاغیر. امکان ندارد با توجه کردن به ناحق و پافشاری بر ناحق و تن دادن به آن بشود حق را حفظ کرد، نشدنی است.
از این رو جز با این منطق نمی توان زندگی حضرت علی (ع)، پیامبر (ص) و امام حسین (ع) را تفسیر کرد. آنان که ظاهر را می بینند می گویند امام (ع) در کربلا به همراه ۷۲ تن از یارانش تکه تکه شدند و زن و بچه اش هم که اسیر شدند، در مقابل هم که هلهله می کنند. کسی که ظاهر را می بیند می گوید بله شکست خوردند. اما کسی که عمق را می بیند می فرماید: و ما رایت الا جمیلا. حضرت زینب (س) در حادثه ی کربلا و بعد از شهادت امام (ع) می گوید: چیزی جز زیبایی ندیدم. کدام زیبایی است که حضرت زینب (س) اینطور به آن افتخار می کند و جلوی طاغوت ایستادگی می کند؟ پافشاری بر حق است و می گوید ما تکلیف خودمان را انجام دادیم.
حق در ذات خودش پیروز است. ایستادگی بر حق یعنی پیروزی و کوتاه آمدن از حق یعنی شکست. مهم نیست که چه بشود، اگر از حق کوتاه امد و شد رئیس کاخ سفید، آیا پیروز شده است؟ خیر. از حق کوتاه امد و همه دشمنانش را نابود کرده است، آیا پیروز شده است؟ خیر. اگر می خواهی حق را یاری کنی باید با حق، حق را یاری کرد. هدف امام (ع) حکومت کردن نیست که بگویند به خاطر آن کشته و تمام شد. امام حکومت را برای حکومت نمی خواست، بلکه حکومت در دست امام ابزاری برای احقاق حق و اجرای عدالت و دفاع از مظلوم و مقابله با ظالم بود.ایشان می فرمایند: اگر ما نتوانیم عدالت را اجرا نماییم افسار شتر حکومت را رها می کنیم و اگر نتوانیم حق را اجرا کنیم حکومت در نظر امام (ع) از آب عطسه ی یک بز و از کفش صد وصله ای که هیچ قیمتی ندارد، هم بی ارزش تر است.
عزیزان من، برای فهمیدن حکمت عمل امام(ع) باید ارزش های وجودی امام (ع)، ارزش های الهی و فرایند حاکم بر عالم هستی را شناخت. سکوت و پافشاری آن روز امام (ع) و ایستادگی امام حسین (ع) در عاشورا ، امروز ثمر می دهد و به نتیجه می رسد و این گونه حاکمیت جریان حق را تضمین می کند. امام لحظه ای به صحنه نمی نگرد. امام (ع) مظهر نهایت قدرت، اقتدار، عزت، شجاعت، شکست ناپذیری و در عین حال نهایت رأفت، مهربانی، گذشت و تواضع است.
امام (ع) موحد به تمام معنا و در عین حال مظهر توحید هم است. امام (ع) خدای نادیده را عبادت نکرده و جز خدا هم چیزی را ندیده و عبادت نکرده است. امام هیچ کاری و اقدامی را برای غیر خدا انجام نداده و از غیر خدا نه ترسیده و نه اطاعت کرده است. عبادت امام (ع) مشهور است. امام (ع) غرق در خدا و در عین حال مظهر و بیان شیوای توحید است. دست ، چشم و گوش و زبان امام (ع) همان دست، چشم و گوش و زبان خداست. امام (ع) هم رحمت تامه و هم “سخط” یعنی خشم، سختی و انتقام تامه است. هم در اوج بخشندگی و مهربانی و هم در مقام احقاق حق در نهایت تندی و عتاب برای احقاق حق است و هم در اوج عبودیت محض و هم در اوج عزت و کبریایی است. امام (ع) هم اوج اقتدار و هم اوج مظلومیت، یعنی امام (ع) جامع نقیضین و ضدین است. امام (ع) حقیقت و تجلی توحید و راه شناخت خداست. شهریار عزیز چه خوب گفت: به علی (ع) شناختم من، به خدا قسم خدا را. امام (ع) مظهر علم، حکمت، رأفت و عزت الهی برای همگان و هدیه ای الهی برای بشریت است.
امام (ع) مرزی ندارد. مشاهده کرده اید وقتی فردی مسیحی یا بودایی و یهودی از امام تعریف می کنند عده ای به تعجب واداشته می شوند. آیا تعجب دارد؟ این ها نشان می دهد امام مرز ندارد و با همه فطرت ها آشناست. هر کس به فطرتش رجوع کند امام (ع) را خواهد دید. البته عده ای با مرزبندی و معرفی غلط می خواهند امام (ع) و دین را بگذارند و خود را توجیه کنند.
هر انسان متعادل و فطری به هر اندازه ای که به حقیقت امام (ع) آشنا شود به همان اندازه شیفته وجود امام (ع) خواهد شد. مسیحی و بودایی و هندو تفاوتی ندارد. همه انسان ها داری فطرت الهی هستند. عظمت و صفات الهی امام به قدری بزرگ است که عده ای گفتند امام (ع) خداست، اما امام (ع) خودش با آن ها برخورد کرد. امام (ع) مظهر اتم اسماء و صفات الهی است و هر چه می خواهی از خدا ببینی، می توان در امام (ع) دید. میزان هستی و ارزش هر کس به قدر قرابت و سنخیت وی با امام (ع) است. هر کس می خواهد نسبت خود را با امام (ع) پیدا کند، به قلب خودش مراجعه کند. هر چند عده قلیلی هم در دنیا هستند که قلب آن ها به شدت سیاه شده و نوری به آن راه ندارد و اگر دنیا را هم به آن ها بدهید، بغض و کینه حق ، خدا و امیرالمومنین (ع) از دل آنها بیرون نمی رود. این ها ، شیطان یا زاده شیطان هستند و یا شیطانی شده اند.
امروز جهان بیش از هر زمان دیگری نیازمند اندیشه و منش امیرالمومنین (ع) و حاکمانی از جنس او و مانند اوست. بدون حاکمیت امام ، آنگونه که باید حق و عدالت حاکم نخواهد شد و همه دشمنی ها با حق و عدالت خواهد بود. حال سوال مهم این است که امام هست (ع) و ما چه باید بکنیم؟ کار ما ابتدا شناخت امام (ع) و پس از آن یاری امام (ع) است. حاکمیت عدالت و توحید بدون توده های مردم ناممکن است. ما که بالاتر از امام علی (ع) نداریم اما بدون حضور مردم برقراری عدالت امکان پذیر نیست و جامعه اصلاح نمی شود. شرط استقرار عدالت و توحید در عالم ، حضور ، مشارکت و مطالبه و یاری انسان هاست.
سوال دوم این جاست که امام (ع) را چگونه یاری کنیم؟ امام خودش به این سوال جواب داده و می فرماید: مرا با خیرخواهی و نصحیت من را یاری نمایید آن هم بدون خیانت، ریب، ریا و شک. خیلی ها کلمه الحق می گویند اما دنبال هدف باطل است. امام (ع) فرمود مرا با ورع یاری کنید. در معنای ورع برخی می گویند همان تقواست. تقوا یعنی برای خدا کار کردن، معرفت و حقیقت داشتن و مراقیت از حقیقت خود است. در نهاد هر فردی یک حقیقت پاک و فطرتی الهی وجود دارد و هر عملی که انجام می دهید، روی آن اثر می گذارد. بنابراین باید مراقب باشیم اثر منفی و تخریبی روی آن نگذاریم و این می شود تقوا. عدم دلبستگی به دنیا همان تقواست. جالب است کسی که تریلیارد از جیب ملت برده اما راجع به عدالت و یاری امام (ع) صحبت می کند. اینها یاری امام (ع) نیست. عدم دلبستگی به مظاهر دنیا، پافشاری بر حق، عدل و دفاع از مظلوم، مقابله با ظالم، صیانت از بیت المال ، عدم دست اندازی به بیت المال و نگه داشتن حرمت آن همان معنای ورع است.
اما معنای اجتهاد چیست؟ یعنی تلاش مستمر، بی وقفه، آگاهانه، دلسوازانه و خستگی ناپذیر برای حق، عمران، خدمت به مردم، اصلاح جامعه و استقرار عدالت. خود پیامبر (ص) و امیرالمومنین (ع) لحظه ای آسایش نداشتند و همه زندگی ایشان تلاش و مجاهدت بود. ما یک زندگی کوتاهی داریم و باید برای زندگی ابدی سوخت گیری کنیم. فرض کنید سالنی یا انباری پر از سکه های طلا وجود دارد و به ما می گویند دو ساعت، یک روز و یک هفته وقت دارید و هر چقدر می توانی پر کن. آیا کسی پیدا می شود که یک ثانیه از وقت خود را تلف کند و از آن ها بگذرد و کسی هست همه آن ها را نخواهد؟ بلکه می گوید در این یک هفته نهایت استفاده را کنیم و پس از آن آسوده خواهیم شد. مثل این دنیا مثل همان انبار است و خداوند عمری به ما داده است تا برای زندگی ابدی سوخت گیری کنیم. چقدر برای حق، خدا، عدالت و اصلاح جامعه دلسوزی می کنید و چقدر برای خدا کار می کنید؟ می روید برای زن و بچه نان درآورید، برای خدا و مهربانی می کنید برای خدا. این ها همان جمع آوری برای زندگی ابدی است. آن جا که می خواهیم سکه جمع کنیم شیطان می گوید وقت طلاست و آن را از دست نده اما آن جا که می خواهیم برای خدا کار کنیم می گوید وقت داری هنوز. امام (ع) می گوید اجتهاد به این معناست که شب را از روز نشناسید و برای حق تلاش کنید و با عمل خوب، کار خوب و حرف خوب و سخن عالمانه مرا یاری کنید و این ها همان راه یاری امام (ع) است. لازم نیست که حتما برویم امام (ع) را ببینیم تا او را یاری کنیم بلکه هر کس در هر لباسی و در هر کجای این دنیا و در این مسیر حرکت می کند یار امام (ع) خواهد بود. در زمان امیرالمومنین (ع) کج فهمی ها، خودخواهی ها، دنیاطلبی ها، شیطان زدگی ها و ظرفیت های محدود اجازه نداد که عظمت، ظرفیت و لطف وجودی امام (ع) آن طور که باید در عمل، اندیشه و دل و جان انسان ها جاری شود و انسانها را در صراط مستقیم و مسیر سعادت قرار دهد. امروز هم از کار ننشسته اند.
من می خواهم به شما بشارت دهم. بالاخره چند هزار سال است که شیطان طراحی جوسازی و عمل کرده است و در نقطه مقابل هم اوصیا، انبیا، صالحان، مومنین و موحدین هم تلاش کرده اند و خدای متعال هم یاری کرده است. نتیجه چه خواهد شد؟ می خواهم به شما بشارت بدهم علیرغم طراحی هایی که شیطان و شیطانیان در طول چند هزار ساله به خصوص ۱۴۰۰ سال انجام داده اند تا اندیشه عدالت و توحید و ایمان را از جامعه ی بشری محو کنند؛ اما امروز به لطف خداوند در سراسر جهان، یک حرکت، یک زنده شدن و آگاهی بی نظیری در حال رخ دادن است و جهان به سرعت به سمت توحید و عدالت در حرکت است و پایه های استکبار و شیطانیان در حال فرو ریختن است.
آمریکایی ها خیال نکنند که پیروز نهایی شدند و از موضع تبختر دارند با ملت ها برخورد می کنند و سخن می گویند. من سخنرانی آن آقا را گوش دادم بعد از آن داستان که از موضع فرعونیت سخن می گفت و خیال می کرد فرعون است که با جهان سخن می گوید و می گوید بله ما در جهان چه کردیم و شوروی را نابود کردیم و دیگران را زدیم و بقیه را هم خواهیم زد. من خنده ام گرفت. گفتم بیچاره در سرازیری می روی و ترمز بریده ای و گاز هم می دهی! وقتی می گویند ترمز بریدی، به جای کنترل، فحش می دهی! بیچاره تر از او در عالم پیدا نمی شود . به خدا تمام هیمنه آمریکا در حال فرو ریختن است. خیال می کنند ۴ تا لشگر فرستادند و دم ۴ تا آدم ضعیف را دیدند، در سراسر جهان صداها را خواباندند و دیگر تا ابد حاکم شده اند. این طور نیست.
تمام بنیان هایی که اینها ۴۰۰ سال حکومت کردند، فروریخته است و به فضل الهی فرزند برومند امیرالمومنین (ع)، امام صالحان (عج) و یگانه منجی به زودی زود خواهد آمد و بساط ظلم و استکبار را بر خواهد چید و همه توحید و عدالت را به همگان هدیه خواهد کرد. کارشان تمام است. تکیه شما به کجاست که اینطور با مردم دنیا صحبت می کنید؟ شما بزرگتر از فرعون و نمرود و طاغوت های تاریخ هستید؟ به خدا آنها خیلی از شما قوی تر و قدرتمندتر و مجهز تر بودند ولی هیچ اثری از آنها در عالم باقی نمانده است . شما که اصلا به حساب نمی آیید. از روز اولی که پا در مسیر طغیانگری گذاشتند ، کارشان تمام شده است. البته من بنا ندارم صحبت کنم در این باره چون ممکن است برخی ها برداشت های دیگری کنند. اما بدانید کار اینها تمام شده است. حوادث دنیا سرعت گرفته است. نگاه کنید؛ خود شما هر روز منتظر خبرهای جدید عجیب هستید. لحظه ای که به کشور دیگر حمله کرد، شمارش معکوس نابودی خودش آغاز شد. صحنه روشن است.
عزیزان من، یک قدم بیشتر نمانده است. پافشاری بر حق، عدالت و توحید. لحظه ای که جامعه بشری اراده کند، اینها نابودند. جهان دارد به سمت همگرایی و وحدت می رود، مرزها دارد برداشته می شود، اندیشه ها و دل ها دارند با هم یکی می شوند. یک اقلیت محض چند هزار نفری دارند دنیا را می چاپند و بشریت را له می کنند. همه رسانه ها، ثروت و قدرت عالم را گرفته اند و به ۷ میلیارد نفر جمعیت کره زمین دارند ظلم می کنند، همدلی ، وحدت و حرکت می خواهد تا بساط این ها را از عالم جمع کنیم تا بشریت نجات پیدا کند و راه برای انسان ها باز بشود. چقدر انسان به دنیا می آید اما طعم انسان بودن خود را نمی چشد و مثل غنچه ناشکفته از دنیا می رود؟ خوشبختانه این عده قلیل منفور هستند و به فضل الهی به زودی نابود می شوند.
من مجددا تبریک می گویم این ولادت عظیم را. از برگزار کنندگان این جلسه، جوانان خوب بسیج و هئیت محبان المعصومین علیهم السلام، از شما مردم عزیز و خوب بابل و شهرهای مازندران، از علما و خانواده های معظم شهیدان، آزادگان، جانبازان، ایثارگران و مسئولان محلی ، برخی از مسئولین استان که کمک کردند، تشکر می کنم.
ای خدای بزرگ ما را عارف به حق امام ، به شان و شخصیت امام قرار بده.
ای خدای بزرگ ما را عاشق امام کن
ای خدا همه انسانها را عارف به امام قرار بده و همه آنها را عاشق امام کن
ای خدا با حاکمیت امام همه اسماء حسنی خودت را در دل و جان و اندیشه و عمل انسانها جاری کن
توحید و عدالت و عشق را حاکم کن
همه مستکبرین را سرنگون کن
رهبری عزیز ما ، ملت عزیز ما را در سایه امام عصر محفوظ بدار
خدایا مردم بابل و مازندران را به اوج عزت برسان(+)

"Our President, analytical news site"

  • دیدگاه‌های امام خمینی
  • آخرین دیدگاه‌های امام خامنه ای
  • آخرین دیدگاه‌های دکتر روحانی
  • آخرین دیدگاه‌اهای دکتر احمدی نژاد
Top