«دو دولت قبلی (دولتهای اصلاحات)، با برنامه ترین دولتها پس از پیروزی انقلاب اسلامی بوده اند». این جمله، بخشی از سخنان آقای خاتمی در مراسم بزرگداشت دوم خرداد است که چندی پیش برگزار شد.


«دروغ بزرگ» اصطلاحی است که اولین بار، آدولف هیتلر در کتاب زندگینامه خود از آن استفاده کرد و نماینده تکنیکی در تبلیغات سیاسی و جنگ روانی است. از نظر او، این روش مستلزم آن است که دروغ چنان عظیم باشد که هیچ کس باور نکند که «کسی آنقدر گستاخ باشد که چنین بی شرمانه حقیقت را تحریف کند». هیتلر و تئوریسین جنگ روانی او، گوبلز، معتقد بودند که مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ کوچک باور می کنند و اگر دروغی را مکرراً تکرار کنید، دیر یا زود آن را باور خواهند کرد.

پس از آغاز سلسله شکستهای انتخاباتی طیف موسوم به اصلاح طلب در سالهای اخیر، اغلب این شکست خوردگان، هدف بودن پیروزی در انتخابات و نداشتن برنامه برای زمان پس از پیروزی در انتخابات را به عنوان مهمترین عامل شکست اصلاحات بیان کردند تا جایی که فراتر از "برنامه"، به گفته آقای خاتمی «اصلاحات [حتی] "تئوری" تدوین شده [نیز] نداشت». بر همین اساس بود که پس از دوم خرداد 76، به ناچار استخوان بندی دولت اصلاحات را حزب کارگزاران تشکیل داده و تسلط حداکثری این حزب بر دستگاه های اقتصادی کشور، همچون دوران موسوم به سازندگی، ادامه یافت که نتایج عملکرد چنین دولتی در حوزه های مختلف، بسیار تأسف آور است.

در حوزه فرهنگی که وزیر دولتی آن، یکی از شاخص ترین عناصر حزب کارگزاران بود، بلبشویی تاریخی حکمفرما شد و در حالی که فعالان سیاسی- فرهنگی معتقد به افکار معمار انقلاب اسلامی مورد بی مهری قرار گرفتند، پشتیبانی تحسین برانگیزی از مروجان فرهنگ غربی به عمل آمد: «سنگها بسته و سگها آزاد». شعار آزادی مطبوعات منجر به شارلاتانیزم مطبوعاتی شد و فضای افکار عمومی کشور دچار بزرگترین آشفتگی پس از پیروزی انقلاب اسلامی گردید. در قالب همین برنامه فرهنگی بود که جانشین این وزیر محترم، از خانم شیرین عبادی به عنوان «نمونه زن مسلمان ایرانی» یاد کرد و گفتنی ها بسیار ... .

در سیاست خارجی، شعار تنش زدایی، جامه ذلت بر دیپلماسی کشور پوشاند و جلب رضایت قدرتهای سلطه گر جایگزین تأمین منافع ملی شد. مذاکره کنندگان ارشد در این دیپلماسی، تاجران و غربزدگان زبردستی بودند که تأمین منافع اقتصادی شرکتهای نفتیشان و جلب رضایت اربابان غربیشان به بهای ارتشاء و انتقال اطلاعات محرمانه کشور محقق می شد و آنچه در این میان بیگانه می نمود، سیره امام راحل (رحمه الله علیه) بود و این قصه سر دراز دارد ... .

اقتصاددانان محقق در دولت اصلاحات، هماهنگ با دیپلماتهای سیاست خارجی، قرار گرفتن ایران در زمره کشورهای سلطه پذیر را شرط موفقیت ایران در حوزه اقتصادی معرفی کردند که خود آشکار کننده تفکرات برنامه ریزان اقتصادی این دولت می باشد. در این دوران بود که اقتصاد رانتی و فساد اقتصادی به رشد قبلی خود ادامه داد و در عین پرداخت هزاران میلیارد تومان وام به افراد ذی نفوذ بدون پیگیری بازپرداخت آن، از برخورداری عادلانه آحاد مردم از تسهیلات بانکی خودداری شد و شکاف طبقاتی به سمت تبدیل شدن به دره ای هولناک، پیش رفت. این در حالی بود که بزرگترین ضعف تیم اقتصادی دولت اصلاحات، عدم هماهنگی و هم فکری این تیم شناخته می شد تا جایی که در جلسات هیأت دولت، رئیس جمهور ساعتها تنها نظاره گر بحثهای وزرای اقتصادی خود بود که ریشه در اختلاف نظر جدی آنان پیرامون مسائل اقتصادی داشت.

پس از انتخابات دوم خرداد 76، موج تغییرات گسترده مدیران حتی تا سطح مدیر دبستان، کشور را فرا گرفت و علی رغم سردادن شعار آزادی، کوچکترین سخن در نقد دولت با عنوان مخالفت با اصلاحات قلمداد شده و گوینده سخن به حاشیه رانده می شد و این دیکتاتوری آزادمنشانه در حافظه تاریخی ملت ایران به یادگار ماند. اما این روند که با شعار «مردم سالاری» آغاز شده بود، فرجام خوشی نداشت چراکه در عمل، «مردم» فراموش شدند و آنچه اهمیت یافت پیگیری منافع حزبی و شعارهای پرطمطراق غربی بود. دلزدگی مردم نسبت به دولت اصلاحات و شعارهای آن تا حدی عمیق شد که آقای تاج زاده، از نزدیکان آقای خاتمی، در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال 84، اظهار داشت: «معین راه خاتمی را ادامه نخواهد داد» تا شاید آب توبه ای بر گذشته ریخته و موفقیتی نصیب ایشان شود اما به قول مشهور، اصلاحات مرد و شد آنچه نباید می شد.
به آمار زیر دقت کنید:
- سهم نفت در بودجه در سال 83، 62.9 درصد؛ در سال 85، 52 درصد.

- نرخ بیکاری در سال 83، 12.3 درصد؛ در سال 85، 11.3 درصد (ظرف یک و نیم سال اخیر ایجاد نزدیک به 2 میلیون شغل).

- نرخ تورم در سال 83، 15.2 درصد؛ در سال 85، 13.6 درصد (میانگین 8 ساله دولتهای موسوم به اصلاحات 15.76 درصد و دولتهای موسوم به سازندگی 25.26 درصد).

- واردات در سال 83، 35.4 میلیارد دلار (33 درصد رشد نسبت به سال قبل از آن)؛ در سال 85، 41.4 میلیارد دلار (4.1 درصد رشد نسبت به سال قبل از آن).

- فاصله واردات و صادرات در سال 83، 27.5 میلیارد دلار؛ در سال 85، 25 میلیارد دلار.

- صادرات در سال 83، 7.6 میلیارد دلار؛ در سال 85، 16.3 میلیارد دلار.

- سرمایه گذاری خارجی در سال 83، 2.7 میلیارد دلار؛ در سال 85، 10.3 میلیارد دلار.

- تعداد مسکن روستایی ساخته شده در ده سال قبل از دولت نهم، 200 هزار مسکن؛ تعداد مسکن روستایی ساخته شده درسال 85، 200 هزار مسکن.

- حداکثر ساخت مسکن در سالهای قبل از دولت نهم، 690 هزار واحد درسال؛ حداکثر ساخت مسکن در سالهای 84 و 85، مجموعاً 2 میلیون واحد مسکونی (سالی یک میلیون مسکن).

- کل خودروهای فرسوده از رده خارج شده قبل از دولت نهم، حدود 40 هزار خودرو؛ در سال 85، 200 هزار خودرو.

- کل خودروهای گاز سوزشده قبل از دولت نهم، 110 هزار خودرو؛ در سال 85، بیش از 400 هزار خودرو (بعلاوه طراحی و تولید موتور ملی پایه گاز سوز).

- برنامه توسعه پالایشگاهی بطوری که با همین میزان مصرف کنونی، از سال 90 ایران صادر کننده بنزین خواهد بود.

- واگذاری سهام شرکت های دولتی به مردم، طی 15 سال قبل از دولت نهم، 3500 میلیارد تومان؛ در یک سال از دولت نهم، 2650 میلیارد تومان.

- رشد اقتصادی در سال 83، 5.1 درصد؛ در سال 85، 7 درصد.

- کل کارهای عمرانی در سال 83، 5 هزار و 750 میلیارد تومان؛ در سال 85، 13 هزار و 800 میلیارد تومان (2.4 برابر سال 83).

- پایان ساخت 20 سد و افزودن بیش از 5 هزار مگاوات برق در طول یک سال از عمر دولت نهم.

- آسفالت 10 هزار کیلومتر راه روستایی در یک سال از عمر دولت نهم.

- ساخت مدرسه در سال 85 بیش از دو برابر سال 83، بودجه عمرانی وزارت آموزش و پرورش در سال 86، 3 برابر سال 83.

- افزایش 4 برابری اعتبارات ورزش در دولت نهم.
- جلوگیری از اعطای وامهای کلان بی حساب و کتاب به افراد خاص. و.....
اگر چشمهای رئیس دولت قبلی به خاطر تماشای بازی فوتبال هلند و سوئد در جام ملتهای اروپا تا نیمه های شب، در جلسه روز بعد هیئت دولت خسته و پف کرده می شد، امروز سرخی چشمان احمدی نژاد به خاطر جلسات طولانی وی تا پاسی از شب است که برای آبادانی هر یک از استانها برگزار می گردد. هر چند که دیگران شعار دادند اما امروز دولت نهم، آزادی و مردمسالاری واقعی را در معرض دید همگان قرار داده و به آن عمل کرده است.

این سخن آقای خاتمی که دولتهای ایشان با برنامه ترین دولتهای جمهوری اسلامی بوده اند را می توان در راستای تکمیل پازلی دانست که همفکران ایشان پس از 3 تیر 84 برای اجرای هجمه تبلیغاتی علیه دولت نهم طراحی کرده اند. این پازل جنگ روانی پس از چیده شدن قطعات مربوط به انواع تبلیغات سوء و سیاه نمائی های ناجوانمردانه در آن، اکنون وارد مرحله جدیدی شده است تا شاید زمینه ساز پیروزی در انتخابات بعدی باشد. استراتژی «دروغ بزرگ» قطعه بعدی این پازل است.

اما باید گفت مشک دولت اصلاحات پیش از آنکه عطار بگوید، خود آنچنان بوییده است که از اشمئزاز عالم گیر آن، گریزی نیست