کاربرد گسترده این همه اعداد در قرآن گویای مطالب و اسراریست که اگرچه ما ممکن است در تطبیق انها اشتباه کرده باشیم اما بدون شک در کشف آن اشتباهی صورت نگرفته است. یعنی بروز اعدادی از قبیل 2022 یا 1401 یا 1443 یا 5782 اگر اشاره به سال زوال اسرائیل توسط حضرت مهدی(عج) نباشد به احتمال زیاد اشاره به حوادثی در آن سال و تحولاتی در آن برهه از زمان با دخالت مستقیم حضرت مهدی(عج) دارد.

بجای مقدمه
به گزارش «پايگاه خبري تحليلي رئيس جمهور ما»؛ قبل از ورود به این مبحث لازم است به یک سوال اساسی در مورد ظهور باهرُ النّور آنحضرت پاسخ داده شود.
در منابع روایی اهل بیت روایات معتبری نقل شده است مبنی بر تکذیب آنانی که در مورد آنحضرت به توقیت می پردازند.
در بعضی از موارد برای تأکید بیشتر جمله (کذب الوقاتون) حتی سه مرتبه تکرار شده است.
بنابراین تعیین وقت برای ظهور آنحضرت اشکال شرعی دارد و از انجام آن ممانعت بعمل آمده است.

پاسخ اول:
پاسخ نخست اینست که خود ائمه هدی علیهم السلام در برخی ازروایات به تعیین زمان ظهور البته بصورت معما گونه و رمزی برای خواص اصحاب خویش پرداخته اند و زمان دقیق ظهور را با کد گذاری های مخصوصی تعیین کرده اند. مانند آنچه از معصوم علیه السلام روایت شده است که فرموده اند ظهور آنحضرت در سال یس والقرآن الحکیم خواهد بود.
در این جا به یکی از این روایات اشاره میکنیم.
امام صادق علیه السلام در ذیل روایتی طولانی فرمودند:
ای ابا لبید : برای من در مورد حروف مقطعه قرآن دانش انباشته ایست. آنگاه فرمود:
الف مساویست با یک و لام مساویست با سی و میم مساویست با چهل و صاد مساویست با نود. و مجموع آن مساویست با عدد یکصد وشصت ویک. آغاز خروج امام حسین در (الم) بود. آنگاه که زمان او سر آمد مردی از بنی‌عباس قیام کرد در (المص) وقیام قایم ما بعد از انقضای مدت او در (الر) خواهد بود.
این مطلب را درک کن واین راز را نگهدار.
بحار الانوار مجلسی ج13 106/52
بررسی روایت فوق را از نظر عددی به زمان دیگری واگذار میکنیم اما روایت فوق نشانگر آنست که اولا ائمه هدی علیهم السلام از زمان ظهور آنحضرت آگاهند. ثانیا منعی از توقیت وجود ندارد. تنها نکته ای که دراین حدیث قابل توجه است حفظ اسرار آل محمد است که برآن تأکید شده است.
پاسخ دوم:
اگر در مواردی حضرات ائمه معصومین علیهم السلام خودبه زمان ظهور اشاره کرد اند ، اینکار با مفاد روایات منع از توقیت منافات دارد. ازینرو باید برای آن راه حلی پیدا شود.
یا باید ضعف روایات توقیت از نظر اسنادی ثابت شود.
یا باید روایات مربوط به تکذیب وقاتون توجیه گردد .
واقعیت اینست که در هردو مورد روایات موثقی وجود دارد وازینرواچاره ای جز توجیه روایات توقیت نیست.
میدانیم که زمان صدور این روایات سالها قبل از حتی تولد آنحضرت بوده است. درآن زمان از آنجا که حضرت هنوز بدنیا نیامده بودند تمام دغدغه ائمه علیهم السلام وقوع اصل تولد آنحضرت بوده است نه زمان ظهور آنحضرت. نگرانی ائمه در مورد علم به زمان ظهور آنحضرت قبل از تولد او مانند آنستکه ما قبل ازتولد فرزندمان نگرانی ازدواج او باشیم.
بر رسی اجمالی این روایات نشانگر آنست که هدف ائمه ازمنع توقیت در حقیقت برای مخفی ماندن روز تولد آنحضرت بوده است نه روز ظهور.
میدانیم که آنحضرت شباهت زیادی از نظر تولد با حضرت موسی دارند.ازآنجا که زمان تولد حضرت موسی توسط ستاره شناسان آنزمان بدقت پیش بینی شده بود دستگاه فرعون تمام تلاش خودرا بکار بست تا از تولد آنحضرت جلو گیری کند. در این مسیر تمام خانم های باردار آنزمان تا زمان حمل تحت نظارت قرار میگرفت واگر نوزاد پسر بود، کشته میشد تا از تولد حضرت موسی جلو گیری کنند وجلوبروزخطررا از نطفه بگیرند.
میتوان گمان کرد ، وجود چنین تجربه تاریخی در مورد شخصیت موعود موسی، ائمه هدی را برآن میداشت که در مورد تولد حضرت مهدی (ع) نیز باید از نظر امنیتی محکم کاریهای لازم را انجام دهند. بخصوص آنکه قرار نبود تولد آنحضرت معجزه آسا انجام شود. تعمدی در کار بود که برخی حتما باید آنحضرت را ببینند و بانام و نسب بشناسند ولازم بود مولد آنحضرت در تاریخ ثبت شود تا بعدا توسط مخالفین مورد انکار قرار نگیرد. ازینرو آنچه برای حضرات ائمه مهم بود بدنیا آمدن آنحضرت بود که نباید در روند آن خللی پیش می آمد و جان کودکان بی گناه دیگر نیز نباید بخطر میافتاد.
بررسی اجمالی تاریخ زمان تولد آنحضرت نیز نشانگر آنست که دستگاه خلافت نظارت سختی را بر خاندان جناب امام حسن عسکری اعمال میکرد تا جلو تولد آنحضرت گرفته شود. والله متم نوره ولو کره الکافرون.
پس از آغازغیبت، آنحضرت در کنف حمایت الهی قرار گرفته اند، ظهور آنحضرت نیز با بأس شدید همراه است و بر اساس برخی از روایات زمینه های ظهور آنحضرت یکشبه آماده خواهد شد و ظهور مبارک ایشان بغتتا و ناگهانی خواهد بود.
چراغی را که ایزد برفروزد
هرآنکس پف کند ریشش بسوزد
او با حمایت الهی هم اکنون زنده است وبا حمایت او ظهور خواهد کرد وبا حمایت او بر دشمنان خویش غالب خواهد شد.
بنا براین درمورد دانستن زمان ظهور جای هیچگونه نگرانی وجود ندارد. زیرا قرار است تمام امور مربوط به ظهور با تدبیر پروردگار و با علم پیشین الهی در زمان مقرر وباقدرت لایزال او انجام شود. اما در مورد اصل تولد آنحضرت بنا براین بوده است و شاید چاره ای جز این نبوده است که باید مقدمات امور بصورت طبیعی انجام میشده است تا عده ای شاهد تولد آنحضرت باشند و وجود اورا بعدا انکار نکنند. هر چند در روند تولد آنحضرت نیز تا حد ممکن دست حمایت پروردگار آشکار بوده است. مانند آنکه بر اساس برخی از روایات در مادر بزرگوار آنحضرت تا شب تولد آنحضرت اثری از حاملگی وجود نداشته است.
بنا براین میتوان نتیجه گرفت که منظور ازظهور همان تولد باشد و منظور از حدیث کذب الوقاتون آن باشد که اگر کسی زمان آمدن ( شامل بدنیا آمدن) انحضرت را پیش بینی کرد تکذیب کنید.
پاسخ سوم:
سومین پا سخ به روایات منع توقیت آنست که در این روایات کلمه وقات بکار رفته است.
کلمه وقات صیغه مبالغه است ودر این حدیث به دو معنی بکار میرود.
یکی بمعنای کسی که هر روز وقتی را برای ظهور تعیین میکند. یعنی بدون هیچ گونه مبنای درستی و دلیل محکمی ازچنته خویش روزی را برای ظهور تعیین میکنند وبا روح وروان وباور های مومنان کاری ندارد.
دیگر بدان معنا که وقت را بسیار دقیق تعیین میکنند و به روز دقیق ظهور نیز اشاره میکنند.
به احتمال زیاد، روایات منع از توقیت شامل چنین آدمهایی میشود.
پاسخ چهارم:
تمام روایت مربوط به منع توقیت شامل توقیت توسط انسانهای معمولیست. در هیچکدام از این روایات توقیت توسط ائمه منع نشده است. هیچ حدیثی نقل نشده است که اگر توقیت توسط خدواند و یا اولیای او انجام شد بازهم باید تکذیب کرد.
پاسخ پنجم:
این نبشته به هیچکدام از موارد فوق ربطی پیدا نمیکند.نه نگارندگان و محققان ادعایی دارند و نه از قبل خویش حرفی میزنند.
محققان این نظریه تنها با این نکته بسنده میکنند که با استفاده از فرمول های قرآنی از شمارش کلمات و آیات مربوطه به این نتیجه میتوان رسید که خداوند زمان زوال اسرائیل را تعیین کرده است. آنها معتقدند که بر اساس داده های قرآنی میان زوال اسرائیل و ظهور حضرت مهدی علیه السلام رابطه تنگاتنگی وجود دارد وامکان ظهور در همان ایام وجود دارد.
بنابراین نمیتوان برمحققان این نظریه نام وقات گذارد و به تکذیب آنان پرداخت.
بر اساس این نظریه این خداوند است که زمان زوال اسرائیل و ظهور حضرت مهدی را تعیین کرده است ومحققان تنها با استفاده از داده های قرآنی به کشف آن پرداخته اند و پر واضح است که نمیتوان به تکذیب خداوند پرداخت.

رابطه زوال اسرائیل با ظهور حضرت مهدی علیه السلام
قبل از شروع بحث در مورد رابطه زوال اسرائیل با ظهور حضرت مهدی علیه السلام لازم است نکاتی را در مورد آنحضرت بدانیم وبا اعداد مربوط به آنحضرت آشنا شویم.
نام مبارک آنحضرت م ح م د.
پدربزگوارایشان امام حسن عسکری امام یازدهم شیعیان است.
نام مادر آنحضرت نرجس خاتون است
آنحضرت امام دوازدهم شیعیان و معصوم چهاردهم هستند.
ایشان فرزند نهم امام حسین علیه السلام میباشند.
سال تولد: 255 هجری قمری مصادف باسال 869 میلادی
سال شروع امامت: 260 هجری قمری مصادف با 874 میلادی
شروع غیبت صغری: 265 هجری قمری مصادف با 879 میلادی
شروع غیبت کبری: 329 هجری قمری مصادف با 941 میلادی.
طول غیبت صغری: 64 سال.

اسرار سوره مبارکه کهف و رابطه آن با امام مهدی (ع)

در سوره مبارکه کهف اسرار فراوانی نهفته است که ذیلا به برخی ازآنها اشاره میسود.

نخست آنکه سوره مبارکه کهف بلافاصله بعد از سوره مبارکه اسراء آمده است. بلافاصله بعد از کهف نیز سوره مبارکه مریم است . این ترتیب معنا دار حاوی اسراری هست.

سوره اسراء قطعا در فلسطین اتفاق افتاده است. داستان حضرت عیسی در سوره مریم نیز در فلسطین بوده است. بالطبع به این نتیجه میتوان رسید که موضوع مطرح شده در سوره کهف نیز در این سر زمین باید اتفاق افتاده باشد وقطعا مسائل استنباط شده از این سوره نیز در این سرزمین خواهد بود.

دوم آنکه این ترتیب معنا دارگویای ترتیب زمانی آخرالزمان است. یعنی روال سوره ها نشانگر آنست که بعد از زوال اسرائیل بدست حضرت مهدی، حکومت جهانی بوجود خواهد آمد وآنگاه حضرت عیسی علیه السلام نیز ظاهرخواهند شد .

سوم آنکه اگرچه یهودیان به گزاف اذعان داشته اند که تاریخ شان از آغاز خلقت آدم آغاز میشود اما در واقع به دلایل علمی فراوانی تاریخ یهودیان از حادثه اصحاب کهف شروع میشود و چنین استنباط میشود که پایان تاریخ یهودیان نیز بی ارتباط با سوره کهف نیست. شخصیتی که موضوع بحث کنایی سوره کهف است پایان بنی اسرائیل را رقم خواهد زد.

چهارم آنکه کلمه (والیتلطف) که در وسط قرآن واقع شده و کلمه مرکزی قرآن است دراین سوره واقع شده است. این نشانگر آنست که این سوره از نظر آمار کلماتی قرآن در مرکز قرآن قرار کرفته و سوره مرکزی قرآن است.

پنجم آنکه آیه ای که این کلمه در آن واقع شده است آیه نوزدهم این سوره است.

ششم آنکه تعداد آیات این سوره بصورت معنا داری 110 آیه است به تعداد نام مبارک علی علی السلام وکهف تنها سوره ایست که 110 آیه دارد.

هفتم آنکه در روایات فراوانی اصحاب کهف جزو یاران حضرت مهدی شمرده شده اند. تفسیر در المنثور ج4 ص215 . عن ابن العباس قال رسول الله : اصحاب الکهف اعوان المهدی.

هشتم آنکه پیامبر اکرم برای در امان ماندن از فتنه دجال تلاوت سوره کهف را سفارش فرموده اند.
من حفظ عشر آیات من سورة الکهف عصم من الدجال. صحیح مسلم ج1 ص 555 حدیث 809

نهم آنکه برای تعجیل در ظهور امام زمان نیز قرائت سوره کهف توصیه شده است.

دهم آنکه سوره کهف از نظر ترتیب سوره ها سوره 18 قرآن است و نکته قابل توجه اینست که تعداد آیات مربوط به اصحاب کهف نیز در این سوره 18 آیه است.

یازدهم آنکه سوره عصر را برخی از مفسرین به حضرت ولیعصر علیه السلام مربوط میدانند. از نظر عددی نیز ارتباط عجیبی بین این سوره و سوره کهف دیده میشود.
بدین ترتیب که تعداد آیات سوره عصر3 عدد میباشد و از نظر ترتیب نیز 103 میباشد. از ضرب 3 در 103 عدد 309 بدست میآید که در سوره کهف که مربوط به حضرت مهدی علیه السلام است نقش کلیدی دارد.

دوازدهم آنکه میان سوره کهف و سوره اسراء نیز ارتباط زیادی وجود دارد. در سوره کهف میخوانیم.

(17:12)وجعلنا اليل والنهار ءايتين فمحونا ءاية اليل وجعلنا ءاية النهار مبصرة لتبتغوا فضلا من ربكم ولتعلموا عدد السنين والحساب وكل شيء فصلنه تفصيلا.
ما شب و روز را دو نشانه قرار دادیم .آنگاه نشانه شب را محو کردیم و نشانه روز را آشکار کردیم تا از پروردگار تفضلی بخواهید. و تعداد سالها را بدانید و حساب سالها را داشته باشید. ما هر چیز را جداگانه تفصیل داده ایم.
از دقت در آیه فوق متوجه میشویم که خداوند برای دانستن تعداد سالها و دقت در حساب سالها اهمیت ویژه ای قایل شده است.
نکته مهم این است که این آیه درست بعد از آیات مربوط به فساد اول و دوم بنی اسرائیل آمده است که در آن وعده داده شده است که بنی اسرائیل پس از فساد دوم از بین خواهد رفت.
بلا فاصله بعد از آن خداوند اهمیت دانستن تعداد سالها را به میان میکشد .
حال باید دید منظور خداوند از تعداد این سالها چیست که خداوند اینقدر برای آن حساب ویژه ای باز کرده است.
بخصوص آنکه کلمه حساب نوزدهمین کلمه این آیه است.

برای یافتن این پاسخ به محاسبه ارزش عددی جمله السنین والحساب میپردازیم.

ب ا س ح ل ا و ن ی ن س ل ا
309 2 1 60 8 30 1 6 50 10 50 60 30 1

ý از محاسبه ارزش عددی جمله (السنین والحساب) به عدد 309 میرسیم.
اینجاست که ارتباط اسرار آمیز سوره اسراء و کهف بیشتر آشکار میشود. عدد 309 تنها درسوره کهف ودر متن قرآن آمده است. بنا براین به این نتیجه میرسیم که خداوند بصورت آشکاری توجه ما را به تعداد سالهای ذکر شده در سوره کهف جلب میکند. شکی باقی نمیماند که منظور خداوند از و لتعلموا عددالسنین و الحساب این است که ما با عدد 309 آشنا شویم . در فصل های آینده این کتاب ذکر خواهد شد که عدد 309 عدد مرکزی سوره کهف است و اعداد دیگری نیز در این سوره بکار رفته است که تمامی این اعداد ارتباط منطقی، منظم و مستقیمی با حضرت مهدی علیه السلام دارد که مألا با سرنوشت بنی اسرائیل مربوط میشود.
به عبارت دیگر خداوند بصورت بسیار رمز گونه ای در دوازدهمین آیه این سوره به سوره مربوط به امام دوازدهم (کهف) اشاره میکند و از راز بزرگی پرده بر میدارد.

سیزدهم آنکه:
.از نظر تعداد آیات فقط یک آیه تفاوت دارند
هر دو با ذکر خداوند شروع میشود.
سوره اسرا با ذکر سبحان الله و سوره کهف با ذکر الحمدلله.
هردو با کلمه الذی شروع میشوند.
در اولین آیه هر دو سوره کلمه عبد بکار رفته است.
درآخرین آیه سوره اسرا و اولین آیه سوره کهف ذکرالحمدلله بکار رفته.
در هر دو سوره جمله اتخاذ ولد بکار رفته.
در هر دو سوره از شرک منع شده است.
در هر دو سوره بشارت به پیروزی نهایی مومنان داده شده است.
در هر دو سوره از ولایت غیر خدا نهی شده است.

خلاصه ای از محتوای سوره کهف

بررسی مجموعه آیات نخستین سوره کهف:
سوره کهف با تأکید بر استوار بودن قرآن آغاز میشود و خداوند در ذیل آیات 1-9 که مجموعا 79 کلمه است به دو موضوع مهم اشاره میکند:
به این سه آیه ازین مجموعه آیات 9 گانه توجه کنید:
(18:1)الحمد لله الذي أنزل على عبده الكتب ولم يجعل له عوجا
(18:2)قيما لينذر بأسا شديدا من لدنه ويبشر المؤمنين الذين يعملون الصلحت أن لهم أجرا حسنا
(18:3)مكثين فيه أبدا

ستایش خداوندی راست که بر بنده خویش کتاب را فروفرستاد و در آن نادرستی را راه نیست.
این کتاب ، کتابیست قیم، تا از سوی خداوند انسان را از نیروی بسیار محکم و استواری آگاه کند که از سوی خداوند تأیید میشود. خداوند مومنان را بشارت میدهد که آنان را پاداش زیبایی است. پاداش آنان اینست که آنان در زمین برای همیشه حکم خواهند راند.

اگر بر روش مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه بخواهیم به تفسیر قرآن توسط قرآن بپردازیم، خواهیم دید که خداوند در چند مورد از عبارت بأس شدید استفاده کرده است و عجیب آنست که در تمامی موارد میان آنان رابطه خاصی وجود دارد.
که ذیلا به مواردی از آن اشاره میشود.
یکی ازین موارد در باره زوال اسرائیل اول توسط بخت النصر در سال 586 قبل از میلاد است. خداوند در این آیه بخت النصر و یارانش را با عنوان بندگان خویش میخواند که به نیروی بأس شدید مجهز و موید بوده اند.
(17:5)فإذا جاء وعد أوليهما بعثنا عليكم عبادا لنا أولي بأس شديد فجاسوا خلل الديار وكان وعدا مفعولا

آنگاه که نوبت وعده نخستین فساد بنی اسرائیل فرارسید، ما بندگان صالح خویش را که با نیروی بسیار محکم و استواری از سوی ما پشتیبانی میشدند برآنان گماردیم.آنان تمام سرزمین ها را تجسس کردند و وعده الهی در مورد بنی اسرائیل تحقق یافت.

استفاده معنا دار از این عبارت در اول سوره مربوط به حضرت مهدی و همچنین اشاره به استقرار ابدی مومنان در زمین از ارتباط میان این دو سوره باهم خبر میدهد و حاوی اسراری است.

خداوند با اشاراتی برآنست که حضرت مهدی علیه السلام را نیز از تبار همان مومنانی معرفی کند که دارای بأس شدید است و در زمین حاکمیت و استقرار ابدی خواهند یافت. ارتباط عددی این آیات نیز با حضرت مهدی بسیار شگفت انگیز و معنا دار است.

مسئله مهم دیگری که در این چند آیه اول سوره کهف آمده است اینست که به مومنان وعده پاداش ارزشمند حکومت در زمین داده شده است.

این وعده الهی نیز در موارد دیگر در قرآن کریم تنها در خصوص امام مهدی و یاران او در آخرالزمان آمده است.
ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین. قصص آیه 5
وما اراده کرده ایم که بر مستعفین زمین منت گذاریم وآنان را رهبران زمین ووارثان زمین قرار دهیم.
ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون. انبیاء آیه 105
وما بعد از کتاب ذکر در کتاب زبور نگاشتیم که زمین را باید انسانهای صالح با ارث ببرند.

وعد الله الذین آمنوا وعملواالصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین قبلهم ولیمکننلهم دینهم الذی ارتضی لهم....... سوره نور آیه 55
خداوند به آنانیکه ایمان آورند وکارهای درست انجام دهند وعده داده است که آنانرا در زمین خلافت دهد آنسان که بر پیشینیان بخشیده بود.

بنا براین سوره مبارکه کهف با آن دو خبر غیبی در آغاز این سوره شروع میشود که از همان آغاز معلوم است که در این سوره قرار است مسائل مهمی مطرح شود.

بررسی مجموعه آیات قسمت دوم سوره کهف:
در قسمت بعدی به داستان اصحاب کهف پرداخته شده است. این قسمت از آیه 1 شروع میشود و به کلمه ثلاث در آیه 25 خاتمه می یابد .
در این قسمت که جمعا 309 کلمه را شامل میشود، خداوند در ظاهر به داستان اصحاب کهف پرداخته اما در واقع خصوصیات حضرت مهدی را معرفی کرده است.
به این قسمت توجه کنید:
(18:09) ام حسبت أن أصحب الكهف والرقيم كانوا من ءايتنا عجبا
(18:10)اذ أوى الفتية إلى الكهف فقالوا ربنا ءاتنا من لدنك رحمة— وهيئ لنا من أمرنا رشدا
(18:11)فضربنا على ءاذانهم في الكهف سنين— عددا
(18:12)ثم بعثنهم لنعلم أي الحزبين أحصى لما لبثوا أمدا—
(18:13)نحن— نقص عليك نبأهم بالحق إنهم فتية ءامنوا بربهم وزدنهم هدى
(18:14)وربطنا على— قلوبهم إذ قاموا فقالوا ربنا رب السموت والأرض لن ندعوا من دونه إلها لقد قلنا إذا شططا
(18:15)هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة لولا يأتون عليهم بسلطن بين فمن— أظلم ممن افترى على الله كذبا
(18:16)وإذ اعتزلتموهم وما يعبدون إلا الله فأوا— إلى الكهف ينشر لكم ربكم من رحمته ويهيئ لكم من أمركم مرفقا
(18:17)وترى الشمس— إذا طلعت تزور عن كهفهم ذات اليمين وإذا غربت تقرضهم ذات الشمال وهم في فجوة منه ذلك من ءايت الله من يهد الله فهو المهتد ومن يضلل فلن تجد له وليا مرشدا
(18:18)وتحسبهم أيقاظا وهم رقود ونقلبهم ذات اليمين وذات الشمال وكلبهم— بسط ذراعيه بالوصيد لو اطلعت عليهم لوليت منهم فرارا ولملئت منهم رعبا
(18:19)وكذلك بعثنهم ليتساءلوا بينهم قال قائل منهم كم لبثتم قالوا لبثنا— يوما أو بعض يوم قالوا ربكم أعلم بما لبثتم فابعثوا أحدكم بورقكم هذه إلى المدينة فلينظر أيها أزكى طعاما فليأتكم برزق منه وليتلطف ولا يشعرن بكم أحدا
(18:20)انهم إن يظهروا عليكم يرجموكم أو يعيدوكم في ملتهم ولن تفلحوا إذا— أبدا
(18:21)وكذلك أعثرنا عليهم ليعلموا أن وعد الله حق وأن الساعة لا ريب— فيها إذ يتنزعون بينهم أمرهم فقالوا ابنوا عليهم بنينا ربهم أعلم بهم قال الذين غلبوا على أمرهم لنتخذن عليهم مسجدا
(18:22)سيقولون ثلثة رابعهم كلبهم ويقولون— خمسة سادسهم كلبهم رجما بالغيب ويقولون سبعة وثامنهم كلبهم قل ربي أعلم بعدتهم ما يعلمهم إلا قليل فلا تمار فيهم إلا مراء ظهرا ولا تستفت فيهم منهم أحدا
(18:23)ولا تقولن لشايء إني فاعل ذلك غدا—
(18:24)الا أن يشاء الله— واذكر ربك إذا نسيت وقل عسى أن يهدين ربي لأقرب من هذا رشدا
(18:25)ولبثوا في— كهفهم ثلث مائة سنين وازدادوا تسعا

در قالب این آیات شریفه خداوند متعال به مسائل زیر اشاره میکند:
1.امکان عمر طولانی انسان با قدرت الهی
2.خداوند می تواند بندگان خویش را از چشم دشمنانشان مخفی دارد وآنها را در کنف حمایت خود نگهدارد.
این دو مطلب همان نقاط مشترک بین اصحاب کهف و امام مهدی علیه السلام هستند که خداوند در قالب قصه اصحاب کهف در حقیقت خواسته اند جان مطلب را برسانند که امکان دارد انسان در مدت بسیار طولانی تحت حمایت خداوند قرار بگیرد وصدها سال متمادی همانگونه که با اصحاب کهف انجام شد. خداوند دراین داستان گذشته را به آینده پیوند زده اند و در قالب داستانی که در گذشته اتفاق افتاده است خواسته اند قضیه ای را که در آینده قرار است اتفاق بیفتد توجیه علمی و عملی کنند.

بررسی مجموعه آیات قسمت سوم سوره کهف:

قسمت بعدی که از کلمه ثلاث در آیه 25 شروع ودر آخرآیه 64 بپایان میرسد مجموعا 632 کلمه است که اسرار آن بعدا ذکر خواهد شد.

(18:25) ولبثوا في كهفهم ثلث مائة سنين وازدادوا تسعا
(18:26)قل الله أعلم بما لبثوا له غيب السموت والأرض أبصر به وأسمع ما لهم من دونه من ولي ولا يشرك في حكمه أحدا
(18:27)واتل ما أوحي إليك من كتاب ربك لا مبدل لكلمته ولن تجد من دونه ملتحدا
(18:28)واصبر نفسك مع الذين يدعون ربهم بالغدوة والعشي يريدون وجهه ولا تعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا ولا تطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا واتبع هويه وكان أمره فرطا
(18:29)وقل الحق من ربكم فمن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر إنا أعتدنا للظلمين نارا أحاط بهم سرادقها وإن يستغيثوا يغاثوا بماء كالمهل يشوي الوجوه بئس الشراب وساءت مرتفقا
(18:30)ان الذين ءامنوا وعملوا الصلحت إنا لا نضيع أجر من أحسن عملا
(18:31)اولئك لهم جنت عدن تجري من تحتهم الأنهر يحلون فيها من أساور من ذهب ويلبسون ثيابا خضرا من سندس وإستبرق متكءين فيها على الأرائك نعم الثواب وحسنت مرتفقا
(18:32)واضرب لهم مثلا رجلين جعلنا لأحدهما جنتين من أعنب وحففنهما بنخل وجعلنا بينهما زرعا
(18:33)كلتا الجنتين ءاتت أكلها ولم تظلم منه شيءا وفجرنا خللهما نهرا
(18:34)وكان له ثمر فقال لصحبه وهو يحاوره أنا أكثر منك مالا وأعز نفرا
(18:35)ودخل جنته وهو ظالم لنفسه قال ما أظن أن تبيد هذه أبدا
(18:36)وما أظن الساعة قائمة ولئن رددت إلى ربي لأجدن خيرا منها منقلبا
(18:37)قال له صاحبه وهو يحاوره أكفرت بالذي خلقك من تراب ثم من نطفة ثم سويك رجلا
(18:38)لكنا هو الله ربي ولا أشرك بربي أحدا
(18:39)ولولا إذ دخلت جنتك قلت ما شاء الله لا قوة إلا بالله إن ترن أنا أقل منك مالا وولدا
(18:40)فعسى ربي أن يؤتين خيرا من جنتك ويرسل عليها حسبانا من السماء فتصبح صعيدا زلقا
(18:41)او يصبح ماؤها غورا فلن تستطيع له طلبا
(18:42)وأحيط بثمره فأصبح يقلب كفيه على ما أنفق فيها وهي خاوية على عروشها ويقول يليتني لم أشرك بربي أحدا
(18:43)ولم تكن له فئة ينصرونه من دون الله وما كان منتصرا
(18:44)هنالك الولية لله الحق هو خير ثوابا وخير عقبا
(18:45)واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه من السماء فاختلط به نبات الأرض فأصبح هشيما تذروه الريح وكان الله على كل شيء مقتدرا
(18:46)المال والبنون زينة الحيوة الدنيا والبقيت الصلحت خير عند ربك ثوابا وخير أملا
(18:47)ويوم نسير الجبال وترى الأرض بارزة وحشرنهم فلم نغادر منهم أحدا
(18:48)وعرضوا على ربك صفا لقد جئتمونا كما خلقنكم أول مرة بل زعمتم ألن نجعل لكم موعدا
(18:49)ووضع الكتب فترى المجرمين مشفقين مما فيه ويقولون يويلتنا مال هذا الكتب لا يغادر صغيرة ولا كبيرة إلا أحصيها ووجدوا ما عملوا حاضرا ولا يظلم ربك أحدا
(18:50)وإذ قلنا للملئكة اسجدوا لءادم فسجدوا إلا إبليس كان من الجن ففسق عن أمر ربه أفتتخذونه وذريته أولياء من دوني وهم لكم عدو بئس للظلمين بدلا
(18:51)ما أشهدتهم خلق السموت والأرض ولا خلق أنفسهم وما كنت متخذ المضلين عضدا
(18:52)ويوم يقول نادوا شركاءي الذين زعمتم فدعوهم فلم يستجيبوا لهم وجعلنا بينهم موبقا
(18:53)ورءا المجرمون النار فظنوا أنهم مواقعوها ولم يجدوا عنها مصرفا
(18:54)ولقد صرفنا في هذا القرءان للناس من كل مثل وكان الإنسن أكثر شيء جدلا
(18:55)وما منع الناس أن يؤمنوا إذ جاءهم الهدى ويستغفروا ربهم إلا أن تأتيهم سنة الأولين أو يأتيهم العذاب قبلا
(18:56)وما نرسل المرسلين إلا مبشرين ومنذرين ويجدل الذين كفروا بالبطل ليدحضوا به الحق واتخذوا ءايتي وما أنذروا هزوا
(18:57)ومن أظلم ممن ذكر بءايت ربه فأعرض عنها ونسي ما قدمت يداه إنا جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه وفي ءاذانهم وقرا وإن تدعهم إلى الهدى فلن يهتدوا إذا أبدا
(18:58)وربك الغفور ذو الرحمة لو يؤاخذهم بما كسبوا لعجل لهم العذاب بل لهم موعد لن يجدوا من دونه موئلا
(18:59)وتلك القرى أهلكنهم لما ظلموا وجعلنا لمهلكهم موعدا
(18:60)وإذ قال موسى لفتيه لا أبرح حتى أبلغ مجمع البحرين أو أمضي حقبا
(18:61)فلما بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما فاتخذ سبيله في البحر سربا
(18:62)فلما جاوزا قال لفتيه ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبا
(18:63)قال أرءيت إذ أوينا إلى الصخرة فإني نسيت الحوت وما أنسينيه إلا الشيطن أن أذكره واتخذ سبيله في البحر عجبا
(18:64)قال ذلك ما كنا نبغ فارتدا على ءاثارهما قصصا

در این بخش از آیات سوره کهف که مجموعا 632 کلمه است خداوند به مسایل زیادی اشاره کرده است که بخش عمده آن اشاره دارد به قدرت نمایی های خداوند.
استفاده از اوصافی نذیر صفت مقتدر که خداوند در قرآن به ندرت از آن استفاده کرده است در این سوره خود نمایی میکند. جمله لا حول ولا قوة الا بالله در یکی از آیات این قسمت درخشش ویژه ای دارد.
همینطور چند بار در این قسمت از کلماتی با ریشه (هدی) استفاده شده است که اسم حضرت مهدی را نیز ازین ریشه ریخته اند.

اشاره به وعده الهی و قیام ساعت موعود مطالب دیگر این قسمت است.

درآیه 59 میخوانیم:
(18:59)وتلك القرى أهلكنهم لما ظلموا وجعلنا لمهلكهم موعدا
واین سرزمین ها را ازمیان بردیم ازآنرو که ظلم میکردند و برای هلاکت شان زمانی را معین کردیم.
این آیه که میتواند اشاره به از بین بردن اسرائیل در تاریخ معین باشد آیه 59 این سوره است و نیک روشن است که 59 مساویست با نام مبارک مهدی.
در آیه63 میخوانیم:
(18:63)قال أرءيت إذ أوينا إلى الصخرة فإني نسيت الحوت وما أنسينيه إلا الشيطن أن أذكره واتخذ سبيله في البحر عجبا
در این آیه کلمه صخره بکار رفته است که اولا اشاره به صخره ایست در اورشلیم که مسجدالاقصی بر روی آن بنا شده است و ثانیا نشانگر ارتباط این سوره با سوره اسراء است.

بررسی مجموعه آیات قسمت چهارم سوره کهف.

قسمت بعدی این سوره از آیه 65 شروع میشود و تا آخر آیه 82 خاتمه می یابد. این مجموعه 237 کلمه است و حاوی داستان حضرت خضر و موسی است.

(18:65)فوجدا عبدا من عبادنا ءاتينه رحمة من عندنا وعلمنه من لدنا علما
(18:66)قال له موسى هل أتبعك على أن تعلمن مما علمت رشدا
(18:67)قال إنك لن تستطيع معي صبرا
(18:68)وكيف تصبر على ما لم تحط به خبرا
(18:69)قال ستجدني إن شاء الله صابرا ولا أعصي لك أمرا
(18:70)قال فإن اتبعتني فلا تسءلني عن شيء حتى أحدث لك منه ذكرا
(18:71)فانطلقا حتى إذا ركبا في السفينة خرقها قال أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شيءا إمرا
(18:72)قال ألم أقل إنك لن تستطيع معي صبرا
(18:73)قال لا تؤاخذني بما نسيت ولا ترهقني من أمري عسرا
(18:74)فانطلقا حتى إذا لقيا غلما فقتله قال أقتلت نفسا زكية بغير نفس لقد جئت شيءا نكرا
(18:75)قال ألم أقل لك إنك لن تستطيع معي صبرا
(18:76)قال إن سألتك عن شيء بعدها فلا تصحبني قد بلغت من لدني عذرا
(18:77)فانطلقا حتى إذا أتيا أهل قرية استطعما أهلها فأبوا أن يضيفوهما فوجدا فيها جدارا يريد أن ينقض فأقامه قال لو شئت لتخذت عليه أجرا
(18:78)قال هذا فراق بيني وبينك سأنبئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرا
(18:79)اما السفينة فكانت لمسكين يعملون في البحر فأردت أن أعيبها وكان وراءهم ملك يأخذ كل سفينة غصبا
(18:80)وأما الغلم فكان أبواه مؤمنين فخشينا أن يرهقهما طغينا وكفرا
(18:81)فأردنا أن يبدلهما ربهما خيرا منه زكوة وأقرب رحما
(18:82)وأما الجدار فكان لغلمين يتيمين في المدينة وكان تحته كنز لهما وكان أبوهما صلحا فأراد ربك أن يبلغا أشدهما ويستخرجا كنزهما رحمة من ربك وما فعلته عن أمري ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرا

اهم مطالب این قسمت ازین قرار است:
موسی به یکی از بندگان خدا که از علم لدنی برخوردار است و نامش هم مشخص نشده است میرسد و میخواهد با او همراهی کند. او در آغاز ابا میکند و میگوید ترا طاقت این همراهی نیست. با اسرار موسی او حاضر میشود با یک شرط اورا به همراهی خود بپذیرد. و آن اینکه هرچه میبیند اعتراض نکند تا خود او دلیل آنرا بیان کند. آنگاه حضرت خضر دست به سه عمل سوال بر انگیز میکند که در ظاهر توجیهی ندارند و او در هر سه مورد بر می آشوبد. بالاخره حضرت خضر پس از توجیه هرسه عمل از موسی برای همیشه جدا میشود.

مهمترین نکات این مجموعه از آیات ازین قرار است:
1.امکان عمر بسیار طولانی انسان با قدرت لایزال الهی
2.بالا بودن مرتبه و مقام علمی و عملی بنده ای از بندگان خدا نسبت به پیامبری از پیامبران اولوالعزم الهی.
3.لزوم اطاعت بی چون وچرا از بندگان صالح خدا.

بررسی آیات قسمت آخر سوره کهف:

بخش آخر سوره کهف ازاول آیه 83 تا آخر سوره در آِیه 110 میباشد که مجموعا 323 کلمه است.
(18:83)ويسءلونك عن ذي القرنين قل سأتلوا عليكم منه ذكرا
(18:84)انا مكنا له في الأرض وءاتينه من كل شيء سببا
(18:85)فأتبع سببا
(18:86)حتى إذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب في عين حمئة ووجد عندها قوما قلنا يذا القرنين إما أن تعذب وإما أن تتخذ فيهم حسنا
(18:87)قال أما من ظلم فسوف نعذبه ثم يرد إلى ربه فيعذبه عذابا نكرا
(18:88)وأما من ءامن وعمل صلحا فله جزاء الحسنى وسنقول له من أمرنا يسرا
(18:89)ثم أتبع سببا
(18:90)حتى إذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترا
(18:91)كذلك وقد أحطنا بما لديه خبرا
(18:92)ثم أتبع سببا
(18:93)حتى إذا بلغ بين السدين وجد من دونهما قوما لا يكادون يفقهون قولا
(18:94)قالوا يذا القرنين إن يأجوج ومأجوج مفسدون في الأرض فهل نجعل لك خرجا على أن تجعل بيننا وبينهم سدا
(18:95)قال ما مكني فيه ربي خير فأعينوني بقوة أجعل بينكم وبينهم ردما
(18:96)ءاتوني زبر الحديد حتى إذا ساوى بين الصدفين قال انفخوا حتى إذا جعله نارا قال ءاتوني أفرغ عليه قطرا
(18:97)فما اسطعوا أن يظهروه وما استطعوا له نقبا
(18:98)قال هذا رحمة من ربي فإذا جاء وعد ربي جعله دكاء وكان وعد ربي حقا
(18:99)وتركنا بعضهم يومئذ يموج في بعض ونفخ في الصور فجمعنهم جمعا
(18:100)وعرضنا جهنم يومئذ للكفرين عرضا
(18:101)الذين كانت أعينهم في غطاء عن ذكري وكانوا لا يستطيعون سمعا
(18:102)افحسب الذين كفروا أن يتخذوا عبادي من دوني أولياء إنا أعتدنا جهنم للكفرين نزلا
(18:103)قل هل ننبئكم بالأخسرين أعملا
(18:104)الذين ضل سعيهم في الحيوة الدنيا وهم يحسبون أنهم يحسنون صنعا
(18:105)اولئك الذين كفروا بءايت ربهم ولقائه فحبطت أعملهم فلا نقيم لهم يوم القيمة وزنا
(18:106)ذلك جزاؤهم جهنم بما كفروا واتخذوا ءايتي ورسلي هزوا
(18:107)ان الذين ءامنوا وعملوا الصلحت كانت لهم جنت الفردوس نزلا
(18:108)خلدين فيها لا يبغون عنها حولا
(18:109)قل لو كان البحر مدادا لكلمت ربي لنفد البحر قبل أن تنفد كلمت ربي ولو جئنا بمثله مددا
(18:110)قل إنما أنا بشر مثلكم يوحى إلي أنما إلهكم إله وحد فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صلحا ولا يشرك بعبادة ربه أحدا
در این قسمت از سوره کهف خداوند به ذکر ذی القرنین میپردازد. و اینکه بر شرق و غرب زمین حکومت داشته است وآنکه اسباب این حکومت را خداوند فراهم کرده است . آنگاه به ذکر یأجوج و مأجوج پرداخته که در زمین فساد میکرده اند و ذی القرنین در میان آنان و مردم سد سدیدی ایجاد کرده است. آنگاه در آیه 97 به زمان فرارسیدن الهی اشاره میکند و بر حق بودن آن تأکید میورزد. سوره کهف با ذکر کلمات الهی و اهمیت عمل صالح وتحریم شرک پایان می یابد.

پس از این توضیح مختصر در مورد محتوای سوره کهف و قسمت بندی موضوعی آن وشناخت اعداد و ارقام آن برمیگردیم به اصل موضوع و کشف ارتباط سوره کهف با موضوع سوره اسرا و ذکر حضرت مهدی علیه السلام در آن .
محاسبه اول:
عدد 300 که 309 ستون این سوره و مهمترین عدد آن بشمار میرود. این عدد اگرچه در ظاهر تعداد کلمات قصه اصحاب کهف است اما در واقع حامل اسرار عجیب دیگریست.
در ظاهر گویای سالهای اقامت اصحاب کهف در غاراست و در باطن اشاره دارد به فاصله زمانی سال تولد حضرت پیغمبر در سال (569) تا سال تولد حضرت مهدی در سال 869.

869-569=300
پر واضح است که منظور 300 سال شمسی است که اگر آنرا به سال قمری تبدیل کنیم همان عدد 309 بدست میآید.
پس میتوان به نتیجه رسید که خداوند در قالب قصه اصحاب کهف از مردی سخن میگوید که فاصله تولد او تا تولد پیامبر به تعداد سالهای اقامت اصحاب کهف در غار است.

محاسبه دوم:
می دانیم که سال وفات حضرت پیغمبر 632 میلادی است. سال آغاز غیبت کبری نیز 941 میلادی است. فاصله میان وفات پیغمبر و غیبت کبرای حضرت مهدی علیه السلام نیز همان عدد است، یعنی 309.

941-631=309
از قرار معلوم خداوند به یک مورد بسنده نمیکند و برای معرفی بیشتر این مرد تأکید بیشتری می ورزد. نکته عجیب آن اینست که او از مردی سخن میگوید که نه تنها فاصله تولد او تا تولد پیغمبر 309 سال است که فاصله غیبت او تا سال وفات پیغمبر نیز 309 سال است.

هم عدد 300 و هم عدد 309 هردو در قران ذکر شده است.
محاسبه سوم:
عدد 632 نمایانگرتعداد کلمات بخش سوم سوره کهف است از کلمه ثلاث در آیه 25 تا آخر آیه 64.
همانگونه که میدانیم این عدد نماینگر سال وفات پیغمبراکرم نیز هست.
نکته عجیب دیگرآنست که این عدد مساویست با نام مبارک امام زمان. (م ح م د الحسن العسکری)

ی ر ک س ع ل ا ن س ح ل ا د م ح م
632 10 200 20 60 70 30 1 50 60 8 30 1 4 40 8 40

بنابراین سومین حلقه ارتباطی میان سوره کهف و حضرت مهدی علیه السلام کشف شد.

محاسبه چهارم:

میدانیم که آغاز غیبت کبری در سال 941 میلادی بوده است. حال ببینیم آیا در قرآن به این سال که رابطه مستقیم با حضرت مهدی دارد اشاره ای شده است یا خیر.
اگر اعداد بخش دوم (309) و بخش سوم (632) کهف را باهم جمع کنیم با کمال تعجب خواهیم دید که عدد 941 ظاهر خواهد شد که همان سال مورد نظر است.
بدین ترتیب میبینیم که خداوند از جهات مختلف شخصیت و خصوصیت های حضرت مهدی را در قالب سوره کهف بیان میکند.

محاسبه پنجم:
میدانیم که پیغمبر در سال 632 میلادی رحلت فرمودند و حضرت مهدی در سال 869 میلادی بدنیا آمدند.
فاصله تولد حضرت مهدی تا وفات پیغمبر نیز 237 سال است. و نکته بهت آور اینست که این عدد نیز در سوره کهف بکار رفته است. تعداد کلمات قسمت چهارم سوره کهف که در مورد داستان خضر و موسی است مساویست با 237.

869-632=237

بعبارت دیگر جمع تعداد کلمات بخش سوم (632) و چهارم(237) سوره کهف مساویست با سال تولد حضرت مهدی (869)

محاسبه ششم:
اگر تعداد کلمات بخش دوم(309) و بخش پنجم (323) را باهم جمع کنیم باز هم با کمال تعجب به عدد (632) میرسیم که هم تعداد کلمات بخش سوم سوره کهف است وهم سال وفات پیغمبر و هم ارزش عددی نام مبارک حضرت مهدی علیه السلام.

309+323=632

محاسبه هفتم:
حضرت مهدی علیه السلام در 869 بدنیا آمدند و در سال 941 غیبت کبری آغاز شده است. بنابراین آنحضرت در سن 72 سالگی غیبت فرمودند.
بر اساس اکثر روایات آنحضرت پس از ظهور 7 سال حکومت خواهند کرد وآنگاه رحلت خواهند فرمود. بنا براین عمر طبیعی آنحضرت را بدون احتساب دوران غیر طبیعی غیبت باید 79 سال دانست.
عجیب آنست که تعداد کلمات قسمت اول سوره کهف نیز 79 میباشد.

محاسبه هشتم:
اگر عدد آیات قسمت اول سوره کهف (8) را در عدد کلمات (79) آن ضرب کنیم دوباره به عدد 632 میرسیم که ارزش عددی نام حضرت مهدی است.

8*79=632

محاسبه نهم:
ترتیب سوره کهف 18 است و تعداد آیات آن 110 میباشد. تعداد آیات ضرب در ترتیب سوره 1980 میباشد.
18*110=1980
بین رفع حضرت عیسی علیه السلام و ولادت پیغمبر اکرم (ص) 536 سال فاصله است.
بین وفات پیغمبر اکرم (ص) و تولد حضرت مهدی (ع) 237 سال فاصله است.
1980+536+237= 2753
ارزش عددی فواتح سور 3385 میباشد.
اگر عدد 2753 را از ارزش عددی حروف مقطعه (فواتح سور) کم کنیم عدد 632 ظاهر میشود که اشاره است به ارزش عددی نام حضرت مهدی و هم سال وفات پیغمبر.
3385-2753=632

محاسبه دهم:

اگر 1980 فوق را که در محاسبات فوق بدست آمد با عدد سالهای بین رفع حضرت مسیح و تولد حضرت پیغمبر(536) جمع کنیم عدد 2516 بدست می آید.
حال اگر این عدد را از ارزش عددی حروف مقطعه (3385) کم کنیم سال تولد حضرت مهدی بدست می آید.
1980+536=2516
3385-2516=869
بنابراین به این نتیجه میرسیم که بیش از دوقرن قبل از تولد حضرت مهدی سال تولد او در محاسبات قرآنی منظور شده است. بطوریکه اگر این فرمول محاسباتی قبل از تولد آنحضرت کشف شده بود حتی افراد عادی نیز میتوانستند زمان تولد آنحضرت را بدانند. که اولا نشانگر معجزه بودن قرآن است. و ثانیا نشانگر ارتباط بین سوره کهف وحضرت مهدی و بالنتیجه ارتباط بین سوره کهف و سوره اسراء است.

محاسبه یازدهم:
همانطورکه در بحث مربوط به زوال اسرائیل گفته آمد، اگر از اول سوره بقره محاسبه کنیم ، تا اول سوره اسراء مجموعا 2022 آیه بود که رابطه مستقیمی با محتوای سوره اسراء داشت که در مورد آن توضیح داده شد.
تعدادآیات قرآن از اول بقره تا اول سوره کهف 2133 آیه میباشد که بنا برهمین استدلال باید رابطه مستقیمی با محتوای این سوره داشته باشد.
ازینرو به محاسبه بعضی از ارقام مربوط به سوره کهف میپردازیم.
در کمال شکفتی متوجه می شویم که از جمع بین سال رحلت پیغمبر (632) و ارزش عددی نام حضرت مهدی (632) و سال تولد آنحضرت (869) عدد 2133 ظاهر میشود.

632 سال رحلت رسول اکرم
632 نام حضرت مهدی
869 سال تولد حضرت مهدی
632+632+869=2133

محاسبه دوازدهم:
در محاسبه دیگر متوجه میشویم که از زاویه دیگر نیز به همین عدد 2133 میرسیم.
تعداد کل کلمات سوره کهف (1580) منهای قسمت اول آن (79) (1501) کلمه میباشند.
1580-79=1501
اگر این تعداد کلمات را با عدد 632 که با نام حضرت مهدی علیه السلام مساویست جمع کنیم دوباره به عدد 2133 میرسیم.
2133=1501+632

محاسبه سیزدهم:
همانگونه که میبینید بنا به دلایلی که تنها خداوند از آن آگاه است در محاسبه فوق تعداد کلمات آیات قسمت اول (79) در محاسبه فوق در نظر گرفته نشده است.
همینطور دردومحاسبه بازهم بدلایلی 7 آیه سوره حمد استثنا شده است است. یعنی 2133 مجموعه آیات سوره بقره تا اول سوره کهف است وحمد را شامل نمیشود. حال اگر حمد را شامل کنیم مجموع آیات میشود 2140.
این عدد نیز در محاسبات الهی در نظر گرفته شده است. به این ترتیب که تعداد کل کلمات سوره کهف (1580) منهای تعداد کلمات آیات مربوط به اصحاب کهف (309) میشود (1271) کلمه .
حال اگر این عدد را با سال تولد حضرت مهدی (869) جمع کنیم به عدد 2140 میرسیم.
1580-309=1271
1271+869=2140

محاسبه چهاردهم:
عدد عجیب 79 که تعداد آیات قسمت اول سوره کهف است یکی از اعدادیست که نقش محوری و کلیدی در سوره کهف دارد.
79*3= 237 تعداد آیات قسمت چهارم سوره کهف.
79*8=632 تعداد آیات قسمت سوم و سال وفات پیغمبر و ارزش عددی نام حضرت مهدی.
79* 11=869 سال تولد حضرت مهدی
79* 20=1580 تعداد کل کلمات سوره کهف
79*27=2133
میبینیم که هرکدام از اعداد ظاهر شده از هر پنج قسمت سوره کهف بطور دقیق و بدون باقیمانده بر عدد 79 قابل قسمت اند.

محاسبه پانزدهم:
جمله (ثلث مائة سنين وازدادوا تسعا) از آیه 25 سوره کهف از نظر ارزش عددی میشود 1808.
عجیب آنست که تلفظ عربی عدد 1443 نیز (الف و اربعمائة و ثلث و اربعون) نیز همین مقدار است. 1808.

22 ا ع س ت ا و د ا د ز ا و ن ی ن س ة ا م ث ل ث

1808 1 70 60 400 1 6 4 1 4 7 1 6 50 10 50 60 400 1 40 500 30 500
22 ن و ع ب ر ا و ث ل ث و ة ا م ع ب ر ا و ف ل ا
1808 50 6 70 2 200 1 6 500 30 500 6 400 1 40 70 2 200 1 6 80 30 1

نکته دیگر در جدول فوق آنست که تعداد حروف هر دو جمله فوق 22 است که خود اشاره مستقیم است به سال 2022.

محاسبه شانزدهم:
میدانیم که سال 1443 مساویست با سال 2022
اگر ارزش عددی عبارت (ثلث مائة سنين وازدادوا تسعا) را (1808) با خود عدد (309) جمع کنیم عدد 2117 بدست میآید. عجیب آنست که این چیزی نیست جز همان عدد 2022 بعلاوه عدد 95 که ارزش عددی کلمه میلادی است. این بدان معناست که خداوند نه تنها سال مورد نظر را مشخص کرده است که حتی نوع سال را نیز مشخص کرده است و بر میلادی بودن آن تأکید کرده است.
ی د ا ل ی م
95 10 4 1 30 10 40

1808+309=2177
2022+95=2177
بنا بر دو محاسبه فوق روشن شد که عبارت (ثلث مائة سنين وازدادوا تسعا) هم سال 1443 را بیان میکند و هم سال 2022 میلادی را.

محاسبه هفدهم:
عدد حروف قصه اصحاب کهف در سوره کهف 1401 عدد است.
یعنی از آیه 9 تا 26 سوره کهف که مربوط به داستان اصحاب کهف میباشد مجموعا 1401 حرف است که این عدد نیز به صورت اعجاب بر انگیزی اشاره دارد به سال هجری شمسی مصادف با سال 2022.
نکته عجیب دیگر اینست که ازین عدد در سوره اسراء خبری نیست و تنها در سوره کهف بدان اشاره میشود. دلیل آن اینست که این عدد تنها برای کسانی مفهوم است که در ایران زندگی میکند یا با تقویم فارسی آشناهستند.
آز آنجا که خداوند برا ین موضوع اشراف و آگاهی داشته است که پیروان حضرت مهدی علیه السلام عموما و اکثرا در ایران زندگی میکنند و اینان تنها کسانی هستند که از تقویم فارسی هجری شمسی استفاده میکنند، بصورت اسرار آمیز و معنا داری نه در سوره اسرا که مربوط به بنی اسرائیل است بلکه در سوره کهف که مربوط به حضرت مهدی علیه السلام است، به سال 1401 اشاره میکند، که در واقع همان سال 2022 میلادی است. وازآنجاکه مردم ایران بدنبال گمشده خویش در سوره کهف میگردند نه در سوره اسراء خداوند به سال ظهور جهت اطلاع ایرانیان در این سوره اشاره کرده است.

محاسبه هجدهم:
دانسته آمد که عدد حروف قصه اصحاب کهف در سوره کهف 1401 عدد است.
ارزش عددی اسم این سوره نیز (سوره الکهف) 407 میشود.
ف ه ک ل ا ه ر و س
407 80 5 20 30 1 5 200 6 60
اگرعدد 1401 را به 407 اضا فه کنیم دوباره به همان عدد 1808 میرسیم.
یعنی حروف قصه کهف بعلاوه ارزش عددی نام سوره (سوره الکهف) مساویست با ارزش عددی جمله (ثلث مائة سنين وازدادوا تسعا) که آنهم به نوبه خود مساویست با 1443 و 2022.

1401+407=1808

محاسبه نوزدهم:

سوره اسراء که در آن خبر از زوال اسرائیل در سال 2022 آمده است در سال 621 میلادی نازل شده است.
بنابراین فاصله بین نزول خبر و وقوع آن نیز همان 1401 سال است. قبلا نیز ثابت کردیم که این سال مصادف است با همان سال 2022.
2022-621=1401=2022

محاسبه بیستم:
سال 1401 نه تنها از نظر تقویمی مصادف با سال 2022 میباشد که به صورت عجیبی حتی از نظر ارزش عددی نیز مساوی با آن است.
ن و ر ش ع و ن ن ث ا و ن ا ف ل ا
1401 50 6 200 300 70 6 50 50 500 1 6 50 1 80 30 1


محاسبه بیست ویکم:
عدد 1808 نه تنها از جهات متعدد فوق با سال 1443 قمری مساویست بلکه از نظر عددی نیز اگر عدد 1443 را از 1808 کم کنیم عدد 365 باقی میماند که بدون شک اشاره به روزهای یک سال است.
این بدان معناست که هر کجا ما به عدد 1808 میرسیم منظور در حقیقت همان عدد 1443 است با تفاوت یک سال کم و زیاد.

محاسبه بیست و دوم:
قصه کهف در این سوره در آیه 26 خاتمه می یابد. از قضا آیه 26 آیه 2166 قرآن است. از آنجا که تعداد آیات از آغاز قرآن تا اول سوره اسرا 2022 عدد بود و به سال 2022 میلادی اشاره داشت، میتوان حدث زد که باید عدد 2166 نیز از اعداد گویا باشد. با این گمان به بررسی این عدد میپردازیم.

اگر عدد 2166 را بر عدد 19 تقسیم کنیم به عدد عجیب 114 میرسیم که تعداد سوره های قرآن است. و این بر شگفتی این عدد می افزاید و نشان میدهد که این عدد دارای اهمیت ویژه ایست.
اما اگر از عدد 2166 عدد 2022 را کم کنیم متوجه میشویم که عدد 144 باقی میماند. و عدد 144 چیزی نیست جز ترجمه عددی کلمه (للمیلد) یا همان کلمه میلادی. بنا براین به این نتیجه میرسم که عدد 2166 نیز در حقیقت همان عدد 2022 است بعلاوه کلمه للمیلد که معرف آنست.

2166-2022=144(للمیلد)

از آنجا که برای فهماندن میلادی بودن سال در زبان عربی گاهی از کلمه (میلادی) و گاهی از کلمه (للمیلد) استفاده میشود خداوند نیز از معادل عددی هر دو اصطلاح برای مشخص کردن سال 2022 استفاده کرده است.
در یکجا از عدد گویای 2117 استفاده میکند که همان عدد 2022 بعلاوه کلمه میلادی است که عدد آن 95 میشود و در جای دیگر از عدد گویای 2166 استفاده میکند که همان 2022 است به علاوه کلمه للمیلد که عدد آن 144 میشود.

محاسبه بیست و سوم:

آیه 19 سوره کهف خود به تنهایی دارای اسراریست.

یکی از اسرار آن وقوع کلمه والیتلطف در این آیه است که ذکر آن رفت.
سردیگر آن اینست که در این آیه سه کلمه از ریشه (لبث) استفاده شده است.

(18:19)وكذلك بعثنهم ليتساءلوا بينهم قال قائل منهم كم لبثتم— قالوا لبثنا يوما أو بعض يوم قالوا ربكم أعلم بما لبثتم فابعثوا أحدكم بورقكم هذه إلى المدينة فلينظر أيها أزكى طعاما فليأتكم برزق منه وليتلطف ولا يشعرن بكم أحدا.

اگر ارزش عدی این سه کلمه (لبثتم، لبثنا ، لبثتم) را محاسبه کنیم به عدد 2527 میرسیم.
لبثتم م ت ث ب ل
932 40 400 500 2 30
لبثنا 1 ن ث ب ل
583 1 50 500 2 30
لبثتم م ت ث ب ل
972 40 400 500 2 30
2527

حال باید دید این عدد به چه چیزی اشاره میکند.
گفتیم که آیه 26 سوره کهف که آخرین آیه قصه اصحاب کهف است، آیه 2166 قرآن است.
حال اگر اگر از عدد 2527 عدد 2166 را کم کنیم عدد 361 میماند که مساویست با عبارت (المسجد الاقصی).

ا ص ق ا ل ا د ج س م ل ا
361 1 90 100 1 30 1 4 3 60 40 30 1

2527-2166=361
2166-144=2022


محاسبه بیست و چهارم:
از سوی دیگر میبینیم که عدد 2166 چیزی نیست جز حاصل ضرب (114) که تعداد سوره های قرآن است در (19) که رمز اصلی قرآن.

2166=114*19

محاسبه بیست و پنجم:

از سویی دیگر میبینیم که عدد (361) نیز که ارزش عددی (المسجد الاقصا) است چیزی نیست جز حاصل ضرب عدد 19 در خودش.

361=19*19

میبینید که خداوند در آیه نوزدهم سوره کهف عددی (2527) را بیان میکند که بصورت بسیار اسرار آمیزی به رهایی مسجد الاقصا درسال 2022 میلادی اشاره میکند.

محاسبه بیست و ششم:
تا کنون در محاسبات فوق تقویم هجری قمری وشمسی و میلادی مورد پوشش قرار گرفت و اشاره خداوند به این سالها اثبات شد. در این مجال به سال 5782 عبری میپردازیم که مورد استفاده یهودیان جهان است.
سال 5782 عبری شمسی مساویست با سال 5959 عبری قمری. که هر دو در محاسبات نجومی یهودیان استفاده میشود.
حال اگر متوسط این دو عدد را بدست بیاوریم به عدد 5871 میرسیم. و این عدد چیزی نیست جز محصول ضرب عدد 309 در 19.
یعنی اگر عدد مرکزی سوره کهف یعنی 309را در عدد مرکزی قرآن یعنی 19 ضرب کنیم به عدد مرکزی 5871 میرسیم که عدد متوسط سالهای شمسی و قمری عبری است.
5782+5959=11781
11781÷2=5870.5
که عدد پنج صدم در اینجا بدین معناست که شش ماه باید به سال 5870 افزود. اگر اینکار را بکنیم در حقیقت ما ما به نیمه سال 5871 اشاره کرده ایم. که همان حد متوسط بین سال های شمسی و قمری عبری مصادف با سال 2022 میلادی است.
309×19=5871

در قسمت نخست این تحقیق هنگام بررسی سوره مبترکه اسراء نیز اشاره شد که از جمع ذیل آیه 104 سوره اسراء (وبالحق انزلناه و بالحق نزل) نیز به سال 5871 عبری میرسیم. (محاسبه پنجم سوره اسراء)

محاسبه بیست وهفتم:

گفتیم که سوره کهف از نظر موضوعی بصورت طبیعی به 5 قسمت تقسیم میشود به تعداد 5 تن آل عبا.

حاوی خبر غیبی پیروزی نهائی مومنان 79 کلمه ازآیه 1تا 9
حاوی داستان اصحاب کهف 309 کلمه ازآیه 9 تا کلمه ثلاث در آیه 65
حاوی مطالب متفرقه 632 کلمه از کلمه ثلاث تا آیه 65
حاوی داستان حضرت خضر و موسی 237 کلمه از آیه 65 تا 82
حاوی داستان ذوالقرنین 323 کلمه از آیه 82 تا 110
1580 مجموع کلمات

مجموع کلمات سوره کهف 1580 کلمه است که در این نیز سری نهفته است به این ترتیب که از تخلیص آن عدد 14 ظاهر میشود.

79 + 309 + 632 + 237 + 323 = 1580
0 + 8 + 5 + 1 = 14 مطابق با 14 معصوم

تعداد کلمات بدست آمده از این چند قسمت نیز حاوی سری از اسرار است وآن اینکه از جمع آنان عدد شگفت انگیز 59 ظاهر میشود به تعداد نام مبارک مهدی

3+2+3+2+3+7+6+3+2+3+0+9+7+9= 59 مطابق با اسم مهدی.

ازاسم مبارک حضرت (مهدی) نیز بعد از تخلیص عدد 14 ظاهر میشود.

5+9=14


خاتمه
در پایان محاسبات فوق باید به این نکته اشاره کنم که شگفتی های سوره کهف منحصر در موار فوق نیست.

تحقیقاتی که دانشمند گرامی آقای ماجد المهدی در زمینه اعداد گویای سوره کهف کرده اند نشانگر آنست که حتی فاصله شهر های مربوط به زمان ظهور حضرت مهدی نیز در سوره کهف اشاره شده است.
اگر اعداد ذکر شده توسط ایشان درست باشد میتوان گفت که سوره کهف از معجزات خیره کننده خداوند است. ارزش عددی مکه که نقطه آغاز ظهور است تاشهر کوفه در عراق که عاصمه آنحضرت خواهد بود و بالاخره قدس که توسط آنحضرت آزاد خواهد شد همه وهمه هم از نظر ارزش عددی و هم از نظر فاصله با یکدیگر در این سوره به تفصیل بیان شده است. تفصیل در این زمینه را به زمان دیگری واگذار میکنم که فرصت تحقیق بیشتر ی داشته باشم

سخن آخر آنکه ازتمام محاسبات فوق به این نتیجه میرسیم که:

احتمال اول:
خداوند به اینهمه نظم پدید آمده در سوره کهف که ازآن میتوان دنیایی از مطالب را استخراج کرد و درآن صدها اسرار نهفته است آگاه نبوده است و اینهمه نظم ریاضی وتناظر های عددی محیر العقول، بی معناست و اینهمه تناسب وارتباط شبکه ای تعداد آیات با حروف و کلمات در کل قرآن و بخصوص در این دو سوره بر اساس تصادف محض وبدون اراده الهی بوده است.
اگر این احتمال را قایل شویم آنگاه به خداوند نسبت جهل داده ایم که اصلا چنین خبطی محتمل نیست.

احتمال دوم
احتمال دیگر اینست که بگوئیم خداوند براین همه نظم و ترتیب آگاه بوده اند اما منظور خاصی نداشته اند. دراین صورت فعل خداوند حکیم را عبث پنداشته ایم که نعوذ بالله از ساحت پروردگار بری است.

احتمال سوم
آنکه بگوئیم این همه نظم و ترتیب معنا دار در این سوره با علم خداوند و با اشراف او و برای فهماندن مطالب مهمتر وظریفتری مطرح شده است. خداوند علیم و حکیم از انجام هر کار بیهوده ای بری است. خداوند هر حرفی را در قرآن بدلیلی بکار برده و هر حرفی در جایگاهی نشسته است که باید باشد. هم حروف و هم اعداد در قرآن بصورت بسیار حکیمانه و حسابشده ای بکار رفته است. نه حرفی در قرآن کریم اضافه است و نه حرفی از آنچه باید باشد کم است. هم در ترتیب چیدمان سوره ها و آیات حکمتی است و هم در تعداد حروف و کلمات آن.
او هم با زبان حروف حرف میزند و هم با زبان ریاضی و اعداد.

احتمال سوم تنها احتمال قابل قبولی است. بنابراین ناچاریم اعتراف کنیم که کاربرد گسترده این همه اعداد در قرآن گویای مطالب و اسراریست که اگرچه ما ممکن است در تطبیق انها اشتباه کرده باشیم اما بدون شک در کشف آن اشتباهی صورت نگرفته است.

یعنی بروز اعدادی از قبیل 2022 یا 1401 یا 1443 یا 5782 اگر اشاره به سال زوال اسرائیل توسط حضرت مهدی نباشد به احتمال زیاد اشاره به حوادثی در آن سال و تحولاتی در آن برهه از زمان با دخالت مستقیم حضرت مهدی علیه السلام دارد.

در پایان آرزو میکنم پیش بینی های قرآن کریم تحقق یابد و زخم کهنه سرزمین فلسطین التیام پیدا کند، قدس به دامان اسلام بازگردد، و ظلم آشکار صهیونیسم بین الملل در موعد مقرر نابود شود وبالاخره چشمان مان به جمال نورانی مولای مان حضرت مهدی علیه آلاف التهیة و الثناء روشن گردد.

اللهم ارنا الطلعة الرشیده و القرة الحمیده واجعلنا من اعوانه و انصاره والمستشهدین بین یدیه.(+)

محمدنبی مرادقلی

 

در همین زمینه بخوانید :

مهم: تفسیر مهمی از قرآن پیرامون ظهور مهدی موعود، سقوط اسرائیل و حکومت جهانی امام زمان

ـ پیش بینی نابودی اسرائیل در تورات/آرماگدون ، آخرین حربه صهیون برای نجات

لينک کوتاه مطلب: http://miniurl.ir/agO3k