روزنامه «يو اس تودي» در مطلبي با عنوان «ایران دوباره به کاپیتان باتجربه رو می‌آورد» نوشت: «پسر رفسنجانی می گوید اگر پدرش به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، قانون اساسی ایران را به منظور کاهش قدرت رهبری معظم دینی تغییر خواهد داد و آن را تبدیل به یک نقش تشریفاتی برابر با شاه انگلیس خواهد کرد. مهدي هاشمی می گوید...

به گزارش «پايگاه خبري تحليلي رئيس جمهور ما»؛در بخش نخست ، واكاوي شرايط سال هاي ابتدايي انقلاب مي پرداخت مختصري از وقايع مربوط به عزل منتظري از قائم مقامي رهبري به دليل شباهت هاي بسيار با برخي وقايع امروز مورد تحليل و بررسي قرار گرفت. و اكنون بخش دوم آن:

کارنامه سیاسی آقاي اکبر هاشمی بهرمانی(رفسنجانی)؛

اکبر هاشمی بهرمانی( رفسنجانی ) را باید بدون شک یکی از رجال بانفوذ سیاسی در سال های پس از پیروزی انقلاب دانست که همواره موجی از مخالفان و موافقان سیاست ها و اقدامات وی در تمامی برهه های انقلاب به تعریف و تمجید یا تنقید و تذنیب رفتارهای وی مشغول بوده اند. چرا که هاشمی در طی این سالها نشان داده است که مدیریت وی برآمده از تفکرات یک شخص و یک سیاستمدار واحد نیست بلکه برآمده و برخواسته از جریانی است که همواره در قالب دستورات و محورهای فردی بروز و ظهور پیدا کرده اما دارای عقبه ای پیچیده و چند لایه است. از همین رو باید دوران زندگی سیاسی هاشمی در سه دهه گذشته را در نگاهی کلی به شش دوره متفاوت و ناهمگون تقسیم کرد:


1- سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب و دوران ریاست هاشمی بر مجلس شورای اسلامی

در این سالها هاشمی رفسنجانی که در کوران حوادث مربوط به پیروزی انقلاب و دوران هشت سال دفاع مقدس عهده دار مسئولیت های مهمی چون عضویت در شورای انقلاب و ریاست مجلس شورای اسلامی بود به گونه ای رفتارهای اجتماعی و سیاسی خود را به منصه ظهور رسانده بود که در آن دوران می توان وی را یکی از اصلی ترین حامیان جریان چپ به شمار آورد. در این دوران كه هاشمی به عنوان سوپاپ اصلی بقا و ادامه حیات جریان چپ ایفای نقش مي كرد موارد متعددي از حمايت هاي بي دريغ هاشمي از جريان چپ به چشم مي خورد. از جمله؛
- حمايت ويژه هاشمي رفسنجاني از سازمان مجاهدين انقلاب و به خصوص بهزاد نبوي .
- نقش مبهم هاشمی در انتخاب بازرگان به ریاست دولت موقت با توجه به ارتباط ویژه اش با مهندس مهدی بازرگان که هر دو عضو هیات مدیریه خیریه تولیت در پیش از انقلاب بودند از ابهامات ناگفته تاریخ ابتدای انقلاب است.
- حمایت هاشمی از مدیران و جریان چپ که با نخست وزیری میرحسین و مدیران چپ اندیش وی دوام و قوام یافت. ( برنامه هاشمی برای نخست وزیری موسوی در دولت شهید رجایی و به جای شهید باهنر بوده است که موفق نشده و در نهایت موسوی به عنوان وزیر خارجه آن دولت معرفی می شود.)


2- دوران پس از رحلت حضرت امام و سال های ریاست جمهوری؛

هاشمی که در زمان امام، منزلگاه آشکار و نهان جریان چپ به شمار می رفت با رحلت امام خمینی در چرخشی آشکار و استراتژیک به یک باره از راس هرم جریان چپ به راس هرم جریان راست انتقال مواضع داده و به یک باره دشمن سرسخت دست پرورده های چپ خود شد! در این دوران بود که هاشمی و سیاست های اجتماعی و اقتصادی اش به خصوص سیاست تعدیل اقتصادی و نگاه توتالیتاریستی وی به مدیران و بدنه اجرایی حکومت انتقادهای بسیاری را برانگیخت. به گونه ای که ترجیع بند تکراری نوشته ها و اخبار روزنامه سلام - متعلق به مرد خاکستری اصلاحات- در نقد و هجمه به برنامه های دولت به اصطلاح سازندگی متمرکز شده بود.
تمام همّ و غم نيروهاي جناح چپ كه در دوران نخست وزيري موسوي از هاشمي و نظرات عدالت خواهانه اش در رسيدگي به مستضعفين حمايت مي كردند در اين زمان بر اين متمركز شده بود كه به مبارزه با سياست توسعه اقتصادي دولت هاشمي رفسنجاني و حمايت وي از بخش خصوصي كه به تضعيف تعاوني ها انجاميده بود برخيزند.

هاشمی در این ایام برای آنکه شخصیت تازه نُضج یافته خود را شاکله ای قابل قبول بخشد هر گونه انتقاد و اعتراضی را به زیرکانه ترین و شدیدترین وجه ممکن پاسخ می داد به گونه ای که هاشمی رفسنجانی این دوران را باید زمینه ساز بروز و ظهور نسل نوخاسته سیاست مداران متملق و همسو! نامید. چرا كه سياست يا با ما يا بر ماي مديريت از اين سالها نشأت گرفته و رشد پيدا كرد. در همين دوران بود كه مخالفت با هاشمي مخالفت با پيغمبر اسلام(ص) قلمداد و نشان داده مي شد.
هاشميِ دوران رياست جمهوري، يكي از جنجالي ترين شخصيت هاي بروز و ظهور يافته از سياستمدار كهنه كار انقلاب است. هنگامی که تابستان داغ و پر تلاطم 1375 ایران در حال سپری شدن بود، نزديكان هاشمی رفسنجانی و بویژه افرادی نظیر شاهرخ فریدون روحانی ،عطاءالله مهاجرانی ، عبدالله نوری، غلامحسین کرباسچی، مرتضی الویری، محسن کدیور و ... در تلاش بودند تا بلکه بتوانند اصل 114 قانون اساسی کشور که می گوید رییس جمهور برای مدت چهار سال با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شود و انتخاب مجدد او به صورت متوالی تنها برای یک دوره بلامانع است را تغییر داده و شرایط را برای استمرار طولانی مدت ریاست جمهوری هاشمي مهیا سازند . بدینسان نزديكان هاشمی که تلاش داشتند تا اکثریت کارگزاران در مجلس و مجمع را با خود همراه سازندد سعي داشتند كساني چون ناطق نوری و روحانیت مبارز و موتلفه را به پذیرش استمرار ریاست جمهوری هاشمي رفسنجاني با تغییر اصل 114 قانون اساسی ترغیب و همراه نمایند که البته با هوشیاری مقام معظم رهبري نتیجه ای نگرفتند .
این خواست غیر مردمی و سلطنتی گونه نزديكان رئيس دولت سازندگي با مخالفت محکم و آشکار حضرت آيت الله العظمي خامنه ای در دفاع از ساختار قانون اساسی مواجه گردید و معظم له با مادام العمر كردن ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی آشکارا به مخالفت پرداختند .
"ناطق نوری" رئیس مجلس شورای اسلامی وقت، در سخناني به صراحت از نارضايتي رهبري از اين طرح سخن بر زبان رانده و گفت: حضرت آیت الله خامنه ای در پیغام افتتاحیه به مجلس پنجم فرمودند بعد از پایان دوره (دوم) ریاست جمهوری حجت الاسلام و المسلمین آقای هاشمی رفسنجانی، شخصیت برجسته دیگری مسئولیت کارها را برعهده می گیرد. این عبارت مقام معظم رهبری نشان می دهد که معظم له می خواهند چنین ذهنیتی به وجود نیاید. به نظر من با تصریح مطلب از سوی مقام معظم رهبری، دخالت در این بحث و طرح آن به مصلحت نمی باشد. در این زمینه هیچ اضطراری هم وجود ندارد که از بابت آن مجمع تشخیص مصلحت نظام درخصوص تمدید دوره ریاست جمهوری، قانون وضع کند" (روزنامه رسالت 12 شهریور 1375)
اما با این اوصاف حسن روحاني ، نزديكترين يار به آقاي هاشمي در شهريور 1375 در جمع مردم سمنان اظهار می دارد: " قانون اساسي نوكر نظام است و ارزش قانون اساسي آراي مردم است...انسان هاي استثنايي و شايسته در قالب قانون نمي گنجند. " همچنین است سخنان طاهري امام جمعه سابق اصفهان در سال 75: " اگر ما در مجلس خبرگان مي دانستيم شخصيتي مانند جناب عالي (هاشمي) عهده دار منصب رياست جمهوري خواهد بود هرگز محدوديتي را در انتخاب اين مسئوليت تصويب نمي كرديم." جالب تر از همه اینها سخنان عبدالله نوری در این رابطه است: "بنده معتقدم نبايد با استناد به منع قانون اساسي در مورد تمديد دوره رياست جمهوري آقاي رفسنجاني دستهاي خود را ببنديم و كشور و نظام اسلامي را از وجود چنين شخصيت ارزنده و شجاع و مديري محروم كنيم. (مهر 75)


3- سالهای حاکمیت اصلاح طلبان بر دولت و مجلس؛

هاشمی رفسنجانی که از ابتدای انقلاب و به خصوص در سال های پس از ولایت و رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نقش ویژه ای برای خود در تمامی مسائل انقلاب و کشور قائل بود در دوم خرداد 1376 جای خود را به سید محمد خاتمی داد. هاشمی از این سال تا 1384 یعنی پیروزی دکتر احمدی نژاد سعی در اتخاذ رویه ای داشت که بر پایه آن بتواند با حفظ اقتدار و اعمال نفوذ سابق خود شمایلی پدرخوانده وار گرفته و همچنان به رتق و فتق امور بپردازد. ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام که در زمان ریاست جمهوری خود هاشمي، كمتر نامی از این مجمع در رسانه ها و تریبون های خبری برده می شد به یک باره تبدیل به شخصیتی هم عرض روسای سه قوه شد و در مرآ و منظر عامه مردم، هاشمی همچنان در اریکه اختیارات و قدرت سابق باقی ماند. سخنان عطاء الله مهاجراني معاون هاشمي و وزير ارشاد دولت اصلاحات در شناخت اين بعد از شخصيت هاشمي مي تواند موثر باشد: "بنده اعتقاد دارم بعد از هاشمي رفسنجاني هر كس رئيس جمهوري بشود نفر سوم كشور خواهد بود!".


اما سیاست دو پهلوی هاشمی در برابر چپ و راست که سعی در نگهداشتن هر دو جناح برای خود داشت چندان مورد قبول نیروهای دوم خردادی قرار نگرفت و این افراد و گروه ها با پوشاندن ردای عالیجناب سرخ پوش بر هاشمی رفسنجانی به یک باره وی را مورد شدیدترین حملات توپخانه رسانه ای خود قرار دادند. سعيد حجاريان با اشاره به اين خصلت هاشمي رفسنجاني در ايام انتخابات مجلس ششم گفته بود: " ما نمي‌خواهيم حتي يك كانديداي مشترك با جناح راست داشته باشيم . حتي اگر او هاشمي رفسنجاني باشد. آقاي هاشمي يا بايد جاي خود را در ليست راست قرار دهد يا در جبهه دوم خرداد قرار دهد ." اين مدل از انتقاد به گونه ای طراحي شده بود که در مطبوعات آن زمان عمده ناکامی و یا شکست های کشور در عرصه های مختلف اقتصادی و سیاسی به هاشمی و سیاست های بسته و غیر قابل انعطاف وی نسبت داده شده و وی علت العلل تمامی عقب ماندگی های کشور از جریان سیّال پیشرفت و تجدد جهانی معرفی می شد.
اوج رويارويي هاشمي و جريان چپ در آن زمان را مي توان در وقايع زير دنبال كرد:
- انتقاد و هجمه به جايگاه حقوقي مجمع تشخيص مصلحت نظام پس از پيروزي خاتمي در انتخابات
- محاكمه كرباسچي(شهردار تهران)و عبدالله نوري از ياران نزديك هاشمي رفسنجاني. معترضان به دليل حمايت نكردن صريح وي از دو تن از مديران نزدیکش يعني عبدالله نوري و كرباسچي گلايه كرده و او را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.
- مستثني شدن رئيس مجمع تشخيص مصلحت از استعفاي مقامات براي شركت در انتخابات ششمين دوره مجلس كه در زمان مجلس پنجم با حمايت دوستان هاشمي تصويب شده بود و در نهایت، شركت هاشمي در انتخابات مجلس . ثبت نام هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم که در بعدازظهر 24 آذر 1378 روی داد شوک بزرگی به حزب دولتي مشارکت وارد کرد؛ چرا که مشارکتی‌ها پیش‌تر با تهدیدهایی درصدد آن بودند تا سیاست‌مدار کهنه‌کار را از ورود به صحنه‌ انتخابات و بالتّبع حضور در مجلس ششم باز دارند . اما با اعلام نتایج شمارش آراء، "هاشمی رفسنجانی" با 749884 رأی و کسب 58/25 درصد آرای شرکت‌ کنندگان شهر تهران، نفر سی‌ام منتخبین شهر تهران شد. مشارکتی‌ها که نتوانسته بودند مانع راهیابی هاشمی رفسنجانی به مجلس گردند، امیدوار بودند که شاید بتوانند پرونده‌ حيات سیاسی رفسنجانی را تا مدتي ببندند. برهمین اساس، شبهه‌افکنی درآرای "رفسنجانی و اتهام تقلب در انتخابات به نفع وی، در دستور کار جدید مشاركتي ها قرار می گیرد. روزنامه‌ی مشارکت ، که ارگان وقت حزب مشارکت به شمار می‌آمد، در این مورد نوشت: "نفر سی‌ویکم (علی‌اکبر رحمانی) با اعتراض به نتایج انتخابات، جایگاه خود را به طور قطع در بین سی کاندیدای منتخب تهران می‌داند."


4- روزهای پایان دولت خاتمی و گام های هاشمي برای فتح دوباره کرسی ریاست جمهوری؛

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که در هشت سال اصلاحات دوران سختی را پشت سر گذارده بود با فرا رسیدن ایام ریاست جمهوری نهم عبای فعالیت های انتخاباتی و رقابت های دوباره سیاسی را بار دیگر بر دوش کشیده و عزم مسابقه با نامزدهای تازه نفس را کرد. پايان بي برنده دور اول رقابت های انتخاباتی و راه یافتن هاشمی و احمدی نژاد به دور دوم کافی بود تا شخصيت و مواضع هاشمی رفسنجانی یک شبه دچار استحاله تاریخی شده و محبوب و مطلوب تمامی گروه های دوم خردادی گردد. در دور دوم، رفتار هاشمی و از دیگر سو ارادت دوم خردادی ها به وی آنچنان خیره کننده بود که وی در سخنانش به گونه اي موضع گيري كرد كه حتی دوم خرداد و سید محمد خاتمی نیز محصول مدیریت و سیاست وي فهميده مي شد و دوم خردادی هایی که تا دیروز دشمنی با هاشمی را بلیط اصلی برد خود می پنداشتند در تحولی عمیق او را سکان دار کشتی دوم خرداد کرده و به حمایت از وی پرداختند. تاخت و تاز تبلیغاتی اصلاح طلبان و نمود آن در فعالیت های انتخاباتی هاشمی رفسنجانی نقطه آغازی بود تا اندک طرفداران موسوم به راست وی و برخی ارادتمندان انقلابی او نسبت به رویه در پیش گرفته شده اعتراض کرده و با انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت نهم عملا راه خود را از سردار سابق سازندگی جدا کنند.

در مرحله اول رقابت ها ائتلاف نهم براي فرداي بهتر با حضور 22 حزب و تشكل سياسي از جمله حزب كارگزاران سازندگي و حزب اسلامي كار و خانه كارگر به حمايت از هاشمي رفسنجاني پرداختند. با كشيده شدن رقابت ها به دور دوم، گروه ها و تشكل هاي ديگر دوم خردادي كه علت اصلي شكست خود را عدم ائتلاف و اتحاد بر سر انتخاب نامزد واحد مي دانستند به يك باره با صدور بيانيه هايي جداگانه حمايت خود از هاشمي را ابراز كردند. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي يعني همان سازماني كه فقط دو سال قبل از اين و در جريان انتخابات مجلس ششم تندترين انتقادات و حملات را به هاشمي رفسنجاني داشت، با انتشار بيانيه‌اي از هاشمي رفسجاني حمايت كرد و در اطلاعيه خود خطر حاكميت فاشيسم را اصلي‌ترين مسئله در اين مرحله از مبارزات سياسي اجتماعي ملت ايران دانست. محمد قوچاني مقاله نويس شرق در مطلبي با عنوان "ضرورت رأى به هاشمى رفسنجانى: آزمون ملى - ائتلاف ملى " تحريم انتخابات را خودكشي سياسي دانست. مجمع نمايندگان ادوار مجلس شوراي اسلامي هم با صدور بيانيه‌‏اي به طور رسمي از هاشمي رفسنجاني در دور دوم انتخابات رياست‌‏جمهوري اعلام حمايت كرد. جبهه مشاركت به عنوان افراطي‌ترين منتقد هاشمي رفسنجاني در گذشته اي نه چندان دور، بعد از اعلام نتايج آراي انتخابات، با صدور بيانيه‌اي ضمن فراخواندن مردم به حضور گسترده در عرصه انتخابات و با ابراز نگراني از ظهور فاشيسم مذهبي، تاكيد كرد دست خود را به سوي همه نيروهاي حامي آزادي، دموكراسي و حقوق بشر دراز مي‌‏كند. نيروهاي ملي مذهبي نيز به حاميان هاشمي رفسنجاني پيوستند و در كنار اعلام حمايت خود، از احمدي‌نژاد انتقاد كردند. دفتر تحكيم وحدت نيز که انتخابات رياست جمهوري نهم را تحريم كرده بود در دور دوم به حمايت از هاشمي رفسنجاني پرداخت.


5- سالهای ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد در کابینه نهم؛

هاشمی رفسنجانی در این زمانه همچنان سعی در بازگشت به خانه سابق خویش و اتخاذ مواضع دو پهلو داشت. مريم بهروزي پس از طرح شايعاتي از سوي اصلاح طلبان كه هاشمي را يكي از سه ضلع مثلث اصلاحات خوانده بودند در آن روزگار به نقل از هاشمي رفسنجاني گفته بود: " به هيچ جناحي تعلق ندارم " اين نقل قول مانيفست رفتاري هاشمي در سال هاي حكومت اصلاح طلبان و چهار سال دولت نهم بود كه سعي در بي طرف و فراجناحي نشان دادن خود داشت. اما پیشینه رقابت سیاسی وی با رئیس دولت نهم مانع از آن بود تا وي بدون هیچ موضع گیری در برابر دولت به مواضع شبه پدرخواندگی خود دلخوش باشد. همین امر سبب شد تا رویکرد رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این چهار سال چندان بی حاشیه نباشد. طرح هایی چون نظارت مجمع بر قوای سه گانه، تصویب و حمایت از قوانین متعدد مخالف قوه مجریه و انتقادهای گاه و بیگاه هاشمی از دولت در این سالها روابط مجمع و دولت را به یکی از بحرانی ترین زمان های خود تبدیل کرد. تا بدان جا که رئیس دولت نهم با توجه به جو غالب مجمع در تخریب و کارشکنی علیه دولت تصمیم به عدم شرکت در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفت.


مروري بر برخي عناوين مطالب مطرح شده از سوي هاشمي تنها در مدتي كوتاه مي تواند در درك درست از نوع تعامل هاشمي با دولت راهگشا باشد. نگراني هاشمي از كاهش قدرت و منزلت ايران در جامعه جهاني(21 مهر 87) ، انتقاد هاشمي از اقتصاد صدقه اي و گداپروري در كشور(26 آبان 87) ، هاشمي:همه پرسي در مسائل مهم كشور(6 آذر 87) ، هاشمي رفسنجاني: درآمد نفتي بي سابقه كشور چه شده؟(20 آذر 87) ، هاشمي رفسنجاني فراخوان داد: هوشياري عمومي در قبال انحرافات احتمالي در انتخابات(5 دي 87) ، هاشمي: بعضي ها در صدد مخدوش كردن اراده مردم هستند(14 دي 87) ، هاشمي: گناه بزرگي است كه برخي زبان مردم را مي بندند(9بهمن 87) ، در مصاحبه مفصل هاشمي با روزنامه جمهوري اسلامي مطرح شد: مواضع صريح هاشمي پيرامون مهم ترين مسائل روز سياسي از جمله... حذف گسترده مديران، عملكرد دولت احمدي نژاد به ويژه در ابعاد اقتصادي و سياست خارجي، انحلال ناگهاني سازمان مديريت و شوراي پول و اعتبار، جريان متحجرين مذهبي و ....(14 بهمن 87) ، هاشمي: ارائه آمار غلط و فريب افكار عمومي كه اطلاع رساني نيست(20 اسفند 87).

هاشمی رفسنجانی به همراه همسرش عفت مرعشی


اما با تمام فراز و فرود های رفتاری هاشمی در این چهار سال، شكست انتخاباتي هاشمي از محمود احمدي نژاد را در واقع مي توان شاكله اصلي فتنه هاي سال 88 درباره تقلب در انتخابات رياست جمهوري دانست. هاشمي رفسنجانی پس از پيروزي احمدي نژاد در تيرماه 1384 طي مصاحبه اي با القاي ترديد درباره نتيجه انتخابات و دستكاري آراي مردم چنين گفت: " بنا ندارم که در مورد انتخابات شکایت به داورانی که نشان دادند نمی خواهند یا نمی توانند کاری بکنند، ببرم و شکایت خود را همانند مورد قبل فقط در دادگاه عدل الهی مطرح می کنم. مطمئن بودم که اگر شکایت کنم، نتیجه درستی از آن به دست نمی آید. چون آنهایی که باید به شکایت رسیدگی کنند، خودشان مقصرند و در تخلفات شریک بودند که بحث جداگانه ای است. ممکن است عده ای فکر کنند که نتیجه هر چه باشد، خوب است که مردم بیشتر بدانند. ولی من نمی خواهم به انقلاب آسیب برسد، من آمده ام که به انقلاب آسیب نرسد، و اگر الان بخواهم مسائل انتخابات را افشاگری کنم، درست بر ضد هدفی که وارد انتخابات شدم، نتیجه می گیرم. آنها هم می دانستند که من این کار را نمی کنم. "
اين دوران را مي توان يكي از دوران هاي سرشار از پارادوكس زندگي هاشمي ناميد چرا كه وي به دلايل متعددِ شناخته و يا ناشناخته سعي در بازتعريف تاريخ انقلاب و مسائل كشور در مسير درك و خواسته هاي خود داشت. به گونه ای که در نقل های انجام شده از هاشمی و مواضع روایت شده از وی در این سالها، تاثیرات ویژه و پررنگی به هاشمی نسبت داده مي شد. تا آنجا که در برخی موارد تاثیرات هاشمی مساوی می شد با وجود یا عدم انقلاب! از جمله اينكه وي در همين سال ها با انتشار قسمت هايي از خاطرات خود مدعي شد كه امام با شعار مرگ بر آمريكا كه يكي از اصولي ترين محورهاي انقلاب بوده و هست مخالف بوده و سعي در حذف اين شعار داشته اند!


از سوی دیگر، مصاحبه مهدي هاشمي با بار بارا اسلاوين خبرنگار معروف روزنامه پرتيراژ آمريكايي يو اس اي تودي، گويا و رمزگشاي بسياري از مواضع هاشمي رفسنجاني در اين دوران است: اين روزنامه در تاريخ 2/6/2005 در مطلبي با عنوان "ایران دوباره به کاپیتان باتجربه رو می‌آورد نوشت: "پسر رفسنجانی می گوید اگر پدرش به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، قانون اساسی ایران را به منظور کاهش قدرت رهبری معظم دینی تغییر خواهد داد و آنرا تبدیل به یک نقش تشریفاتی برابر با "شاه انگلیس" خواهد کرد. مهدي هاشمی می گوید فقط پدرش می تواند مانع از گم شدن ظواهر پلورالیستی باوجود یک گروه کوچک نخبه پشت گرم به مذهب شود. وی ادامه می دهد: "اگر پدرم نامزد ریاست جمهوری نشود، کشور تحت حاکمیت یک گروه درخواهد آمد و بعد از آن ما هیچ انتخابات آزادی نخواهیم داشت.»


6- رقابت های انتخاباتي خرداد 88 تا کنون؛

حضور 85 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم و کسب 63 درصد از مجموع آرای ماخوذه توسط دکتر محمود احمدی نژاد پدیده ای بود که در تاریخ انقلاب مثل و نظیری برای آن نمی توان یافت. عملکرد هاشمی رفسنجانی و رمز گشایی از رفتارهای قبل و بعد از انتخابات وی آخرین برگه ای است که از دفتر سیاست ورزی وی می توان تورق کرد. هاشمی در این دوره به طور آشکار از نامزدهای اصلاح طلبان حمایت می کرد و حتی امکانات مجموعه های وابسته به وی مانند دانشگاه آزاد نیز به نوعی هميار و كمك حال این کاندیداها جهت شرکت در رقابت ها شده بود. حضور و تاثیر گذاری خاص مهدی هاشمی فرزند وی در تخریب دکتر احمدی نژاد و القای بدبینی و یاس عمومي نسبت به نتایج انتخابات، فحاشی و توهین فائزه هاشمی نسبت به ارکان نظام و ورود صریح همسر هاشمی (عفت مرعشی) به رقابت ها و راه اندازی جنگ روانی علیه نظام از شاهکارهای نزدیکان و خاندان هاشمی در این دوران بود.

اما آنچه بیشتر از همه حائز اهمیت بود نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب پس از مناظره انتخاباتی میرحسین موسوی و دکتر احمدی نژاد و چند روز پیش از رأي گيري انتخابات ریاست جمهوری دهم بود که بدون سلام و تحیت آغاز و با شدیدترین هجمه ها و کنایات و تلویحات، ادامه و با خط و نشان های خارج از شئون سیاسی و انقلابی پایان یافت. هاشمی در این نامه که شباهت بسیاری با نامه مرحوم منتظری به امام راحل - -که بنا به اظهار خود منتظری این نامه خواب را از چشمان امام ربوده بود- داشت موجی از انتقاد و تعجب را در میان گروه ها و شخصیت های سیاسی به همراه داشت. همان گونه که مرحوم منتظری آن نامه و نامه ها و اظهار نظرهای مختلف خود را به دلیل حمایت از سید مهدی هاشمی نوشته و اتخاذ کرده بود آقای هاشمی نیز این نامه و دیگر مواضع خود را عمدتاً در حمایت از فرزندش مهدی هاشمی در پیش گرفته بود. متن اين نامه كه به دليل اهميت تاريخي و ناگوار بودن آن نقل مي شود بدين شرح است:


«مقام معظم رهبري آيت ‌الله خامنه‌اي زيده عزّه
متأسفانه اظهارات عاري از حقيقت و غيرمسئولانه آقاي احمدي‌نژاد در جريان مناظره با مهندس موسوي و مقدمه‌چيني‌هاي قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهک‌‌هاي ضدانقلاب در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب و نيز تهمت‌زدن‌ها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجن‌‌پراکني‌هاي باند پاليزدار که در دادگاه محکوم شده را به نمايش گذاشت و از آنجا که بخشي از اين اظهارات قبلاً در رسانه‌هاي دولتي و آتش تهيه آن در سخنراني مشهد مقدس مطرح شده، ادعاي اينکه مطالب او تحت تأثير فضاي مناظره گفته شده و فاقد برنامه‌ريزي قبلي است، پذيرفتني نيست و گويا براي تحت‌الشعاع قرادادن گزارشهاي مستند و مکرر ديوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن يک ميليارد دلار و ارتکاب چند هزار تخلّف در اجراي بودجه‌ها مي‌باشد و شايد هم رقيب اصلي خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامي مي‌داند.دهها ميليون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ‌پردازيها و خلافگويي‌هايي بودند که برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامي‌مان را نشانه گرفته بود.
زير سئوال بردن تصميمات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و تلاشهاي امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانيت عظيم‌القدر که در نيم قرن گذشته با مجاهدت‌هاي خويش توانستند بناي باشکوه نظام اسلامي را ايجاد و مستقر و بالنده کنند، از اين بدتر نمي‌شد. دوران مشعشعي که خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پيشتاز، رئيس‌جمهور و نهايتاً رهبري نظام نقش و مسئوليت‌هاي ممتازي بعهده داشته‌ايد.نقطه قابل توجه دراين تهمت‌ها اين است که غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبري امام راحل و جناب‌عالي که هادي دولت‌ها بوده‌ايد و با اظهارات صريح، مديريت‌ها را مورد تأييد و تحسين قرارداده‌ايد، نشانه گرفته است.
بعد از جريان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنيان‌گذار جمهوري اسلامي، شهيد مظلوم دکتر بهشتي و جناب‌عالي و اينجانب که در شعارهاي مردمي به عنوان «سه ياور خميني» شناخته شده بوديم، با همراهي نيروهاي انقلابي و بخصوص نمايندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوري اسلامي توانستيم در جهت زدودن غبارهاي ابهامات و سم‌پاشي‌ها اقدامات مؤثري انجام دهيم و امام راحل درد آشنا با تشکيل گروه حقيقت‌ياب و داور، بخشي از حقايق را آشکار ‌کردند. نتايج آن، آگاهي بيشتر مردم و رسوايي فتنه‌گران و در نهايت نجات کشور از خطري بود که دشمنان استکباري و ضد انقلاب طراحي کرده بودند. البته اينجانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بني‌صدر معرفي کنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت را براي اين دولت بخواهم، بلکه مقصود اين است که بايد مانع گرفتار شدن کشور به سرنوشت آن روزگار شد. اينجانب براي پرهيز از آلوده‌شدن فضاي سياسي کشور در آستانه انتخابات به تشنجات بيشتر، از عکس‌العمل فوري که مورد انتظار ملت است، خودداري کردم.
در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقاي احمدي‌نژاد گفتم که در اظهارات او خلاف‌گويي‌‌هاي فراواني وجود داشته و ادعاي کذب تماس تلفني من با يکي از سران عرب و ادعاي کارگرداني مبارزات انتخاباتي رقبا و اتهامات ناروا به جمعي از بزرگان نظام، از جمله جناب آقاي ناطق نوري و فرزندان من و بدتر از همه زيرسئوال بردن اقدامات امام راحل را يادآوري و پيشنهاد کردم با صراحت اتهام‌هاي نادرست را پس بگيرد که نيازي به اقدامات قانوني افراد و خانواده‌هايي که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تيرهاي ناسزاگويي قرار گرفته‌اند، نباشد. از صدا و سيما هم خواسته شد که فرصتي در اختيار طرفهاي ذيحق براساس مقررات سازمان قرار دهد که از خود دفاع نمايند. گرچه در گذشته به بخشي از اين اتهامات پاسخ داده شده و رئيس قوه قضاييه وقت جناب آقاي يزدي در پايان کار رياست جمهوري اينجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسي رسماً اعلام پاکي و منزّه بودن خانواده رئيس‌جمهور و حتي کم‌شدن دارايي‌ها در دوران مسئوليت را نمودند، ولي تکرار اتهام تکرار جواب را مي‌طلبد.

مع‌الاسف، اين دو پيشنهاد خيرخواهانه عملاً پذيرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سکوت‌شان ديدند و بي‌شک جامعه و بخصوص نسل جوان نيازمند اطلاع از حقيقت است. حقيقتي که با اعتبار نظام و همدلي ملت ارتباط جدّي دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنين نامه اي نمي کردم. معتقدم جناب‌عالي بخوبي مي‌دانيد که اينجانب و بسياري از بزرگان تأثيرگذار انقلاب و حتي خود جناب‌عالي از دوران مبارزه و سالهاي اول انقلاب و در تعدادي از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالي و ضدانقلاب بوده‌ايم و هميشه صبورانه تهمت‌ها و اهانت‌ها را پشت سر گذاشته‌ايم و در دور جديد تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پيش تاکنون دندان روي جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و کشور اندوه خويش را مکتوم مي‌د‌ارم و از اين جهت هم مورد گلايه بسياري از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار مي‌گيرم ومهم اين است که اينبار اين تهمت ها توسط رئيس جمهور و در رسانه ملي مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق‌کشي‌هاي ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختيار مردم و تاريخ قرار خواهد گرفت،
تاريخ گواه است که اکثريت مردم متعهد و انقلابي مان کمتر تحت تأثير خلاف‌گوئيها قرار مي‌گيرند و دليل آن آراء افتخارآميز مردم به اينجانب در آخرين انتخابات مجلس خبرگان رهبري است و نيز خوب مي‌دانيد که در جريان انتخابات جاري، تاکنون به خاطر مسئوليت هاي رسمي ام در رسانه ها مطلبي به نفع يا ضرر افراد و جريانهاي درگير در انتخابات نگفته‌ام و در موارد ضروري به کلياتي مبتني بر حضور حداکثري مردم در پاي صندوقها و سلامت انتخابات اکتفا کرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه شرکت در انتخابات ندارم. چهار نامزد موجود براي آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سياست اينجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدي هم از اينجانب درخواست حمايت نکرده‌اند و اگر هم در جلساتي بهم رسيده باشيم، چيزي جز همان کليات فوق‌الذکر را از من نشنيده‌اند و اگر حزب يا گروهي در مورد جهت‌گيري در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام براساس آيين‌نامه خود عمل کنند و حقيقتاً آنها با تصميم‌خودشان و همکارانشان در صحنه‌اند و عمل مي‌کنند و انصافاً تهمت دست‌نشانده بودن آنان ستم و بي‌حرمتي غيرقابل توجيه است. بجاست که به اين حقيقت هم توجه شود که احتمالاً عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند که من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمي‌دانم و خود جناب‌عالي هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم مي‌دانيد. ولي اين نظر را رسانه‌‌اي نکرده‌ام و خود عوامل دولت در اين مورد بزرگ‌نمايي کرده‌اند که هدف بزرگ‌نمايي در آن مناظره روشن شد. با اينهمه بر فرض اينکه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بي‌شک بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند و آتش‌فشانهايي که از درون سينه‌هاي سوزان تغذيه مي‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌هاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده مي‌کنيم. اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديده‌هاي زشت و گناه‌آلودي مثل تهمت ها ؛ دروغ‌ها و خلاف‌گوييهاي مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسئولان اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلّف‌هاي صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسيدگي کنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات ‌شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنين گناهان کبيره و اخلاق‌شکن عليرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه مي‌توانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامي بدانيم؟
رهبري معظم انقلاب؛
اکنون که امام راحل (ره) آن پير فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و يار صبور و ديرينه هر دوي ما آيت‌الله شهيد مظلوم دکتر بهشتي و بسياري از همسنگران قديم که يا به فيض عظماي شهادت رسيدند و يا به ديار باقي شتافتند ؛ در بين ما حضور ندارند، شما مانده‌ايد و من و معدودي از ياران و همفکران قديم. از جناب‌عالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيت‌تان انتظار است براي حل اين مشکل و براي رفع فتنه‌هاي خطرناک و خاموش کردن آتشي که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح مي‌دانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد. لذا در فرصت باقي‌مانده ضروري به نظر مي‌رسد خواسته حق حضرت‌عالي و مردم در خصوص انجام انتخاباتي سالم و پرابهت و حداکثري تحقق يابد. کاري که مي‌تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکيم وحدت ملي و اعتماد عمومي باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نصّ پيامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحريف کنند و با ناديده گرفتن قانون، بنزين بر آتش‌افروخته بريزند.

سر چشمه شايد گرفتن به بيل ، چو پر شد نشايد گرفتن به پيل
دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فردايتان
اکبر هاشمي رفسنجاني»


نگاه موشكافانه و تطبيق ميان دو نامه منتظري به امام و هاشمي به رهبر معظم انقلاب گوياي واقعيت تلخي است كه بايد بدان اذعان كرد و آن نوع نگرش و زاويه ی نگاه امثال منتظري و هاشمي درباره نظامي است كه خود يك زماني از سردمداران پيروزي آن بوده اند. همان گونه كه سيد مهدي هاشمي از قول قائم مقام معزول رهبري نقل مي كند كه وي با نامه اش خواب را از چشمان امام گرفت ، علي هاشمي از نزديكان رئيس مجمع تشخيص مصلحت در ستاد قیطریه و در جمع شش نفر از اعضای اصلی ستاد موسوی با هیجان وصف ناپذیری درباره نامه خرداد ماه هاشمي به رهبري اظهار مي دارد : «این نامه حاج آقا خیلی تند است و ما داریم آن را چاپ می کنیم ، شما هم بگویید چاپ کنند. باید دست به دست هم بدهیم تا موج ایجاد کند. حاج آقا گفته یا اینجا کار خراب می شود یا فضا برمی گردد». (اظهارات معاون سابق و مشاور فعلي وزير اطلاعات)

اما نکته قابل تامل و نیازمند مداقّه بیشتر، اظهار نظر خود هاشمی درباره این نامه است. بعد از اعتراضات گروه ها و شخصيت هاي مختلف درباره نامه هاشمي به رهبري وي در مصاحبه با يكي از نشريات بیان داشت: " « دیدم کار بسیار زشتی انجام شد. در مناظره، آقای احمدی‌نژاد حرف‌هایی را زده بود که غیر واقعی بود. تأسف بیشتر از این بود که همان حرف‌های دروغ را پایه تبلیغات خویش قرار داد و در اجتماعات از آنها سوءاستفاده می‌‌کرد. انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکس‌العمل نشان دهند!! چون من تنها نبودم. در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده کردید که به بهانه مخالفت با من و دیگر مدیران ارشد تاریخ انقلاب، همه دستاوردهای گذشته را به حراج گذاشت و این‌گونه القا کرد که روحانیت در اداره جامعه کارایی ندارد. در سالگرد رحلت امام در مرقد به ایشان گفتم حرف‌های ناقص گفته‌اند. ترجیح می‌دهم خودشان اصلاح کنند وگرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامه‌ای تهیه کردم چون می‌‌بایست جواب آن حرف‌ها داده می‌‌شد. می‌‌گویند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. این سؤال دیگر سفسطه است چون مگر ایشان هدفی غیر از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟نامه را تهیه کردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات که عصر سه شنبه بود، برای رهبری فرستادم چون اگر سه‌شنبه می‌‌دادم، روزنامه‌ها چهارشنبه می‌‌نوشتند و اگر چهارشنبه می‌‌دادم، پنج‌شنبه کسی حق نداشت بنویسد. چون فرصت تبلیغات تمام می‌شد. می‌‌خواستم جواب آن حرف‌ها را بدهم. در کنار آن کارها، در رفت و آمد و اخبار موثق شور و اشتیاق مردم را می‌‌دیدم. از برنامه‌های محافل مجریان انتخابات هم خبر داشتم."»

مهم تر و حساس از این نامه، خطبه های هاشمی در نمازجمعه 26 تیرماه 88 بود که تیرخلاص موضع گیری ها و رفتارهای تند و احساسي رئیس مجمع تشخیص مصلحت به شمار می رود. اين خطبه های وی به نوعي رسما مهر تاییدی بر ادعای ضد انقلاب در زمینه تقلب و دست کاری در آرای مردم به شمار می رود چراكه وی در فرازهایی از خطبه خود اظهار داشت:"ما انتخابات را بسیار خوب آغاز کردیم، اما متأسفانه، در روزهای پایانی تردیدهای ناراحت کننده در میان مردم بوجود آمد که ضربات سنگینی بر انقلاب و نظام وارد کرد." این در حالی است که کسی که خود هشت سال سکاندار اجرایی کشور بوده است به خوبی بر این نکته واقف بود که صرف ادعای تقلب در چنین سطحی ، اندک فاصله ای با تخيل و توهم پراکنی ندارد اما با این حال رفتار شتاب زده و احساسی وی تا مدتها تنور سرد بنگاه های دروغ پراکنی بیگانه را گرم کرده و تبدیل به حربه ای برای استفاده های تبلیغاتی علیه نظام شد. دیدار مداوم وی با زندانیان و خانواده های مجرمان فتنه های پس از انتخابات و موضع گیری های گاه و بیگاه و همسو با اپوزیسیون نظام از جهت گيري هايي بود که هاشمی در یک سال و نیم گذشته به صراحت اتخاذ کرده و بر آن پافشاری نموده است. اما شباهت عجيب وی به مرحوم منتظری در حمایت از مهدی هاشمی از لکه هایی بود که پیراهن مجاهد دیروز و معارض و منتقد امروز را آغشته کرده بود. وی که همواره از سلامت خود و خانواده اش سخن می گفت به شدت با رسیدگی معمولي و بر طبق روال و عدالت قضايي به اتهام فرزندش مهدی هاشمی مقابله کرده و در نهايت ماجرا به گونه اي رقم خورد كه مهدي هاشمي به بهانه تحصيل از كشور خارج و تا كنون نيز علي رغم احضار قضايي بازنگشته است.(+)

مهدي سليمي

در همین زمینه بخوانید:

ـ همه چیز در مورد اکبر هاشمی رفسنجانی (بخش نخست)

"Our President, analytical news site"