بخش دوم از بازخوانی منشور گفتمان امام وانقلاب به شرح پیام رهبر معظم انقلاب در آستانه نخستین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) ۱۳۶۹/۳/۱۰(که در بخش اول این گفتار برجسته سازی شد)، بر اساس برگزیده‌ی بیانات  و دیدگاه های حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب(مدّظلّه‌العالی) در قالب دوازده فصل با عناوین : «زنده داشتن یاد، راه و خطّ امام»؛ «تحقق اسلام؛ بزرگترین وظیفه»؛ «عدالت اجتماعی و قسط اسلامی»؛ «وحدت کلمه»؛ «حفظ عزّت و کرامت انقلابی»؛ «تکیه بر مردم»؛ «همکاری دولت و ملّت»؛ «سازندگی و آبادانی کشور»؛ «گسترش دانش و تحقیق»؛ «روحانیت متعهّد و انقلابی»؛ «بزرگداشت وفاداران فداکار» و «دوران ده‌ساله‌ی حیات مبارک امام خمینی(ره)»می پردازد.

سلسله گفتار پیش رو، حاوی متن پیام رهبر معظم انقلاب درآستانه نخستین سالگرد رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی(قدّس‌سرّه) -در بخش اول- و ضمیمه‌ی گزیده بیاناتی از حضرت امام خمینی(قدّس سرّه) و حضرت امام خامنه ای (دام ظلّه) بر اساس محورهای دوازده گانه پیام مذکور -در بخش دوم- است. این گزیده ها، هم نشان دهنده ثبات اندیشه و مبانی فکری و سیاسی انقلاب و نظام اسلامی در طول نزدیک به چهار دهه پس از پیروزی است و هم تبیین کننده معارف انقلاب اسلامی از زبان این دو امام و رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی می باشد.

الف- سرمشق: بر اساس دیدگاه های امام خمینی(قدّس‌سرّه‌الشرّیف)

اسلام سردارهایش هم توی مردمند. پیغمبر اسلام ـ صلی‌اللّه‌‌علیه‌و آله‌و‌سلم ـ خوب، سردار همه بود، بزرگ همه بود، توی مردم بود. با مردم می‌آمد می‌نشست، توی مسجد می‌نشست مثل سایر مردم. حضرت امیر ـ سلام‌اللّه‌ علیه ـ آن وقت که حکومت یک مملکتی بود که چندین مقابل ایران بود، مصر بود، حجاز بود، عراق بود، ایران بود، سوریه بود ـ عرض کنم ـ یمن بود، همۀ اینها تحت سیطرۀ او بود، مثل سایر مردم می‌آمد با مردم می‌نشست و معاشرت می‌کرد. برای اینکه از مردم نمی‌ترسید. ظلم نکرده بود به مردم تا بترسد، از آنها. خلافی نکرده بود که از مردم[بترسد.]برای مردم بود؛ مردم او را حامی خودشان می‌دانستند.(1)

«آنهائی که سرتاسر کشور اسلامی را اداره کردند، آن هم آن کشوری که از حجاز تا مصر و آفریقا و عراق و ایران و همه این ممالک اسلامی که می بینید، اروپا هم یک مقدارش، تحت فرمان بود، معذلک اینطور نبود که معاملاتشان با رعیت، معامله فرمانفرما و فرمانبر باشد. خود رسول اکرم (ص) وضعشان با مردم مثل یکی از سایرین بود، یکی از اشخاص بود، نه یک منزل فرمانفرمائی داشتند و نه در محافل که بودند، یک امتیازی بود که مردم ببینند که این بالا نشستن و پائین نشستن، این مسائل مطرح نبود.

بعضی از این عرب ها که از خارج می آمدند و وارد مسجد می شدند و پیغمبر را با سایرین نشسته بودند، وضع جوری بود که نمی شناختند که خوب، کدام یکی پیغمبر است و کدام یکی اصحاب، می پرسیدند که کدام یکی تان هستی. برای اینکه وضع نشستن دور بود و حتی اینکه حالا شما اینجا می بینید که یک پتو اینجا انداخته اند و یک اشخاصی هم اینطوری نشسته اند که اگر یکی از خارج بیاید یک امتیازی قائل می شود، نبود. حضرت امیر سلام الله علیه همان روزی که بیعت با وی کردند، بیعت به خلافت رسول الله، همان روز بیل و کلنگش را برداشته و رفت سراغ یک جائی که کار می کرد، خودش کار می کرد دستش پینه داشت. وضع این سردارهائی که حکومت های بلاد بودند با مردم وضع، وضع فرمانفرمائی و فرمانبرداری نبوده است، وضع خدمت بوده است که فرمانفرماها خدمتگزار مردم بودند. این انفصالی که شما دیدید در زمان رژیم سابق و طاغوت که بین حکومت های بلاد، استاندارهای بلاد با مردم یک جدائی بود که هر کدام دشمن دیگری بودند، مردم اینها را به صورت یک دشمن حساب می کردند ولو اینکه خدمتگزار هم بودند لکن مردم نمی پذیرفتند، این برای این بود که وضع رژیم اینطور بود.»(2)

ب- رهنمود: بر اساس دیدگاه های امام خامنه‌ای(مدّظلّه‌العالی)

امام؛ اسلام ناب مجسم

«امام بزرگوار ما، مجسمه‌یی از ارزشهای انقلاب ما بود. از یکی از همسران پیامبر اکرم(صلّی‌اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم) خواستند که آن بزرگوار را توصیف کند. در جواب گفت: «کان خلقه القران»(۱). یعنی قرآن مجسم بود. ما امروز درباره‌ی امام بزرگوارمان باید عرض کنیم که او اسلام انقلابی مجسم، اسلام ناب مجسم در زندگی و اخلاق و احساسات و تصمیم‌گیریها و نیز فانی برای خدا بود. خدای متعال هم به او پاداش داد. کاری که به دست این بزرگوار در این دوران انجام گرفت، کاری بی‌نظیر بود. بعد از کار پیامبران اولوالعزم، کسی چنین حرکت عظیمی انجام نداده بود.»(3)

خطّ امام؛ راه آینده ملت و مفسّر نظام جمهوری اسلامی

راه ملت ایران در آینده چیست؟ در یک جمله، به‌طور خلاصه باید بگوییم که راه ملت ایران در آینده، همان راه امام و انقلاب و ایستادگی و مقاومت در مقابل تحمیل ابرقدرتها و دفاع از مستضعفین و مظلومین و دفاع از اسلام و قرآن و برافراشتن پرچم اسلام و قرآن در سطح عالم است.

... من رؤوس مطالبی را در خصوصیات این خط و این جهتگیری - که ما به آن «خطّ امام»میگوییم و مشخّصه حرکت نظام جمهوریاسلامی در ده سال حیات با برکت امام بوده است - عرض میکنم: خطّ امام، یعنی آن مسلک و سلوک حکومتی امام امّت. یعنی چیزیکه تفسیرکننده نظام جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی، میتواند با جهتگیریهای مختلفی تحقّق یابد. آنچه‌که این جهتگیری‌ها را به صواب نزدیک میکند و مورد قبول و اعتقاد امام (رضوان‌اللَّه‌تعالی‌علیه) بوده است، اینهاست:

1- ایستادگی در برابر قدیت های خارجی

 اوّل، ایستادگی در برابر تحمیل و نفوذ قدرتهای خارجی و نداشتن سرِ سازش با این قدرتها. این، اوّلین مشخّصه حرکت امام بزرگوارماست.

2- تعبّد و عمل اسلامی

 دوماهتمام به تعبّد وعمل فردی و ایستادگی در برابر سلطه شیطان نفس و وسوسه‌های نفسانی. این دو مطلبِ بزرگ و این دو میدان مبارزه را، امام از هم جدا نمیکردند و در صحنه اجتماع و سیاست، در مقابل شیطان بزرگ و شیطانهای قدرت میایستادند. در صحنه روان آدمی و درون وجود انسان، امام با نفس مبارزه میکردند و اصرار بر تعبّد و عمل اسلامی و فردی و شخصی داشتند.

3-اهمیّت به توانایی ملّت‌ها

 سوم، اهمیت دادن به توانایی ملتها و «اصل» دانستن آنها بود. امام با ملتها سخن میگفتند و معتقد بودند که تحوّلات بزرگ عالم، اگر به دست ملتها انجام گیرد، غیر قابل شکست است و ملتها میتوانند در دنیا تحوّل ایجاد کنند و محیطهای خودشان را عوض نمایند.

4- وحدت مسلمین

چهارم،اصرار بر وحدت مسلمین و مبارزه با تفرقه‌افکنی استکبار.

5- روابط سالم با دولت‌ها

 پنجم،اصرار بر ایجاد روابط سالم دوستانه با دولتها؛ مگر استثناهایی که هرکدام استدلالی قوی پشت سرش بود. امام به مایاد دادند که جمهوری اسلامی، در سطح عالم میتواند و باید از روابط سالمی با دولتها برخوردار شود. البته رابطه با امریکا مردود است؛ به سبب این‌که آمریکا یک دولت استکباری و متجاوز و ظالم است و با اسلام و جمهوری اسلامی در حال معارضه و محاربه است. ارتباط با رژیم صهیونیستی و نیز ارتباط با رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی(۲) مردود است؛ اما رابطه با بقیه دولتها، بسته به مصالح نظام جمهوری اسلامی است و اصل برایجاد ارتباط است.

6- شکستن حصار تحجّرو التقاط در فهم و عمل اسلامی

 ششم،اصرار بر شکستن حصار تحجّر و التقاط در فهم و عمل اسلامی و التزام به اسلام ناب. هم تحجّر، از دیدگاه امام - در بیان و عمل - مردود بود، هم التقاط.

7- محوریّت محرومین

 هفتم،نقش محوری دادن به نجات محرومین و تأمین عدالت اجتماعی. همیشه، مردم در چشم امام، «اصل» بودند. در منطق و در خطّ حکومتی امام امّت، محرومان و مستضعفان محور تصمیم‌گیریها محسوب میشدند و همه فعّالیتهای اقتصادی و امثال آن، بر محور نجات محرومین از محرومیتها بود.

 8- مبارزه با اسرائیل

هشتم،توجّه ویژه به مبارزه با رژیم اشغالگر قدس و رژیم غاصب صهیونیستی بود. مبارزه با اسرائیل، جایگاه خاصّی در منطق امام - در راه و رسم حکومتی - داشت. از اموری که در نظر امام امّت به هیچ وجه برای ملتهای مسلمان قابل اغماض نبود، مبارزه با صهیونیستها بود؛ چون امام بزرگوار، نقش ویرانگر و مخرّبِ این رژیم تحمیلی را از سالها پیش از پیروزی انقلاب، به درستی تشخیص داده بودند.

9- وحد ملّی

نهم،حفظ وحدت ملی و ایجاد یکپارچگی در میان ملت ایران و اصرار بر مقابله و مبارزه با هر شعار تفرقه افکنانه.

10- مردمی بودن حکومت

دهم،حفظ مردمی بودن حکومت و ایجاد رابطه با مردم و حفظ ارتباط با آنها. لذا امام، هم به مسؤولین سفارش میکردند که «از مردم جدا نشوید؛ با مردم باشید؛ زىّ مردم را داشته باشید؛ به فکر مردم باشید» و خلاصه، رابطه را از طرف مسؤولین تأمین میکردند، هم متقابلاً به مردم سفارش مسؤولین و دولتها را میکردند. یعنی امام با کسانی که ارگانهای نظام و دولت را تضعیف مینمودند، به نحوی از انحا مقابله میکردند.

 11- سازندگی اسلامی کشور و تحقّق نمونه‌ی عملی جامعه‌ی اسلامی

یازدهم،اصرار بر سازندگی کشور و تحویل یک نمونه عملی از کشور و جامعه اسلامی به جهان، که در ماههای آخر عمر با برکت امام، جایگاه مهمّی داشت. بر این اصرار داشتند که کشور باید از لحاظ اقتصادی، از لحاظ کارهای زیر بنایی و از لحاظ موارد در آمد، بازسازی شود و برای مردم، نمونه‌ای عینی و عملی از سازندگی اسلامی ارائه گردد.

آن مواردی که به اعتقاد بنده رؤوس و خطوط اصلی بینش امام و سلوک عملی و حکومتی ایشان بود، اینهاست. هر چند ممکن است بعضی موارد هم از دید بنده مخفی مانده و مورد غفلت قرار گرفته باشد.»(4)

استقامت در رفتار؛ برآورده کننده مقصود امام

«اما این‌که مکرّر گفته میشود «راه امام و خطِّ امام» منظور چیست؟ اگر بگوییم «خطِّ امام، اسلام و انقلاب است» این، مطلبی کلّی است. معلوم است که خطِّ امام، انقلاب و اسلام است! هیچ کس هم مخالف با اسلام و انقلاب نیست. آن عاملی که میتواند مقصود امام بزرگوار را - که پدر این انقلاب و معمار ایران اسلامی است - برآورده کند، استقامتی است که او در رفتار خود نشان داد. در مقابل دشمن، کوتاه نیامد؛ از دشمن نهراسید و نترسید و تهدیدها او را متزلزل نکرد. هیچ کس هم نمیتواند امام بزرگوار را به این متّهم کند که آن چه انجام داد، خلاف تدبیر صحیح بود. همه عقلای عالم، اگر دقّت کنند، میفهمند و تحلیل میکنند که راهِ درست، همان راهی بود که آن مرد رفت؛ راهی به سوی هدفهاىِ خودِ او. هر کس آن هدف را داشته باشد، راهش همانی است که آن بزرگوار پیمود.»(5)

راه امام؛ بازگشت به اسلام ناب

«امام به‌عنوان یک الگو، به‌عنوان یک معلّم، به‌عنوان یک رهبر، در ذهن ما و در واقعیت جامعه ما حضور دارد. جسم او نیست، اما فکر او هست، راه او هست، درس او هست و این درس، همان چیزی است که ملت ایران و همه مسلمانان عالم به آن احتیاج دارند؛ دیروز هم احتیاج داشتند، امروز هم احتیاج دارند. لذا درس امام زنده است، راه امام زنده است، خطّ امام زنده است، انگشت اشاره امام جلوِ چشم همه است. اگر ما بخواهیم این درس را برای مسلمانان عالم خلاصه کنیم، این خلاصه عبارت است از بازگشت به اسلام ناب؛ اسلامی که میتواند برای مردم و ملتها همه چیز را به ارمغان آورد.»(6)

 شخصیت امام؛ تجلّی‌گاه اصول اساسی انقلاب

«در این مناسبت، من راجع به امام و انقلاب عظیم و بیمانندی که ایشان آن را در دنیا و تاریخ معاصر مثل قلّه‌ای برافراشتند، صحبت میکنم. در حقیقت، سخن گفتن از امام و انقلاب، با یکدیگر تفاوتی ندارد. شخصیت امام فقط خصوصیات ممتازی نبود که در او وجود داشت و شخصیت ایشان را تشکیل میداد. شکّی نیست که امام بزرگوار ما از ابعاد مختلف، یک شخصیت برجسته و ممتاز، یک عالمِ بزرگ، یک فقیه صاحب مکتب، یک فیلسوف برجسته، یک سیاستمدار، یک مصلح بزرگ اجتماعی و از لحاظ روحیّات، صاحب خصلتها و خصوصیات ممتاز و کم‌نظیر بود. همه اینها شخصیت امام را در چشم مردمِ دوران خود او و دورانهای بعد برجسته میکند؛ لیکن شخصیت امام بزرگوار ما در این خصوصیات منحصر نیست. بُعد دیگر شخصیت او عبارت است از اصول و خطوط روشنی که او در این کشور، در این منطقه و در مقابل چشم همه مردم جهان آنها را بنیاد کرد؛ براساس آن یک نظام سیاسی و اجتماعی به وجود آورد و امیدهای بزرگی را در دل مستضعفان عالم و امّت اسلامی ایجاد نمود. شخصیت امام از اصول اساسی او جدا نیست. در حقیقت، هویّت و اصول انقلاب ما خطوط برجسته شخصیت امام را هم تشکیل میدهد. هر چه راجع به انقلاب بگوییم، در واقع درباره امام سخن گفته‌ایم.»(7)

عمل مخلصانه از امام؛ نتیجه از خداوند

«امام از روز اول فرمود: ما مأمور به تکلیفیم، نه به نتیجه؛ این، عین اخلاص است؛ محض اخلاص است؛ فقط برای خداست که ذره‌یی قدرت‌طلبی و جلب حطام مادی در این چنین دلی وجود ندارد. امام به تکلیف خود که مأموریت او بود عمل کرد، خدا هم نتیجه را به او داد: دنیا از صدای امام پُر شد. ما آن روزها نه بلد بودیم تبلیغات بکنیم، نه ابزارهای تبلیغاتی در اختیار انقلاب و نظامِ نوپا بود، با این وصف، وقتی کسی به هر نقطه‌یی از دنیای اسلام و حتّی بیرون از دنیای اسلام قدم میگذاشت، نفس امام، نام امام، یاد امام را در آن‌جا زنده میدید؛ خداوند متعال این‌گونه به کلمه‌ی طیبه برکت میدهد و آن را پیش می‌برد. البته در طول زمان، برای پاک کردن جای پای امام و خط امام خیلی تلاش کردند، ولی امروز بعد از بیست‌وهفت سال که از آغاز آن نهضت عظیم و پیروزی انقلاب و تشکیل جمهوری اسلامی گذشته است، شما میبینید که رایحه‌ی خدمتگزاری به مردم با تکیه‌ی بر شعارهای انقلاب، در سرتاسر کشور، استشمام میشود و بار دیگر شعار خدمتگزاری، شعار پاسخگویی، شعار ساده‌زیستی، شعار عدالت‌طلبی، از شعارهای رایج است؛ این، برکت انقلاب است. اگرچه هنوز کسانی هستند که مردم را دعوت به تسلیم و ذلت در مقابل دشمنان نابکار میکنند؛ اما مردم راه خودشان را پیدا کرده‌اند.»(8)

اصول امام؛ نقشه‌ی راه ما

«نقشه‌ی راه هم در مقابل ما است. ما نقشه‌ی راه داریم. نقشه‌ی راه ما چیست؟ نقشه‌ی راه ما همان اصول امام بزرگوار ما است؛ آن اصولی که با تکیه‌ی بر آن توانست آن ملت عقب‌افتاده‌ی سرافکنده را تبدیل کند به این ملت پیشرو و سرافراز. این اصول، اصولی است که در ادامه‌ی راه هم به درد ما میخورد و نقشه‌ی راه ما را تشکیل میدهد. اصول امام، اصول روشنی است. خوشبختانه بیانات امام، نوشته‌جات امام در بیست و چند جلد در اختیار مردم است؛ خلاصه‌ی آنها در وصیتنامه‌ی جاودانه‌ی امام منعکس است؛ همه میتوانند مراجعه کنند. ما مفید نمیدانیم که به اسم امام تمسک کنیم، اما اصول امام را به فراموشی بسپریم؛ این غلط است. اسم امام و یاد امام به‌تنهائی کافی نیست؛ امام با اصولش، با مبانی‌اش، با نقشه‌ی راهش برای ملت ایران یک موجود جاودانه است. نقشه‌ی راه در اختیار امام است و آن را به ما عرضه کرده است؛ اصول امام مشخص است.

اصول امام در سیاست داخلی و خارجی:

 در سیاست داخلی، اصول امام عبارت است از تکیه به رأی مردم؛ تأمین اتحاد و یکپارچگی ملت؛ مردمی بودن و غیر اشرافی بودن حکمرانان و زمامداران؛ دلبسته بودن مسئولان به مصالح ملت؛ کار و تلاش همگانی برای پیشرفت کشور. در سیاست خارجی، اصول امام عبارت است از ایستادگی در مقابل سیاستهای مداخله‌گر و سلطه‌طلب؛ برادری با ملتهای مسلمان؛ ارتباط برابر با همه‌ی کشورها، بجز کشورهائی که تیغ را بر روی ملت ایران کشیده‌اند و دشمنی میکنند؛ مبارزه‌ی با صهیونیسم؛ مبارزه برای آزادی کشور فلسطین؛ کمک به مظلومین عالم و ایستادگی در برابر ظالمان. وصیتنامه‌ی امام جلوی چشم ما است. نوشته‌های امام، فرمایشات امام، در کتابهائی که متن کلمات آن بزرگوار را درج کرده‌اند، موجود است.

اصول امام در عرصه فرهنگ:

 در عرصه‌ی فرهنگ، اصول امام عبارت است از نفی فرهنگ اباحه‌گری غربی؛ نفی جمود و تحجر و نفی ریاکاری در تمسک به دین؛ دفاع قاطع از اخلاق و احکام اسلام؛ مبارزه با ترویج فحشا و فساد در جامعه.

اصول امام در عرصه اقتصاد:

 در اقتصاد، اصول امام تکیه‌ی به اقتصاد ملی است؛ تکیه‌ی به خودکفائی است؛ عدالت اقتصادی در تولید و توزیع است؛ دفاع از طبقات محروم است؛ مقابله‌ی با فرهنگ سرمایه‌داری و احترام به مالکیت است - اینها در کنار هم - امام فرهنگ ظالمانه‌ی سرمایه‌داری را رد میکند، اما احترام به مالکیت، احترام به سرمایه، احترام به کار را مورد تأکید قرار میدهد؛ همچنین هضم نشدن در اقتصاد جهانی؛ استقلال در اقتصاد ملی؛ اینها اصول امام در زمینه‌ی اقتصاد است؛ اینها چیزهائی است که در فرمایشات امام واضح است.

ملت ایران می تواند

 توقع امام از مسئولین کشور همیشه این بود که با اقتدار، با مدیریت، با اداره‌ی عاقلانه و مدبرانه بتوانند این اصول را اجرائی کنند و پیش ببرند. این، نقشه‌ی راه امام بزرگوار است. ملت ایران  با همتش، با جوانانش، با این نقشه‌ی راه، با ایمانی که در دل او  راسخ است، با یاد امامش، میتواند فاصله‌ی کنونی را با آن وضع مطلوب پر کند. ملت ایران میتواند پیش برود. ملت ایران با توانائی‌هائی که دارد، با استعدادهائی که دارد، با انسانهای برجسته‌ای که بحمدالله در میان کشور حضور دارند، میتواند راه طی‌شده‌ای را که تجربه‌ی سی و چند ساله‌ی انقلاب است، با قدرت بیشتر و با همت جازمتر ادامه دهد و ان‌شاءالله به صورت الگوی حقیقی و واقعی برای ملتهای مسلمان در بیاید.»(9)

ادامه دارد...

ارجاعات:

1.بیانات امام خمینی(ره) در دیدار پرسنل کمیتۀ انقلاب اسلامی منطقۀ دوازده تهران –12/4/1358 / صحیفه نور جلد ۸ - صفحه ۳۸۱

2. بیانات امام خمینی در جمع گروهی از فرمانداران کشور پاسداران سپید دشت و کودکان مکتب سرود- 26/4/1358/ صحیفه نور جلد ۹ - صفحه ۱۱۷

3. بیانات امام خامنه ای در مراسم اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) – 14/3/1369

4. بیانات امام خامنه ای در مراسم سومین سالگرد ارتحال حضرت ‌امام خمینی(ره) – 14/3/1371

5. بیانات امام خامنه ای در اجتماع زائران مرقد امام خمینی(ره) – 14/3/1375

6. بیانات امام خامنه ایدر دیدار شرکت‌کنندگان در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) – 12/3/1378

7. بیانات امام خامنه ایدر سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) – 14/3/1381

8. بیانات امام خامنه ایدر دیدار مردم قم‌‌‌ در سالروز قیام نوزده دی – 19/10/1384

9. بیانات امام خامنه ایدر مراسم بیست و چهارمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی(ره) – 14/3/1392

لينک کوتاه مطلب: http://miniurl.ir/Hwk3P