روایات عدیده و تبیین های متعدد پیرامون ماجرای انتصاب مهندس مشایی به سمت معاون اول رئیس جمهور از سوی دکتر احمدی نژاد در اوایل دولت دهم تاکنون از زبان شخصیت های مختلف بازگو گردیده که در این میان، بازخوانی نقل قولی منتصب به رئیس دولت های نهم و دهم در این خصوص، که از زبان یکی از شاگردان آیت الله مصباح یزدی بیان گردیده، قابل توجه و تأمل می باشد.

حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر احمد رهدار (استاد حوزه و دانشگاه و از شاگردان آیت‌الله مصباح یزدی) در این باره توضیح قابل تأملی داده است.[۴۷] وی مشکلاتی از این دست را ناشی از ظرفیت حداقلی قانون اساسی برای اعمال ولایت فقیه می‌داند. رهدار می‌گوید:
«شنیدم که آقای احمدی‌نژاد به دوستان بسیجی ما که رفته بودند خدمت ایشان و ایشان را زیر فشار قرار داده بودند که این چه کاری بود چرا دیر به نامه آقا جواب دادید!؟ این پاسخ را داده بود، گفته بود: انتظار دارید من چه کاره‏ی آقا باشم؟ مالک برای علی باشم خوب است؟ بعد مثال زده، گفته: در جنگ صفین حضرت علی فرستاد دنبال مالک و گفت که برگردد؛ ولی مالک برنگشت. گفت من ۲ ساعت دیگر وقت می‏‌خواهم، بگذار کار این معرکه را من تمام کنم. امام دوباره فرستاد. باز مالک برنگشت. گفت آقا ۲ ساعت دیگر صبر کن و اجازه بده برای همیشه این شر معاویه را من تمام کنم. امام(ع) سه باره فرستاد و گفت اگر برنگردی جان من در خطر است، و مالک برگشت. بعد احمد‌ی‏‌نژاد گفته: آقا برای من حالا یک نامه داده، شما این حق را به من می‏دادید. بعد یک مثال دیگر زده و گفته: من برای آقا، آقا برای حضرت امام شوم کافی است؟ امام آقای منتظری را عزل کرد، آقای خامنه‌ای و آقای هاشمی رفتند نزد امام و گفتند این کار را نکنید، به این دلایل این کار را نکنید، امام فرمودند نه همین و اینها هم تسلیم شدند. باز احمدی‏‌نژاد ادامه داده: بندگان خدا شما می‏‌گذاشتید من بروم پیش آقا.
حالا بحث من این است که ما چگونه باید تبعیت کنیم از آقا؟ حد تبعیت که مطلق است. آقا هرچه فرمود ما باید تبعیت کنیم؛ ولی چگونه اطاعت کردن مهم است. باید ببینیم آیا من در جایگاه ریاست‏‌جمهوری، حق چانه‌زنی کارشناسی با ولی‏‌فقیه دارم؟ قطعاً دارم. این چانه‌زنی در آن مورد اتفاق نیفتاده؛ لذا یک حلمی این طرف می‏‌خواهد. جامعه انقلابی ما باید حلم مدنی پیدا کند، این حلم مدنی به نظر من فعلا نیست. لذا به محضی که حالا ۲ روز تأخیر شد، کلی الم شنگه ایجاد شد. بماند حالا که آقای احمدی‏‌نژاد حرفهای دیگری هم در مورد آن نامه زده بود. مثلا گفته بود در کل این ۴-۵ سالی که من رئیس جمهور بودم، این اولین نامه‌ای بود که از دفتر حضرت آقا آمده بود و ثبت دبیرخانه نشده بود! خوب به من حق بدهید که شک کنم. و این واقعا مهم است. احمدی‏‌نژاد می‏گفت: من واقعاً به نامه مشکوک بودم. دنبال فرصتی بودم که بروم دفتر آقا و صحبت کنم. البته می‌گفت نامه به خط آقا بود و من خط آقا را می‌شناختم اما، یک چنین مسئله‌‏ای هم داشتم.
… مطمئنا همه می‏‌دانیم که اطاعت، محض است. لکن چه وقت این اطاعت محض است؟ وقتی حکم قطعی باشد. نه در فرآیند صدور حکم و قبل از صدور حکم. تا در فرآیند صدور حکم هستیم و هنوز حکم جاری نشده، رئیس‏‌جمهور به عنوان یک کارشناس بالای اجرائی، حق چانه‌زدنی با ولی فقیه را دارد. حق دارد که با ولی فقیه چانه بزند. و این حق اگر بخواهد محقق شود باید حلم اجتماعی بالا رود، باید حلم مدنی بالا رود، که معمولاً نیست و نبود آن هم تنش‌هایی را به وجود آورده.»

منبع: نشریه اصولگرا، شماره۸و۹، اسفند۹۱ و فروردین۹۲

لينک کوتاه مطلب: http://miniurl.ir/TOgwk