این جوان جویای نام، چندی بعد با انتشار کتاب «شوالیه های ناتوی فرهنگی» که شامل «ربط کیهانی» اسنادی بود که بطور هفتگی از نهادهای امنیتی در اختیار این مؤسسه قرار می گیرد، پنداشت که مهمترین کتاب سیاسی سال را تألیف کرده و فاتحه جریان روشنفکری را خوانده است!

{loadposition inside-article}

یکی از جالبترین چهره ها در کلکسیون حسین شریعتمداری، جوانی است مجرد با نام «پیام فضلی نژاد». او که دیرزمانی از عشاق سینما به شمار می رفت، مدتی جذب و شیفته جریان اصلاحات شد و و پس از آن، به طور مرموزی به مجموعه حاج حسین پیوست! فضلی نژاد ابتدا خود را نجات یافته توسط حجت الاسلام پناهیان و استاد رحیم پور ازغدی می دانست و خدا را شاکر بود که در مسیر قبلی باقی نماند. اما چندی بعد، از آنجا که «عوض کردن گرایش سیاسی» در منطق کیهان جایی ندارد و اندک نشست و برخاست یا چای خوردن یا حتی عکسی از رد شدن از کنار فردی مسأله دار، سندی قوی بر ارتباط ایدئولوژیک، سیاسی، امنیتی و... با آن فرد می باشد، زیر بار پذیرش اصلاح طلب بودن سابق خود هم نرفت و آن را انکار نمود!

این جوان جویای نام، چندی بعد با انتشار کتاب «شوالیه های ناتوی فرهنگی» که شامل «ربط کیهانی» اسنادی بود که بطور هفتگی از نهادهای امنیتی در اختیار این مؤسسه قرار می گیرد، پنداشت که مهمترین کتاب سیاسی سال را تألیف کرده و فاتحه جریان روشنفکری را خوانده است! اما این اثر همانطورکه انتظار می رفت، مورد توجه هیچ یک از نهادهای امنیتی-اطلاعاتی قرار نگرفت و حتی «پرچمداران ثابت بصیرت» نیز به آن بی مهری نمودند! لذا او که امیدوارانه عدد «1» را زیر عنوان کتابش درج نموده بود، ناامیدانه، از نگارش جلد دوم منصرف شد و اینبار، به سراغ علوم انسانی رفت! البته با همان منطق کیهانی!

او ذوق زده ماه ها مشغول نگاشتن کتابی بود که به خیال خودش، علوم انسانی غربی و سکولار را به هوا می فرستاد! «ارتش سری روشنفکران » با این منطق منتشر شد: «چون اندیشمندان علوم انسانی غرب، مورد حمایت دولت ها و بعضاً سازمان های جاسوسی بودند، پس علوم انسانی غرب باطل است!». خب بالاخره این هم روشی است برای بحث؛ فقط معلوم نیست در انتهای آن، چرا نباید به جای «علوم انسانی سکولار بد است»، «دولت ها و سازمان های جاسوسی غربی چقدر باشعورند» را نتیجه گرفت؟!

در این بین اما، او به هیچ عنوان نمی توانست پروژه جالب و کیهان پسند «مشائی» را رها کند؛ اگر او روزی استدلال می کرد که «یکی از اعضای فراماسونری گفته است که هرکس در جهان گفت آزادی، فراماسون است» پس اصلاح طلبان فراماسون اند، حالا فردی پیدا شده بود که کلی جملات خطرناک داشت! او دیگر از آزادی نمی گفت، بلکه از «ایران» می گفت و در کنارش از «انسان» و در یک کلیپ هم، از «پایان اسلامگرایی» و از همه مهمتر، از «امام زمان» نام می برد. پازلی که فضلی نژاد آن را در خواب هم نمی دید: «من و این همه خوشبختی محاله...»!!

او که سابقاً وفاداری خود را به بنگاه های لجن پراکنی نشان داده بود، با اختراع واژه «فرقه مشائیه» (که البته در آن زمان که هنوز استاد ذوالنور به میدان نیامده بود، برای خودش یک نوآوری محسوب می شد) باز هم توانست اعتماد این بنگاه ها را بدست آورده و چند عکس و نامه دریافت کند.

این جوان خام به سرعت پس از انتشار خبر عزل مشائی، شروع به نوشتن تخیلات اینتلیجنتیال خود نمود؛ او چند عکس دریافتی اش از دست دادن احمدی نژاد با ریچارد فرای و نیز نامه ای تقدیرآمیز از طرف احمدی نژاد به او (که به طور خنده داری، کاملاً دیجیتالی و قابل جعل توسط هر کسی است) به امضای مهندس مشائی را دلیل بر فریب (و احتمالاً تا دو ماه دیگر، همکاری اطلاعاتی) رئیس جمهور با این فرد اعلام نمود!

اما ای کاش حاج حسین، حداقل تعدادی فیلم هالیوودی تم جاسوسی برای کارمندان خود پخش می کرد تا حداقل شاهد این حد از فضاحت امنیتی-اطلاعاتی نباشیم. این جوان عزیز تصور می کنند وقتی نیروهای امنیتی پی به جاسوس بودن یک فرد می برند، می بایست مانند کیهان نام او و سوابقش را منتشر کنند و تیتر بزنند «دالّی! دیدید دیدید شناختیم!». جا دارد فضلی نژاد عزیزمان را به دیدن فیلم «The Departed» دعوت کنیم که لااقل با اولیات جاسوسی و عملیات ضدجاسوسی آشنا شوند (نسخه سانسور نشده آن هم برای سایر برادران کیهان موجود است).

دوست عزیز! اولین اصل در ضدجاسوسی، جلب اعتماد جاسوس است. این را اگر همان کتاب «جین شارپ» را هم که با آب و تاب نامش را می بری خوانده بودی، در آن می یافتی. البته شاید هم نه، چون این اصل را دیگر هر نوجوان 13 ساله ای که چند فیلم و سریال پلیسی دیده باشد هم می داند. تو به جای تقدیر از زیرکی دکتر احمدی نژاد در جلب اعتماد این جاسوس و از این طریق، دادن اطلاعاتی که خود می خواهیم دشمن درباره مان تصور کند به او، تخیلات سطحی و کیهانی خود را مبنای جاسوس دانستن زیرک ترین رئیس جمهور تاریخ انقلاب نمودی؟

اگرچه روزنامه نگاری در کشور ما (همانند فیلم سازی) هیچ مدرک و آموزش اولیه ای نمی خواهد، لیکن بجاست مسئولین امنیتی کشورمان از انتشار اینگونه تحلیل های سطحی و کودکانه که اعتبار نهادهای برجسته اطلاعاتی کشورمان را زیر سوال می برد، جلوگیری نمایند.

عبدالله حق گو