افسانه پردازی درباره ندا آقا سلطان زن 26 ساله ایرانی که در جریان آشوب های بعد از انتخابات در تهران به ضرب گلوله کشته شد با پخش مستندی انگلیسی، در شبکه های بین المللی همچنان ادامه دارد .

 

به گزارش جهان ،شبكه پی بی اس فرونتلاین یكی از بزرگترین شبكه های رادیو تلویزیونی در ایالات متحده آمریكا مستند " مرگ در تهران " را كه در مورد نحوه مرگ ندا آقا سلطان و تبدیل شدن وی به نماد مقاومت سبزها و اتفاقات قبل و بعد از انتخابات در ایران است به نمایش در آورد.

 

این مستند درحالی تهیه و پخش شدکه رسانه ها خبر از پرداخت مبلغ 150 هزار دلار برای دریافت آلبوم عکس و فیلم ندا به خانواده آقا سلطان داده بودند .

 

شبکه فرونتلاین در اطلاعیه رسانه ای پیش از پخش مستند ادعا کرده است که به تصاویر ویدئویی جدیدی دست پیدا کرده است که قاتل ندا را نشان می دهد و فیلمی کوتاه را هم از مردی نشان می دهد که مردم او را کتک می زنند اما این تصاویر احتمالا در مکان و زمان دیگری گرفته شده است چرا که در آن روزها چنین صحنه هایی به کرات در تهران نشان داده شد.

 

نشریه میدل ایست انلاین در مطلبی به قلم خبرنگار ایرانی خود به نقد این مستند پرداخته و نوشت :در حالی که قتل ندا آقا سلطان در جریان آشوب های اخیر بعد از انتخابات ایران ممکن است کار یکی از گروه های مسلح مخالف و یا حتی ماموران دولت های خارجی باشد که قصد داشته اند از این قتل برای اهداف خود استفاده کنند، سرزنش مستقیم دولت ایران به خاطر این مساله تنها پیشداوری رسانه ای و نادرست است.

 

مساله ای که درباره این فیلم آزاردهنده تر است نبود تحلیل از دکتر حجازی است که شهادت او از صحنه درباره مرگ ناگهانی ندا در دستان او با گفته های معلم موسیقی ندا و دیگرانی که به سرعت او را به بیمارستان منتقل کردند و نیز مقاله "برزو درگاهی" خبرنگار لوس انجلس تایمز که چند روز بعد از مرگ ندا نوشته شده است، تناقض دارد.

 

اشکال اساسی این مستند پذیرش بی چون و چرای روایتی از رخدادهای حول و حوش ندا بود که آرش حجازی آنرا ارائه داد، شخصی که به عنوان پزشکی معرفی شده است و تلاش کرد ندا را نجات دهد. این پزشک که اکنون به قصه نویس تبدیل شده در انگلیس زندگی می کند و با اصرار مدعی شده است که بسیجی را در نزدیکی محل قتل ندا دیده است که مردم او را کتک می زدند و بعد از اعتراف به جنایت نفرت انگیزش گریخته است.

 

سوال اینست که چرا حجازی بنا بر اخلاق پزشکی در زمانی که ندا به داخل یک خودرو انتقال یافت و با عجله به بیمارستان رسانده شد به رسیدگی به ندا ادامه نداد؟ این سوالی منطقی است که میلیونها مخاطب تماشاچی این مستند چه در آمریکا و چه در اروپا و در دیگر نقاط دنیا باید آنرا می شنیدند همانطور که مونیکا گارنسی سازنده این برنامه دو بار این سوال را پرسید .

 

متاسفانه سازندگان این برنامه ترجیح دادند برای لطمه نخوردن به آبروی حجازی این قسمت از مصاحبه را حذف کنند. اما همچنان برای برنامه ای که قرار بود تحقیقی را درباره زندگی و مرگ ندا ارائه دهد، از قلم افتادن این سوالات از دکتر حجازی و حذف نظرات دیگر در یک کلمه بدان معنا است که هدف از فیلم "مرگی در تهران" نه کشف حقیقت بلکه ضربه زدن و ترساندن ایران بوده است.

 

میدل ایست انلاین نوشت :سرزنش مستقیم دولت در این زمینه در حالی که این قتل ممکن است کار یکی از چندین گروه مخالف در ایران باشد، تنها پیشداوری رسانه ای ورای چیزی است که شبکه فرونتلاین به آن شناخته می شود.

 

کاوه افراسیابی نویسنده مقاله می نویسد که در بخش حذف شده مصاحبه اش با شبکه فرونتلاین گفته است که "اگر یک دکتر انگلیسی در انجام وظیفه پزشکی خود چنین کوتاهی کرده بود و به جای آن با عجله به سراغ ارسال فیلم مرگ ندا رفته بود تا - قهرمانی - خود را تبلیغ کند، به جای آنکه آنچه در توان دارد برای زنده نگاه داشتن او در راه بیمارستان انجام دهد، مطمئنا روزنامه های لندن خون این مرد را طلب می کردند، پس چرا این بزدل یک قهرمان جا زده می شود در حالی که شواهد حاکی از آنست که او دروغ گفته است و آنچه می توانسته برای نجات ندا انجام نداده است."

 

نشانه دیگر مبنی بر سوءنیت سازندگان فیلم مرگی در تهران آنست که آنها در ابتدا به نویسنده این مقاله گفتند هدفشان ساخت مستندی درباره تحولات سیاسی بعد از انتخابات است و نه ماجرای ندا. بدین ترتیب برای نویسنده مقاله غافلگیر کننده بود که یکی از این فیلم سازان به نام یاسون آتاناسیادیس در تعطیلات آخر هفته گذشته گفت بعد از دیدن برنامه از این کار کناره گرفته است و کاملا متعجب و سرخورده شده است که به رغم توافق، سازندگان اجرایی بر قصه ندا تمرکز کرده بودند. این مکالمه تلفنی چند روز قبل از پخش این فیلم در شبکه های پی بی اس و نیز بی بی سی در سه شنبه شب صورت گرفت و در جریان آن یاسون به نویسنده مقاله گفت که به عقیده او 60 درصد این برنامه تبلیغات است. اما بعد از تماشای این مستند تقلبی که از ابتدا تا انتها مملو از هوای مسموم شیطانی جلوه دادن رژیم ایران و تقدیر در حد پرستش از حجازی و دیگر مخالفان است، به این نتیجه رسیدم که یاسون بیش از اندازه سخاوتمند بوده چرا که فیلم مرگی در تهران دست کم 80 درصد تبلیغاتی است که به جای گزارش تحقیقاتی قالب شده است، با این امید که فضای فکری مخاطبان را در سراسر جهان به ویژه در تهران علیه حاکمان تهران آلوده کند. این کار در راستای مساله ای صورت گرفت که ظاهرا عزم خاص دولت انگلیس برای تغییر رژیم در ایران است تا بدین ترتیب مخاطبان آمریکایی را هم در راستای منافع انگلیس تحت تاثیر قرار دهد.