واکنش های تخریب گرانه و بزرگنمایی رویدادهای دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و فراموشی یا کتمان واقعیت های دوران مدیریت دولت های گذشته از همان روزهای نخست انتخاب احمدی نژاد آغاز شد و به چنان ویه ای تبدیل گشت که بدیهیات نیز از سوی سیاست بازان انکار می شود.

{loadposition inside-article}

واکنش های تخریب گرانه و بزرگنمایی رویدادهای دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و فراموشی یا کتمان واقعیت های دوران مدیریت دولت های گذشته در همه عرصه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و بین المللی از همان روزهای نخست انتخاب احمدی نژاد از آغاز شد و به چنان رویه ای تبدیل گشت که همگان به آن عادت نموده اند و گاه این کتمان ها و فراموشی ها و در مقابل، کوفتن چماق مشکلات و نقائص بر سر دولت های نهم و دهم چنان شدت می گیرد که بدیهیات نیز از سوی سیاست بازان انکار می شود و البته حافظه تاریخی ملت ایران را نیز معمولا، هیچ به حساب نمی آورند.

به گزارش صریح نیوز، بخشی از واقعیت هایی که معمولا تلاش می شود به دست فراموشی سپرده شود تا عملیات تخریب علیه احمدی نژاد بهتر به نتیجه برسد، برخی آمارها و واقعیت های اقتصادی دوران دولت های گذشته است. پیش از این بارها آمار بیکاری، تورم، واردات، رشد نقدینگی و ... در دولت های گذشته مطابق مستندات مورد بازخوانی قرار گرفت تا جایی که تقریبا در همه موارد کارنامه هفت ساله دولت نهم و دهم بسیار درخشان تر و قابل دفاع تر از همه دولت های پیشین بوده است اما سیاست پیشگان تلاش می کنند آمارهای دوران مدیریت خود را کتمان و چماق خرابی اوضاع را بر سر احمدی نژاد بکوبند تا راه بازگشت خویش را به عرصه قدرت هموارتر نمایند.

یکی از عینی ترین موارد که بحث داغ این روزهای کشور می باشد، سکوت در برابر افزایش هشت برابری قیمت ارز در دولت موسوی، 4 برابری در دولت هاشمی، دو برابری در دولت خاتمی و نادیده گرفتن ثبات 7 ساله قیمت ارز در دولت احمدی نژاد و فریاد برآوردن به دلیل جهش شیطنت آمیز مقطعی اخیر است چنانکه چند ماه است با اغراض سیاسی بر طبل کاهش بی سابقه ارزش پول ملی می کوبند و حقایق دوران مدیریت خود را عامدانه به باد فراموشی می سپارند.

قیمت ارز در زمان جنگ

نگاهی به آمار نشان می دهد بیشترین افزایش قیمت دلار در زمان جنگ تحمیلی رخ داده است؛ به طوری که قیمت ارز در فاصله سال های 58 (آغاز جنگ) تا 68 که آغاز اولین دولت هاشمی رفسنجانی و دوران سازندگی است، حدودا هشت برابر شده و از 14 تومان به 120 تومان رسیده است، به طوری که جز یک یا دوسال در سایر سال ها قیمت ارز بین 7 تا 10 تومان نسبت با سال قبل افزایش یافته است. این به آن معناست که در طول دوران نخست وزیری آخرین نخست وزیر ایران، ارزش پول ملی به یک هشتم کاهش یافت اما صدا از حنجره کسی برنخاست!

دولت سازندگی

نگاهی به کارنامه دولت هاشمی رفسنجانی نشان می دهد از سال 68 که دولت سازندگی با ریاست جمهوری وی روی کار آمد تا پایان آن در سال 76، قیمت ارز حدودا 4 برابر شده و از 120 تومان در سال آغازین این دولت، به 478 تومان در سال پایانی عمر هشت ساله آن رسید. این وضعیت نشان می دهد دولت سازندگی، پس از دولت زمان جنگ، مقام دوم را در افزایش قیمت ارز و کاهش ارزش پول ملی در اختیار دارد و آن را به یک چهارم کاهش داده است. البته خوب است یادآوری شود که رشد قیمت ارز در طول هشت سال یادشده، نامنظم و گاه شوک آمیز بوده است. به عنوان مثال قیمت ارز در سال 73 معادل 263 تومان بود اما در سال 74 با 140 تومان افزایش به 403 تومان رسید که در زمان خود شوک بزرگی به حساب می آمد اما باز هم صدای کسی در نیامد و اعتراض ها بر روی تورم 50 درصدی ناشی از طرح تعدیل اقتصادی تمرکز یافت.

دولت اصلاحات

دولت اصلاحات در دوران هشت ساله خود در زمینه افزایش قیمت ارز در میان چهار دولتی که از زمان جنگ بر سر کار بوده اند، مقام سوم را به خود اختصاص داده است، به طوری که قیمت ارز از سال 76 که آغاز دولت خاتمی است تا سال 84 که آغازین سال دولت احمدی نژاد است، نزدیک دو برابر شده و از 478 تومان در سال 76 به 904 تومان افزایش یافته است و این به معنای نصف شدن ارزش پول ملی در این دوران و نصف شدن دارائی های مردم است. البته این دولت مجری سیاست تک نرخی شدن ارز نیز بوده و مقداری از تلاطم قیمتی را می توان به اجرای این سیاست نسبت داد. اما کسی اعتراض به نصف شدن ارزش پول ملی در آن دوران سیاست زده را به یاد نمی آورد.

دولت احمدی نژاد در پله آخر

اکنون نوبت به دولت احمدی نژاد می رسد که در پله چهارم و آخر رشد قیمت ارز و کاهش ارزش پول ملی در مقایسه با 3 دولت قبل از خود ایستاده است چراکه قیمت ارز در این دولت یعنی از سال 84 تا سال 90 حداکثر 33 درصد رشد داشته است. به این تربیت که قیمت ارز در بازار آزاد با آغاز به کار دولت نهم در سال 84 معادل 904 تومان بوده است و آبان 1390 به 1200 تومان رسید و مجموعا از ثبات نسبی برخوردار بود که نشان از مدیریت مناسب بر این بازار دارد اما در بهمن 90 در یک جهش شوک آور و شیطنت آمیز به 2100 تومان هم رسید، پس از این شوک، در اسفند ماه 90 دوباره به 1900 تومان کاهش یافت.

اما در روزها و هفته های اخیر، ارز دوباره قیمت های متلاطمی را تجربه کرده است که اساسا منطبق بر واقعیت های اقتصادی نبوده و همانگونه که بسیاری از کارشناسان منصف اذعان نموده اند، طبیعتا ارتباطی با سیاست های اقتصادی دولت که در این دوره هفت ساله از ثبات نسبی برخوردار بوده، نداشته و تحت تأثیر تحریم ها و محدودیت های بین المللی، اخلالگری ها و شیطنت های هدفمند سیاسی، دلال بازی و فضای روانی نامطلوب و تحریک شده با جنگ روانی به عنوان بخشی از جنگ اقتصادی تحمیلی بر ملت ایران است و نمی توان این التهاب غیر اقتصادی در مقطع زمانی اخیر را به حساب روند طبیعی قیمت ارز در دوران دولت احمدی نژاد گذاشت.

اما از آنجا که احمدی نژاد به زیاده خواهی برخی همواره نه گفته و راه باندبازی سیاست پیشگان مطرود ملت را در پیش نگرفت و بر عهد خود با مردم پایدار بود و همان احمدی نژادی باقی ماند که از ابتدا مردم او را از جنس خویش می دانستند، همه گلوها و بلندگوهای وابسته به قدرت سالاران و نیز رسانه های خارجی، صدای اعتراض خود را علیه منتخب مظلوم ملت ایران چنان بالا برده اند و بر مصیبت کاهش ارزش پول ملی شیون سر می دهند که به گوش های خودشان نیز آسیب می رسانند!

و البته چون انحصار و قرق رسانه ای و جنگ روانی نیز در اختیار خودشان است، کسی به یادشان نمی آورد که در طول هفت سال پیش از شیطنت هماهنگ اخیر اخلالگران در بازار ارز، تنها در این دولت بود که در همه سال های پس از انقلاب ارزش پول ملی حفظ و نرخ ارز تقریبا ثابت نگاه داشته شد و این در دولت موسوی بود که قیمت ارز هشت برابر شد و در دولت هاشمی چهار برابر و در دولت خاتمی دو برابر!