سوم تیر 1384 زمانیکه در حلقه مشاوران هاشمی کسی احمدی نژاد را جدی نمی گرفت، اما عصر سیاست ورزی جسورانه ای در راستای بازگشت قطارانقلاب به ریل اصلی اش شروع شد که هاشمی رفسنجانی ، تفکرات، عملکرد و اطرافیانش، نقطه تقابل و تعریف خطوط گفتمانی برای آن سیاستمدار جسور بود. دکتر احمدی نژاد در حال حاضر، در راستای همان اصول دولت های نهم و دهم که مدال «احیاگر گفتمان امام وانقلاب» را از جانب امام جامعه دریافت نمود و به تبع اعلام خطر تحریف امام وخط امام از سوی ولی امر مسلمین جهان و نسخه ارائه شده از سوی ایشان مبنی بر لزوم بازخوانی گفتمان امام وانقلاب، قریب به دو سال است که بیرق بازخوانی و تبیین آرمانهای انقلاب و خط نورانی امام و رهبری را بدست گرفته و با شرکت در جلسات و گردهمایی های مردمی در تهران و شهرستان های دور و نزدیک به ادای تکلیف در این خصوص می پردازد. شاید این نشانه هایی از بازگشت معجزه هزاره سوم در خرداد 96 باشد. 

سوم تیر 1384، روزی بود که دو نامزد انتخاباتی با گذشت زمان به دو قطب متضاد گفتمانی در فضای سیاسی کشور تبدیل شدند.
به گزارش «پايگاه خبري تحليلي رئيس جمهور ما»؛ روزگاری فرماندار و استاندارش بود و عکس های یادگاری با هم داشتند. مردی کوتاه قد و با ریش های سیاه و سرسوزنی، با موهای ساده در کنار دیگر مقامات و مسولان دولت سازندگی، در گوشه ای ایستاده بود. شکل لباس پوشیدن و ظاهرش همچون دیگران اتو کشیده نبود و خیلی معمولی تیپ می زد.

علی محمد بشارتی جهرمی که زمانی در اطلاعات سپاه فعالیت داشت و در دستگیری مجتبی طالقانی، فرزند آیت الله طالقانی به دلیل عضویت در شاخه مارکسیستی سازمان مجاهدین خلق، نقش داشت در سال 1372 در کابینه دوم هاشمی رفسنجانی، وزیر کشور می شود و پس از تکشیل استان اردبیل، سکانداری آن را به فرماندار سابق خوی و ماکو می سپارد. پیش از این مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی در دولت هاشمی بود. احمدی نژاد در سال های استانداری به عنوان استاندار نمونه کشور در سه سال متوالی انتخاب شد و استانداری برتر در زمینه فعالیت عمرانی و بازسازی ۷۵۰۰ واحد مسکونی تخریب شده در جریان زلزله اردبیل در طول ۷ماه را در کارنامه خود دارد.

محمود احمدی نژاد، پیش از آنکه به این میزان در ایران و دنیا شناخته شده باشد، در رده مسئولانی قرار داشت که نام و نشان چندانی نداشت و در عصری که رسانه ها و ارتباطات به مانند امروز قوی نبودند، در گوشه ای از کشور به عنوان فرماندار یا استاندار به فعالیت می پرداخت. زاده آرادان شهرستان گرمسار و هم استانی حسن روحانی یعنی سمنانی است. در رشته مهندسی عمران در دانشگاه علم و صنعت توانست درجه دکترا را اخذ کند و عضو هیات علمی همان دانشگاه نیز شد.

در سوم تیرماه سال 1384، ناگهان ورق به نام محمود احمدی نژاد برگشت و احمدی نژاد در کمال ناباوری رقبای ریز و درشت، رئیس جمهور ایران شد. کسی که توانست هاشمی رفسنجانی، سردار سازندگی! را شکست دهد و کلید پاستور را از سید محمد خاتمی تحویل بگیرد. ریاست جمهوری او خارج از پیش بینی ها و تحلیل های فعالین سیاسی بود و کسی باور نمی کرد شهرداری که دو سال در خیابان بهشت مشغول به فعالیت بود، بتواند سونامی به این بزرگی به راه اندازد.
روز سرنوشت ساز

1404 نفر به وزارت کشور در خیابان فاطمی تهران رفتند تا برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384، نام نویسی کنند. از میان آنها تنها نام 6 نفر صلاحیت دار بیرون آمد و پس از حکم حکومتی مقام معظم رهبری، مصطفی معین و محسن علیزاده، وزاری سابق دولت اصلاحات، به جمع نامزدهای انتخاباتی اضافه شدند. در میان نامزدها، نام هاشمی رفسنجانی بیش از همه به چشم می خورد و رئیس جمهور دوره پنجم و ششم ایران، بار دیگر به دنبال آزمودن بختش در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری بود. اضافه شدن معین با شعارهای تند بسیار جالب توجه بود. محمدرضا خاتمی در جریان تبلیغات و فیلم تبلیغاتی معین که از تلویزیون پخش شد گفته بود: " از مذاکره با آمریکا گفتیم و تایید صلاحیت شدیم، ازرهبری انتقاد کردیم و تایید صلاحت گرفتیم، از شورای نگهبان انتقاد کردیم تایید صلاحیت گرفتیم."

خبرنگار آمریکایی وارد فرودگاه مهرآباد شد و تنها با هاشمی رفسنجانی مصاحبه کرد و به آمریکا بازگشت. بیشتر تحلیل گران خارجی شانس هاشمی رفسنجانی را بیشتر از رقبای دیگر می دانستند و هیچ کس تصور نمی کرد احمدی نژاد رئیس جمهور شود. در روز 27 خرداد انتخابات بزگزار شد و احمدی نژاد و هاشمی، به دور دوم راه یافتند. هاشمی در حدود 6 میلیون 200 هزار و احمدی نژاد، 5 میلیون و 700 هزار در این مرحله کسب کردند. مهدی کروبی که 5 میلیون رای به دست آورده بود، سیتسم انتخاباتی کشور را به تقلب و تخلف متهم کرد و نقل قول معروفی از او برجای ماند که دو ساعت خوابیده و رای ها جابه جا شدند!

از سوی دیگر محمدباقر قالیباف، مصطفی معین، علی لاریجانی و محسن مهرعلیزاده، حدنصاب لازم را برای ادامه رقابت کسب نکردند و محسن رضایی نیز پیش از برگزاری انتخابات، کناره گیری کرده بود.

به سال 1378 بازمی گردیم، زمانیکه هاشمی و احمدی نژاد برای انتخابات مجلس ششم در یک لیست در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند. اسامی و نام هایی که در حال حاضر به صورت رقیب بالقوه در نظر گرفته می شوند، روزگاری در لوای جناح راست محافظه کار، هاشمی، احمدی نژاد، حسن روحانی و حدادعادل را در کنار هم قرار گرفته بودند. به غیر از هاشمی هیچ یک در تهران رای لازم برای ورود به مجلس معروف اصلاحات را کسب نکردند و هاشمی نیز در حالیکه نفر سی ام شده بود، از انتخابات کناره گیری کرد. در آن انتخابات احمدی نژاد، رئیس ستاد هاشمی در منطقه نارمک تهران نیز بود.

اما 4 سال بعد و در جریان انتخابات شورای شهرها، ائتلاف آبادگران ایران اسلامی، نامی جدید در عرصه سیاسی کشور توانست بیشترین کرسی های شورای شهر تهران را کسب کند. شورایی که احمدی نژاد را به بهشت رساند و از سال 1382 تا 1384، وی شهردار تهران بود تا بیشتر از گذشته شناخته تر شود.

جريان ارزشي و انقلابي كه در جامعه به عنوان آبادگران شناخته شده بود و كمتر از جريان راست نشان داشت، در انتخابات مجلس هفتم شورای اسلامی نيز با اقبال گسترده مردم روبه‌ رو شد و اكثريت مطلق قوه مقننه را از آن خود كرد. به‌ طوریکه تمامي 30 كرسی تهران را در مجلس شورای اسلامی را به خود اختصاص داد. اين موفقيت‌ها و الزامات اكثريت بودن جريان راست ديروز و ارزشی – انقلابی كه اينك با تابلوی آبادگران در جامعه شناخته شده است را بر آن داشت تا به باز تعريف هويت جديد و تبيين مولفه‌های آن اهتمام ورزد. انتخابات رياست جمهوری دوره نهم در پيش بود و ماهيت، انديشه سخن‌گويان و برنامه‌های اين جريان بايد بيش از پيش براي افكار عمومي منتشر مي‌شد. اصول­ گرایی محصول این فرایند بود و حالا جریان اصول گرایی بر آمده از راست ديروز و آبادگران وقت با سخن‌گويان، گفتمان و برنامه‌هاي جديد و نو در برابر جريان اصلاح طلبی صف آرايی كرد و توانست در انتخابات نهم و دهم رياست جمهوری با انتخاب شدن محمود احمدی نژاد پيروز انتخابات باشد.

دور دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 1384، در سوم تیر، در واقع معجزه ای روی داد. چرا که فردی به سمت پاستور رفت که در اکثر معادلات شانس بسیار کمی برایش قائل بودند و توانست در رقابت با یک شخصیت سیاستمدار نامی، گوی رقابت را برباید و با 17 میلیون رای هاشمی را شکست دهد. در دور نخست اصلاح طلبان نتوانستند به اجماع برسند و آراء میان کروبی، معین و مهرعلیزاده پخش شد. رفتاری که اصلاح طلبان در این انتخابات داشتند همچون نقطه ضعف و درس عبرتی تاریخی برای آنها باقی ماند و حمایت نیم بند و تلویحی آنها در دور دوم از هاشمی رفسنجانی نیز نتوانست ستاره بخت آنها را بار دیگر در آسمان ایران روشن نگه دارد و اصلاحات افول کرد.

انتخابات 3 تیر، شگفت انگیزترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی بود. از یکسو محمود احمدی نژاد که میان نامزدهای محافظه کار و اصولگرا، در تمامی نظرسنجی ها در رتبه های آخر قرار داشت توانست از سایر رقبای هم صنف خود جلو بزند و در یک مصاف تاریخی، هاشمی رفسنجانی را که اجماع اجتماع بی مانندی از اصلاح طلبان دولتی و اپوزیسیون را در پشت سر داشت از آرزوی رسیدن مجدد به ریاست جمهوری باز دارد. شاید بتوان این شکست را تلخ ترین شکست زندگی هاشمی رفسنجانی ارزیابی کرد چرا که بنا بر نقل قول های مختلف، وی تا آخرین لحظات برگزاری انتخابات، هرگز احمدی نژاد را در صف رقبای خود ندید و تاریخ تقابل این دو به صورت جدی از 3 تیر آغاز شد. تقابلی که بیش از یک دهه ادامه داشته و در انتخابات سال 1388، احمدی نژاد بار دیگر از برگ هاشمی رفسنجانی استفاده کرد و رقبای خود را در آن انتخابات پیاده نظام هاشمی برای شکست خود در نظر گرفت که با افشای فسادهای اقتصادی، سیاسی و مالی این جریان منتسب به هاشمی رفسنجانی، نگاه مردم را به سوی خود جلب کرد.

"شانس پیروزی هاشمی رفسنجانی در مرحله دوم انتخابات بیشتر از احمدی نژاد است. آرای مهدی کروبی به عنوان یک روحانی ارزشمدار... و آرای مهرعلیزاده و بخشی از آرای طرفداران معین در سبد آرای هاشمی رفسنجانی خواهد بود. آرای لاریجانی و قالیباف هم تقسیم می شود و در نتیجه با یک حساب جبری در شرایط فعلی شانس پیروزی هاشمی رفسنجانی قطعی است."

این بخشی از تحلیل های محسن کوهکن، نماینده مجلس هفتم در تاریخ 30 خرداد 84 در مصاحبه با روزنامه ایران است. حتی کسانی که به احمدی نژاد رای داده بودند با دیدن نتایج شگفت زده شدند. اتفاقی به مراتب غیرقابل باورتر از 2 خرداد 76 روی داده بود و ستاره بخت آسمان سیاست ایران به نام زاده ای از آرادان رقم خورد.

پس از انتخابات رهبرمعظم انقلاب گفت، روزی در خانه به خانواده اش گفته است: " اگر آقای احمدی نژاد رای هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محوری را مطرح کرد. نگذاشت به فراموشی سپردن این شعار بشود یک سنت. این شعار مطرح شد و ذهن ها را بخودش متوجه کرد." (بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت 8/ 6/ 1384)

تقابل گفتمان اصیل امام و انقلاب و گفتمان تجدیدنظرطلبانه و منحرف از اصول انقلاب

هاشمی رفسنجانی از نتیجه انتخابات دلخور و شوکه بود و بیانه ای گلایه مند نوشت و شکایتش را به خدا برد: " بنا ندارم كه در مورد انتخابات، شكايت به داورانی كه نشان دادند نمی‌خواهند يا نمی‌توانند كاری بكنند ببرم و شكايت خود را فقط همانند مورد قبل در دادگاه عدل الهی مطرح می‌كنم، خدايی كه با توكل بر او و برای جلب رضايتش به صحنه آمدم و با او معامله كردم و می‌دانم در انتقام الهی اگر كسی معاقب شود قطعا مردم، انقلاب اسلامی و ايران نخواهند بود و فقط مجرمان واقعی مجازات می‌شوند. آنها كه برای تضعيف رقيب از راه تضعيف انقلاب وارد شدند چون می دانستند او در هر حالت از انقلاب اسلامی دفاع می‌كند و ابايی از بعهده گرفتن مسوليت‌ها ندارد و آنها كه بگونه‌ای بی‌سابقه با هزينه‌های دهها ميلياردی از بيت المال، اينجانب و بستگانم را ظالمانه تخريب كردند و آنها كه با استفاده زياد از امكانات نظام به صورت سازماندهی شده و نامشروع در انتخابات دخالت كردند. ترديدی ندارم كه جزای چنين ظلمی به كشور و مردم و من ، جز خسران دنيا و آخرت نخواهد بود."

وزیر کشور سابق کابینه احمدی نژاد یعنی صادق محصولی از سابقه تقابل هاشمی و احمدی نژاد در برنامه شناسنامه شبکه 3 صداو سیما آن را به تغییر روحیات و رفتارهای هاشمی رفسنجانی پس از سال 1376 گره زده است: " اینطور نیست که مواضع افراد ثابت باشد و اگر مدتی در موضع حق بودند تا آخر عمر هم در این موضع باقی بمانند. بین دوره ای که آقای احمدی نژاد استاندار آقای هاشمی بود با دوره ای که این دو با یکدیگر رقابت انتخاباتی داشتند هشت سال فاصله بود. هشت سال زمان کمی نبود. آقای هاشمی در انتخابات 76 مواضع خاص خودشان را داشتند و طبیعتاً بین آقای هاشمی با حزب الهی ها اختلافاتی به وجود آمد که این اختلافات در انتخابات 84 بروز پیدا کرد."
هر چند افراد و گروه های مختلف سعی بر تحلیل جانب دارانه از نتایج آراء مردم در انتخابات 84 به نفع خود و احزاب وابسته خود داشته و آراء منتخب مردم را به واسطه طرفداری فلان شخصیت کذا و کذا از وی اعلام می نمودند، لیکن واقعیت آنست که تضاد گفتمانی موجود در شعارهای انقلابی و آرمانی دکتر احمدی نژاد با شعارها و عملکرد تکنوکرات گرایانه دولت های سازندگی و اصلاحات که با فاصله گرفتن از آرمان های انقلاب، کم توجهی به صاحبان واقعی انقلاب و سرریز منابع به سمت و سوی قشر محدودی از سرمایه داران و کاخ نشینان، عامل اصلی بازگشت به اصل انقلاب در بدنه جامعه و نه گفتن به تفکر غیراصیل تجدیدنظرطلبان انقلاب بود.
موضوعی که به تدریج و با آسیب شناسی انتخابات 84 از سوی هاشمی رفسنجانی و طیف اصلاح طلبان، به نقطه تقابل با جریان احمدی نژاد از طریق القاء عمومی پیرامون عدم وفاداری و پایبندی دولت های نهم ودهم به اصول انقلاب!!! و انتساب وصله جریان انحرافی به ایشان با استفاده از تمامی ابزارهای رسانه ای، تریبون داران و خواص تکنوکرات یا ساده لوح تبدیل شد.
موضوع چالش های میان طرفداران هاشمی رفسنجانی که به مرور شامل طیف گسترده ای از اصلاح طلبان نیز شد و طرفداران احمدی نژاد تا سال های سال ادامه یافت و به سال های پایانی ریاست جمهوری رئیس دولت عدالت ورز نیز رسید. حاشیه ها، تهمت ها، تخریب ها، تنگ نظری ها، بی مهری ها، پنجه افکنی و لجن پراکنی های بسیاری نیز در این سال ها گریبان دولت احمدی نژاد را با هدایت یک مرکز فرماندهی متحد و هدفمند گرفت که دامنه تقابلات با دولت انقلابی را از سطح هاشمی رفسنجانی به لایه هایی از اصولگرایان نیز گسترده شد.

هاشمی رفسنجانی در یکی از آخرین اظهار نظرهای مربوط به احمدی نژاد، این هنرنمایی و مدیریت میدان در راستای عبور خطر احمدی نژاد از سر کشور را اینچنین بیان می نماید: " در دوره احمدی نژاد به ویژه پس از سال 88 انقلاب داشت منحرف می‌شد و به سمت اختناق می‌رفت، من موفق شدم در بدترین شرایط تا حدودی این وضع را عوض کنم و مردم با همان مردانگی که انقلاب کردند سال 92 هم پیروز شدند. در سال 94 هم بزرگان را نگذاشتند وارد میدان شوند و چند چهره رده سوم و چهارم توانستند ژنرال‌های رقیب را کنار بزنند. اکنون دیگر می‌توانم راحت بمیرم زیرا مردم تصمیماتشان را خودشان می‌گیرند و در این نزدیکی پایان عمر که راه انقلاب را مسدود کرده بودند آن را باز کردم."

با تمام این تفاصیل، تنها نامزد نماینده گفتمان دولت احمدی نژاد در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری عدم احراز صلاحیت شد و امروز دولتی با گفتمان تجدیدنظرطلبانه نسبت به اصول انقلاب، سه سال گذشته را با سکوت تعجب براگیز طیف وسیع منتقدین و تخریبگران دولت های نهم و دهم( از اصلاح طلب تا به ظاهراصولگرایان  وخودعمارپندارها) سپری نموده و تیر اتهام وتقصیر کماکان از سوی این افراد کماکان به سمت و سوی احمدی نژاد است، لیکن رئیس دولت های نهم و دهم به توصیه امام جامعه، سه سال است که لب فرو بسته و طریق سکوت را برگزیده است؛ هر چند در همان دوران 8 ساله نیز ایشان به غیر از ایام انتخابات، در اکثر مواقع از هاشمی و سایر ارکان جریان متقابل با گفتمان اصیل امام و انقلاب نامی نمی برد و به آنها نمی پرداخت.
حال باید دید آیا این تقابل یک دهه ای بار دیگر در انتخابات سال 1396 دهان باز خواهد کرد یا آنکه هاشمی می تواند با خیال راحت سر بر بالین بگذارد؟
سوم تیر 1384 زمانیکه در حلقه مشاوران هاشمی کسی احمدی نژاد را جدی نمی گرفت، اما عصر سیاست ورزی جسورانه ای در راستای بازگشت قطارانقلاب به ریل اصلی اش شروع شد که هاشمی رفسنجانی ، تفکرات، عملکرد و اطرافیانش، نقطه تقابل و تعریف خطوط گفتمانی برای آن سیاستمدار جسور بود. دکتر احمدی نژاد در حال حاضر، در راستای همان اصول دولت های نهم و دهم که مدال «احیاگر گفتمان امام وانقلاب» را از جانب امام جامعه دریافت نمود و به تبع اعلام خطر تحریف امام وخط امام از سوی ولی امر مسلمین جهان و نسخه ارائه شده از سوی ایشان مبنی بر لزوم بازخوانی گفتمان امام وانقلاب، قریب به دو سال است که بیرق بازخوانی و تبیین آرمانهای انقلاب و خط نورانی امام و رهبری را بدست گرفته و با شرکت در جلسات و گردهمایی های مردمی در تهران و شهرستان های دور و نزدیک به ادای تکلیف در این خصوص می پردازد. شاید این نشانه هایی از بازگشت معجزه هزاره سوم در خرداد 96 باشد.