تاريخ خونبار انقلاب اسلامى حوادث بسيار سهمگينى را در خود دارد كه حضرت امام (ره) از آن به عنوان «حوادث كمرشكن» ياد مى كرد و همچون كوه در مقابل آن حوادث مى ايستاد.

ايستادگى نظام اسلامى بعد از شهادت بهشتى و ۷۲ تن، رجايى و باهنر، شهداى محراب، فرماندهان ارتش و سپاه، چمران و ترورهاى گسترده و كور كه همه از سال ۱۳۶۰ اتفاق افتاد، مديون ايستادگى و صلابت امام بود.

مثل امام مثل پيامبر بود كه بنيان گذار، رهبر كبير و شالوده ساز بود. مثل رهبر فعلى انقلاب مثل اميرالمؤمنين است كه بعد از پيامبر با جماعتى شروع كرد كه آن جماعت به استمرار اسلام و حكومت اسلامى، در فرداى پيامبر فكر نكرده بودند و هر كسى براى خود راهى را برگزيد و اين چنين، حكومت دارى امرى پيچيده تر گرديد. رهبر معظم انقلاب در ۲۰ سال گذشته با تدبير و صبورانه همه مسائل را تحمل كرد؛ ايران اسلامى را كه توسط امام از يك ژاندارم منطقه به قدرت ملى تبديل شده بود، به قدرت منطقه اى ارتقا داد و انصافاً ملت ما كه در تعبير امام «بهتر از ملت رسول الله است» ايشان را همراهى كردند.

از همه تلخى ها و شيرينى هاى اين بيست سال سه برگ آن به صورت عميق در سينه و قلب نيروهاى مؤمن به انقلاب اسلامى حك شده است اما خود را شرمنده مى دانند كه نمى توانند در قبال آن حركتى نمايند، اين سه برگ مربوط به فشار دشمن نيست، دشمن همچنان زبون، در پشت دروازه ايستاده است، اين سه برگ ناله از دوستانى است كه اميرالمؤمنين در قبال آنان مى فرمود «صبحگاهان كجى هاى شما را صاف مى كنم، شامگاهان به حال اول بر مى گرديد»، «كسى كه به وسيله شما دشمن را تهديد كند، با كمان شكسته تيراندازى كرده است»، «كاش هرگز شما را نمى شناختم»، «يا ايهاالرجال و لارجال» و ...

اولين برگ از اين دفتر در تيرماه ۱۳۷۸ رقم خورد، آن موقع نيز رهبرى، جوانانى را كه در خيابان هاى تهران به آشوب مى پرداختند، دشمن ندانست و از حزب الله خواست كه انرژى خود را صرف آنان نكنند و آن را براى مقابله با دشمن نگه دارند. آن موقع از درون بدنه حاكميت نيازهاى اطلاعاتى و مجوزها صادر مى شد، آشوب طلبان با چراغ سبز روبه رو بودند و رهبرى با علم به آن فرمود «اى سيد و مولاى ما در پيشگاه خدا شهادت بده كه ما تا آخر ايستاده ايم» و ايستاديم و حاميان و عاملان مانند كف روى آب ناپديد شدند.

برگ دوم مربوط به روز ۳۱/۲/۷۹ بود روزى كه رهبرى پس از آن همه اهانت روزنامه هاى مجوز گرفته از دولت اصلاحات به اعتقادات دينى و مذهبى شيعه به ميدان آمدند، ايشان در جمع ۲۰۰ هزار نفرى جوانان در مصلاى تهران، مطبوعات را پايگاه دشمن خواندند و فرمودند: «دشمن اگر خيلى فشار بياورد اينجا صلح امام حسن اتفاق نمى افتد اينجا عاشورا تكرار خواهد شد». اينجا بود كه حزب الله به هوش آمد و جوانه هاى حزب الله براى عدم تكرار كربلا روييدن گرفت و استمرار روح اسلام انقلابى كه با اتمام جنگ تحميلى كم رنگ شده بود، جوهره مجدد يافت.

برگ سوم در آخر خطبه دوم نماز جمعه ۲۹/۳/۸۸ رقم خورد، نماز جمعه اى كه ايرانيان پس از اسلام تاكنون آن را نديده بودند و هيچ دوربينى قادر به ترسيم آن نشد، آنجا ولى ما بود كه به موالى خود اعلام آمادگى مجدد نمود اما در بين مردم گفت كه هر كس آماده است بسم الله. او جان، تن و آبروى خود را مجدد آماده فدا دانست اما در جمع ما گفت تا مهدى موعود، آمادگى امت و رهبر را يكجا ببيند، رهبر و امت را يكجا دعا نمايد و از خدا بخواهد كه اين دو كه لازم و ملزوم هم اند مسير خونبار تشيع و اسلام ناب را با هم طى كنند و طى مى نمايند. ان شاءالله

عبدالله گنجى