به‌موازات جریان‌های تکفیری منتسب به اهل سنت که آتش فتنه را به جان مسلمانان انداخته و پدیده اسلام‌گرایی را به نفع صهیونیست‌های مسیحی تقویت می‌کنند، جریان تکفیری دیگری؛ منتسب به اهل تشیع و مدعی مرجعیت نیز با اهانت به مقدسات اهل سنت و تبلیغ خرافه‌های مذهبی منتسب به شیعه به اختلاف‌افکنی بین شیعه و سنی و بهانه‌تراشی به سود تکفیری‌های سنی رو آورده‌اند که محوریت آن در بیت سید صادق شیرازی مدعی مرجعیت شیعه قرار دارد. این جریان مشکوک که باگذشت زمان، وابستگی آن به استعمار پیر انگلستان، آشکارتر می‌گردد به دنبال توسعه نفوذ خود به هیئت‌های مذهبی و ترویج نوعی سکولاریسم است.

 اگر بخواهیم پروژه نفوذ فرهنگی را به عنوان یک پدیده استعماری نوین تعریف کنیم در برخی از قسمت ها با یکسان سازی فرهنگی نیز مواجه می‌شویم که هر روی این مفاهیم یعنی هم نفوذ و هم یکسان‌سازی فرهنگی در یک نمای کلی برمی‌گردد به جریان نفوذ غرب در قرن بیستم به بعد در کشورهای جهان سوم و خاورمیانه که تئوریزه شدن همان عملیات و جنگ‌های جهانی است، که قبل از آن در غالب جنگ‌های تمدنی و صلیبی مطرح بوده و حتی امروزه هم هست. نفوذ فرهنگی برای هدایت، رهبری و بسترسازی فعالیت‌های دشمن در آن کشور صورت می‌گیرد و درصدد بوده تا بنیان‌های فرهنگی یک ملت با دین، ایدئولوژی و مذهب را منحرف نماید و از درون تخریب کند. نمونه‌های تاریخی فراوانی می‌توان برای این موضوع در تاریخ جهان و ایران نام برد و به آن اشاره کرد. شباهت‌های تاریخی در جریان نفوذ فرهنگی بسیار درس‌آموز و پند دهنده است. نکته‌ای که رهبر معظم انقلاب مکرر به آن اشاره کرده‌اند -مسأله نفوذ فرهنگی- شاید هیچ‌گاه مانند امروز در جامعه ما به عنوان یک موضوع چالشی و بحث‌برانگیز مبدل نشده بود. خصوصاً بعد از مسأله برجام می‌توان گفت یکی از عمده‌ ترین مباحث مطرح در جامعه فکری، فرهنگی و نخبه ما که اذهان مختلفی را به خود درگیری ساخته است، همین نفوذ فرهنگی است که خود را در اشکال مختلف نمایان ساخته و می‌سازد و این مختص یک فرهنگ خاص و یک ایدئولوژی ویژه نیست. 

ادامه مطلب را اینجا ببینید

 

لينک کوتاه مطلب: http://miniurl.ir/n1X8e