طی صدسال گذشته، بارها و بارها کشورهای مختلف، حکامی که به آمریکا اعتماد کرده اند و جناح غربگرا چه در داخل جمهوری اسلامی و چه در کشورهای دیگر نتایج بسیار منفی را تجربه کرده اند. باور صداقت آمریکایی در طول این سالها برای بسیاری از کشورها تلخ و نا امید کننده بوده است.

به گزارش «پايگاه خبري تحليلي رئيس جمهور ما»؛ روز گذشته بود که امام خامنه ای به مسئولان و مدیران رسانه ملی پیشنهاد کردند برای دست‌یابی به تحلیلی پایه و واقع‌بینانه به مقایسه‌ی موقعیت جمهوری اسلامی با برخی کشورهای منطقه بپردازند که در ۴‌دهه‌ی اخیر زیر سایه‌ی آمریکا زندگی کرده‌اند. این مقایسه نشان می‌دهد که تسلیم، چه نتایجی دارد و ایستادگی به چه خیرات و پیشرفت‌هایی منجر می‌شود.
چهارشنبه گذشته نیز رهبر معظم انقلاب با تاکید بر سیاست نظام مبنی بر عدم مذاکره با آمریکا گفتند: مذاکره با آمریکا ممنوع است زیرا این مذاکره نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضررهای بیشماری نیز دارد. نگاهی به عملکرد سیاست خارجی آمریکا، مهر تائیدی بر سخنان مقام معظم رهبری است.

تجربه تاریخی نشان می دهد که زندگی زیرسایه آمریکا برای هیچ کدام از کشورهای منطقه دموکراسی و پیشرفت فراهم نکرده، بلکه امنیت آنان را نیز سلب کرده است.

امروز در مصر این وضعیت به شدت مشهود است. در لیبی، تونس و عراق نیز عدم امنیت زندگی مردم را مختل کرده است. افغانستان نیز وضعیت مشابه ای دارد.

تاریخ نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها هیچ‌گاه به وعده‌های خود عمل نکرده و هر‌گاه رهبر کشوری و علی‌الخصوص رهبران و روسای جمهور کشورهای مسلمان سعی در نزدیکی با غرب و آمریکا داشته‌اند‌، دیر یا زود امنیت داخلی و نظام سیاسی کشورشان از هم پاشیده است‌.

از عاقبت لیبی و توافقش با آمریکا برای تسلیم همه جانبه برنامه هسته‌ای‌اش گرفته تا کره شمالی و عراق و مصر همه نشان‌دهنده نتیجه اعتماد به آمریکا هستند؛ آمریکا منافع ملی خود را به همه قواعد و قوانین بین المللی ترجیح می دهد و به هیچکدام از قراردادها پایبند نیست.

در لیبی و برنامه هسته‌ای قذافی برای کشورش نمونه بارزی از عهدشکنی و غیر قابل اعتماد بودن آمریکا بود‌.19 دسامبر ۲۰۰۳ دولت لیبی در بیانیه ای اعلام می کند نه تنها تجهیزات هسته ای ، نظامی و شیمیایی خود را تسلیم خواهد کرد بلکه با امضای پروتکل الحاقی، نظارت های بیشتر آژانس انرژی اتمی و بازرسان تسلیحات شیمیایی را پذیرفته است. و علاوه بر این ها ، برد موشک های خود را نیز به ۳۰۰ کیلومتر کاهش خواهد داد.

تونی بلر، نخست‌وزیر انگلیس در همان روز با صدور بیانیه‌ای تصمیم قذافی را تاریخی و شجاعانه می خواند: این یک تصمیم بزرگ و شجاعانه بود. تصمیمی که می تواند سرنوشت لیبی و مردمش را در مسیر مناسبی قرار بدهد. این یک لحظه تاریخی برای لیبی محسوب میشود و مطمئنا آینده متفاوتی برای این کشور رقم میزند.

قذافی ظرف ۹ ماه یعنی از ژانویه ۲۰۰۴ تا سپتامبر همان سال برای اعتمادسازی اقدامات گسترده ای انجام می دهد؛ لیبی تاسیسات هسته ای خود اعم از دستگاه‌های سانتریفیوژ، قطعات مربوطه، مدارک و مخزن‌های حاوی هگزا فلوراید اورانیوم را به آمریکا منتقل می کند. بیش از ۱۵ کیلوگرم اورانیوم غنی شده با خلوص بالا نیز به روسیه منتقل می شود.

اما عجیبترین اقدام لیبی انهدام تمامی تجهیزات مرتبط با موشک‌های اسکاد – سی است. قذافی همچنین موافقت می‎کند تا موشک‌های اسکاد – بی را نیز منهدم نماید.

در تمامی این زمینه‌ها لیبی دسترسی کامل به هر فرد و سندی را برای آمریکا فراهم می کند تا همکاری کاملاً گسترده ای با بازرسان و نمایندگان آمریکا و انگلیس صورت گیرد .

اما با وجود همه این اقدمات در ژانویه ۲۰۰۴ جیمز کانینگهام سفیر آمریکا در اسرائیل ، باز هم لغو تحریمهای لیبی را اقدامی خطرناک اعلام می‎کند و می گوید: مشخص نیست که با لغو تحریم ها دولت لیبی چه رفتاری در پیش خواهد گرفت. به نظر من لغو تحریم های لیبی بسیار خطرناک بوده و ممکن است تبعات ناامید کننده ای برای همه داشته باشد.

اسپنسر آبراهام وزیر وقت انرژی آمریکا نیز مدعی می شود تنها پنج درصد خواسته های آمریکا از سوی لیبی برآورده شده است. وی اعلام می کند: مشکلات هسته ای لیبی بسیار بزرگتر و عمیق تر از چیزی است که امروز در رسانه ها به آن اشاره میشود. این مشکلات مثل یک کوه یخ است که الان تنها قله آن بیرون از آب دیده میشود. چیزی حدود پنج درصد از آن!
در حالی که لیبی به تمامی خواسته‌های غرب تن داده ، آمریکا لیبی را الگوی موفقی برای دیپلماسی اعمال زور خود معرفی می کند.

کاندولیزا رایس با اشاره به نمونه موفق لیبی می‎گوید: خرسندم اعلام نمایم که ایالات متحده روابط کامل خود را با لیبی از سر خواهد گرفت. لیبی نیز از فهرست دولت‌های حامی تروریسم واز فهرست کشورهایی که همکاری کاملی با آمریکا در مقابله با تروریسم جهانی نداشته‌اند، حذف می‌گردد. این نتیجه آن تصمیم تاریخی است که لیبی در سال ۲۰۰۳ گرفت. همان طور که سال ۲۰۰۳ نقطه عطف تاریخی برای مردم لیبی بود سال های دیگر نیز می‌تواند نقطه عطفی برای مردم ایران و کره شمالی باشد.

26ژوئن ۲۰۰۶ معاهده ای میان انگلیس و لیبی منعقد می شود . بر این اساس انگلیس متعهد می شود تا در صورت حمله احتمالی به لیبی ، امنیت قذافی و حکومتش را تضمین کند.
اما زمان زیادی لازم نبود تا قذافی به توخالی بودن وعده های آمریکا و انگلیس پی ببرد. آمریکایی ها لغو کامل تحریم ها و کمک در جهت گسترش مناسبات اقتصادی با دنیا را به لیبی وعده داده بودند . اما بهانه جویی آنها پایانی نداشت. بهانه هایی نظیر قوانین داخلی آمریکا ، اختلافات بر سر تحویل متهمین پرونده لاکربی و وضعیت حقوق بشر در لیبی.

پیمان شکنی های آمریکا آنقدر ادامه می یابد که قذافی رسما از اعتماد به آنها ابراز پشیمانی کرده و سرنوشت کشورش را عبرت و الگوی مناسبی برای سایر کشورها در مسیر ارتباط با آمریکا معرفی می کند: این عادت آمریکایی هاست. آنها فقط به منافع خودشان فکر می کنند. آمریکا باید به تعهداتش عمل کند تا کشورهایی مثل ایران و کره شمالی با مشاهده رفتار آمریکا با لیبی تصمیمات دیگری نگیرند.

همزمان با بالا گرفتن اعتراضات مردم لیبی در سال ۲۰۱۱ ، نیروهای ناتو سوار بر موج بیداری اسلامی مردم منطقه و برای تحت کنترل در آوردن آن به این کشور حمله می کنند. انگلستان که متعهد شده بود در صورت تهدید نظامی لیبی از این کشور دفاع کند ؛ حالا خود در این حمله، تحت عنوان نیروهای ائتلاف حضور دارد.

لیبی که در نقطه عطف به اصطلاح تاریخی خود توان نظامی اش را پس از توافق با آمریکا از دست داده است ، زیر ساخت های اقتصادی خود را هم در جریان حملات ناتو از دست می دهد. دیکتاتور قذافی نیز در وقایع آن سال ها به طرز کشته می شود.

سران خائن کشورهای منطقه بعد از اعتماد به آمریکا شیوه دیکتاتوری پیش گرفتند و مردم خود را تحت شدیدترین فشارها قرار دادند و نهایتا توسط خود مردم در انقلاب های منطقه سرکوب شدند.

حتی دولت های ملی که توسط مردم روی کار می آمدند در نتیجه اعتماد به آمریکا زمین گیر می شدند. یکی از این دولت ها، دولت مصدق بود. ریچارد نیکسون که بین سالهای 1969 تا 1974 رییس جمهور آمریکا بوده است، در برنامه ای تلویزیونی، به دوران معاونت خود در دولت دوایت آیزنهاور در سالهای 1953-1961 پرداخته است. او در بخشی از مصاحبه خود به کودتای 28 مرداد 1332 و نقش آمریکا در آن صریحا اشاره می کند و ضمن تشریح انگیزه های آمریکا، آن را اقدامی قابل دفاع از سوی آیزنهاور معرفی می کند. گفتنی است ریچارد نیکسون تنها رییس جمهور آمریکا است که به خاطر افشای سرقت از دفتر حزب دموکرات، مجبور به استعفا از مقام ریاست جمهوری شد. این حادثه در تاریخ آمریکا به رسوایی واترگیت مشهور است. در بخشی از مصاحبه مزبور که در سال 1991 ضبط شده است نیکسون می گوید: بگذارید نگاهی داشته باشیم به بعضی از تصمیماتی که آیزنهاور اتخاذ کرد و این اقدامات همه شان جنجالی بودند. مثال اول، تصمیمی بود که او در سال 1953 در رابطه با ایران عملی کرد. ایالات متحده همراه با بریتانیا، از یک کودتا در ایران حمایت کردند که شر مصدق را کم کرد. مصدق یک رهبر چپگرا بود که رک و راست از سوی شوروی کنترل می شد. این کودتا شاه را به قدرت بازگرداند. خب، از آیزنهاور به خاطر نقش سی آی ای در این کودتا انتقاد می شود. ولی بگذارید ببینیم این اقدام چه نتیجه ای در بر داشت؟ ایران مهمترین کشور در منطقه بود، بیشترین جمعیت را داشت، نفت زیادی در آن موقع داشت، و بنابراین قدرت قابل توجهی بود. بازگشت شاه به قدرت، به این معنی بود که ایالات متحده در ایران یک دوست قدرتمند به دست آورده است و طی 25 سال بعد از آن، ایران نقش یک حافظ صلح در منطقه خلیج فارس را بازی کرد.

طی صدسال گذشته، بارها و بارها کشورهای مختلف، حکامی که به آمریکا اعتماد کرده اند و جناح غربگرا چه در داخل جمهوری اسلامی و چه در کشورهای دیگر نتایج بسیار منفی را تجربه کرده اند. باور صداقت آمریکایی در طول این سالها برای بسیاری از کشورها تلخ و نا امید کننده بوده است.(+)

لينک کوتاه مطلب: http://miniurl.ir/68kHJ